آبرویم در خطر است و نمی دانم اگر او تصاویری را که به طور مخفیانه تهیه کرده است رو کند چه خاکی بر سرم بریزم. خواهش می کنم کمکم کنید و راهی نشانم دهید تا بتوانم خودم را از مخمصه ای که در آن گرفتار شده ام نجات دهم.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

دختر دانشجو در دایره اجتماعی کلانتری گفت: یک سال قبل با پسر جوانی آشنا شدم که در نزدیکی خانه هم کلاسی ام زندگی می کرد. من برای درس خواندن به خانه دوستم می رفتم و این پسر دانشجو که از شهرستان آمده بود با ابراز عشق و علاقه مرا خام کرد. او با چرب زبانی هایش رویاهای قشنگی برایم ساخته بود و من که شیفته و دلباخته اش شده بودم تحت تاثیر حرف های هم کلاسی ام تمام سعی خودم را به کار گرفتم تا این پسر خوش تیپ و پولدار را از دست ندهم و به قول دوستم همان چیزی باشم که او می خواهد.

متاسفانه رابطه عاطفی من و این پسر جوان در مدت کوتاهی به سوءاستفاده های غیراخلاقی ختم شد و به خاطر این که هرچه بیشتر او را به خودم وابسته کنم در برابر خواسته های کثیفش هیچ مقاومتی از خودم نشان ندادم. مدتی گذشت و پسر مورد علاقه ام فقط به دنبال خواسته های خودش بود. من که در این شرایط نگران آینده ام بودم به او گفتم تا چه زمانی می خواهی به این رابطه ادامه بدهی و چرا طبق قول و قراری که گذاشته ایم به طور رسمی از من خواستگاری نمی کنی. او چند هفته مرا دست به سر کرد و وقتی دید که دیگر مثل قبل اسیر هوس هایش نیستم ادعا کرد منتظر است تا پدرش از سفر خارج کشور برگردد و همراه خانواده اش به خواستگاری ام بیاید.

پسر حقه باز با این حرف های چرت و پرت ۲ ماه مرا سر کار گذاشت و از روزی که همکلاسی ام گفت از طریق برادرش متوجه شده پدر این آقاپسر قاچاق فروشی حرفه ای است که در زندان به سر می برد و حتی او نامزد دارد تصمیم جدی گرفتم برای همیشه فراموشش کنم. اما پسر جوان چهره واقعی اش را برایم نمایان کرد و با لحنی تهدیدآمیز می گوید، تصاویری تهیه کرده است که می خواهد از طریق شبکه های مجازی منتشر کند و آبرویم را به بازی بگیرد.من حالا روزی هزار بار خودم را لعن و نفرین می کنم و نمی دانم چرا با چنین حماقتی، شخصیت و حیثیت خودم را لگدمال کردم و روسیاه شدم. در پایان از همه دخترهای جوان خواهش می کنم حواس خود را جمع کنند چون هر دختری به ارزش عفت و عصمتش می تواند در جامعه سر بلند کند و زندگی آبرومندانه ای داشته باشد