مقداری پول از بانک گرفتم و در حال شمارش اسکناس ها بودم که متوجه شدم جوانی مرا زیر نظر دارد. من بدون آن که حساسیتی نشان بدهم پول ها را داخل کیف دستی ام گذاشتم ولی قبل از آن که از بانک بیرون بیایم بسته اسکناس را برداشتم و داخل جیب کتم گذاشتم.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

حدسم درست بود چون همان جوان ناگهان راهم را سد کرد و در حال برگشت به خانه، در حالی که چاقویی در دست داشت با تهدید و توسل به زور کیف خالی را گرفت و سپس سوار بر موتورسیکلت قصد فرار داشت که در این لحظه دستپاچه شد و کنترل موتورسیکلت را از دست داد. او به شدت با جدول کنار خیابان برخورد کرد و دچار صدمه جدی شد.

من بلافاصله این سارق جوان را که به شدت آسیب دیده بود به بیمارستان رساندم و با انجام معاینات اولیه مشخص شد او از ناحیه استخوان لگن و دست راست دچار شکستگی شده است. پیرمرد در دایره اجتماعی کلانتری افزود: موضوع را به خانواده جوان سارق اطلاع دادم و پدرش که آدم آبرومندی است سراسیمه خود را به بیمارستان رساند.

ادامه این ماجرا را از زبان پدر مرد جوان می خوانیم. او اظهار داشت: فرزندم از جوانی گرفتار رفیق بازی شد و دوستی با افراد ناباب او را از مسیر اصلی زندگی دور کرد. میثم در سن ۲۳ سالگی عاشق و دلباخته دختر خانمی شد که خانواده ای بی بند و بار داشت. من و مادرش هرچه گفتیم این دختر شایستگی تو را ندارد او نپذیرفت، قبول نکرد و حتی تهدید می کرد که اگر به خواسته اش نرسد دست به خودکشی خواهد زد. ما از ترس آبرویمان برای پسرم آستین بالا زدیم و به هر سختی که بود او را به خانه بخت فرستادیم. اما ۷ ماه بعد، یک روز او با وضعیتی به هم ریخته و در حالی که گریه می کرد به خانه آمد و گفت همسرش را به اتهام رابطه نامشروع با یکی از دوستانش دستگیر کرده اند.

میثم، عروسم را طلاق داد و من بیچاره هم با حقوق بازنشستگی به ناچار هزینه پرداخت مهریه را به طور اقساطی به گردن گرفتم. اما این شکست سنگین عاطفی و خیانتی که دوست میثم و همسرش در حق او کردند برای فرزندم خیلی گران تمام شد. متاسفانه میثم پس از مدتی به موادمخدر آلوده شد و امروز هم خبر آوردند که به اتهام سرقت دستگیر شده است. کاش جوان ها قدر خودشان را بدانند و با سرنوشت خود بازی نکنند.