استاد علوم سیاسی، با تأکید بر بی‌رقیب‌بودن جریان اصلاحات گفت: «دو بحرانی که اصلاح‌طلبان از آن رنج می‌برند، اول مشخص‌نبودن هدف و دغدغه آنها و دوم بلاتکلیف‌بودن رهبری این جریان است».

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

 او می‌گوید در نامه‌ای به سیدمحمد خاتمی از او خواسته تا دموکراسی‌ و آزادی‌خواهی، تقویت نهادهای مدنی، برگزاری انتخابات آزاد، حاکیمت قانون و استقلال قوه قضائیه را به عنوان آرمان‌های جریان اصلاحات به‌صورت شفاف مطرح کند تا اگر از نسل‌های هفتادی و هشتادی پرسیدند که جریان اصلاحات چیست؟ بتوانند به آن پاسخ بدهند. او در‌این‌باره به «اعتماد آنلاین» گفت: «به‌هر‌حال به جریانی که ظرف 40 سال گذشته قدرتی را در دست داشته و ما امروز به عنوان اصولگرایان از آنها یاد می‌کنیم، امید زیادی نبود. اما به اصلاح‌طلبان امید داشتیم که بتوانند با تغییرات و با اصلاحاتی که درون نظام به وجود می‌آورند، راه را برای بقا و تفکیک آینده نظام هموار کنند. منتها با به‌بن‌بست‌رسیدن رهبری اصلاحات الان براندازها هستند که بسیار خوشحال‌اند و به صادق زیباکلام و امثال صادق زیباکلام که همچنان معتقدند تنها گزینه موجود اصلاح نظام است، می‌گویند دیدید اشتباه می‌کردید؟ دیدید نمی‌شود از طریق سازوکارهای قانونی تغییری به وجود آورد؟! الان آنها خیلی خوشحال هستند و بازارشان خیلی پررونق شده است».

او ادامه داد: «اجازه دهید بدون رودربایستی به شما بگویم که امروز هم با عملکرد اصلاح‌طلبان و هم با عملکرد اصولگرایان دفاع از نظام و اینکه همچنان امید به اصلاح داشته باشیم، کار دشواری شده است. کما اینکه براندازها -در مناظره‌هایی که من با آنها دارم- خیلی راحت به من می‌‌گویند شما و هم‌فکرانت در حال فریب مردم هستید تا مردم را پای صندوق‌های رأی بکشانید. کار شما هر چهار سال به چهار سال این است. شنیدن این جمله بسیار دردناک است. این منعکس‌کننده شکست جریان اصلاحات است. اما همچنان معتقدم که اصلاح از درون تنها راه چاره است. من هر فکری را که بخواهد در جهت سرنگونی باشد، محکوم می‌کنم، چون معتقدم که ما به عقب خواهیم رفت».

این استاد دانشگاه درباره بی‌رقیب‌بودن جریان اصلاحات اظهار کرد: «اصلاحات رقیبی ندارد. من هیچ جریان دیگری را در جمهوری اسلامی ایران نمی‌بینم که دموکراسی‌خواه باشد. رقبای پراکنده وجود دارند، معلمان و کارگرانی که اعتصاب می‌کنند، جنبش‌های دانشجویی، برخی از روزنامه‌نگاران و برخی از روشنفکران هستند، اما اینکه یک جریان متشکل و سازمان‌یافته سیاسی و اجتماعی را بگوییم رقیب جریان اصلاحات است، نه، چنین رقیبی وجود ندارد. البته افرادی سعی می‌کنند خودشان را به عنوان جریان سوم مطرح کنند. مثلا آقای احمدی‌نژاد اصرار زیادی دارد که خود را به عنوان جریان سوم مطرح کند. برخی از اصولگرایان که ناامید و سرخورده از جریان اصولگرا هستند و می‌بینند که اصلاح‌طلبان هم با بحران مواجه شدند، می‌خواهند خودشان را به عنوان جریان سوم مطرح کنند. زمانی آقای قالیباف صحبت از نئواصولگرایی می‌کرد، زمانی هم آقای احمدی‌نژاد می‌خواست خودش را به عنوان خط سوم مطرح کند. اینها هم متوجه شده‌اند که مردم چقدر از جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا ناامید و سرخورده شده‌اند. می‌خواهند به‌نحوی سرشیر نارضایتی مردم را برای خودشان جمع‌ کنند و بگویند که ما نه اصولگرا هستیم و نه اصلاح‌طلب. در واقع قصد دارند از این بغضی که مردم علیه هر دو جریان دارند بهره‌برداری کنند و آن را به حمایت از خود تبدیل کنند. ولی من هیچ شانسی برای این افراد نمی‌بینم؛ نه برای آقای قالیباف و نه برای آقای احمدی‌نژاد و نه برای هیچ شخصیت دیگری که می‌خواهد خود را به عنوان جریان سوم مطرح کند. جریان سومی نداریم فقط و فقط یک جریان می‌تواند ناجی سیاسی ایران از این وضعیت باشد؛ آن هم جریانی است که دغدغه‌اش برای آزادی و دموکراسی و هدفش ایجاد و تقویت نهادهای دموکراتیک نظام فعلی باشد».

 

 

آیا این خبر مفید بود؟