برای بسیاری از افراد، در نظر گرفتن طلاق و جدایی می تواند مثل شکست یا تسلیم شدن باشد. قطعاً تصمیم گیری ساده ای نیست، به خصوص وقتی بچه ها و امور مالی هم درگیر هستند اما این بدان معنی نیست که وقتی در رابطه ای ناخوشایند هستید نباید طلاق و جدایی را از ذهن خود عبور کنید.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

طلاق همان چیزی است که ما هنگام فکر کردن در حال فرار به آن فکر می کنیم اما واقعیت این است، طلاق ممکن است درست یا تنها راه حل موجود نباشد.
طبق آمار انجمن روانشناسی آمریکا در ایالات متحده آمریکا حدود 40 تا 50 درصد زوج های متاهل، طلاق می گیرند و این تعداد حتی برای ازدواج های بعدی نیز بالاتر هم می رود.
اگر به طلاق و جدایی فکر می کنید، بهتر است ابتدا ببینید که این فکرتان دقیقاً از کجا نشأت می گیرد. دکتر جنیس ویلهاور روانشناس می گوید: “بعضی اوقات افراد قبل از اینکه طلاق را در نظر بگیرند، باید کارهایی برای خود انجام دهند.” “اغلب اوقات، آنچه که از روابط خود می خواهند غیر واقعی است و اگر تصمیم می گرفتند کارهای درمانی خود را انجام دهند، ممکن است تشخیص دهند که مسئولیت انجام برخی از کارها وظیفه شریک زندگی آنها نیست.”
در حقیقت رفتن به سراغ درمان – چه به صورت فردی و چه به عنوان زوج – می تواند به شما کمک کند روی موضوعاتی که به عنوان یک زوج با آنها روبرو هستید کار کنید و روش های ملموس برای غلبه بر آنها را بیابید اما مشکل اینجاست که به محض اینکه هفته ها، ماه ها یا حتی سال ها آسیب دیده باشید، ترمیم سخت تر می شود.
و اگر به سراغ زوج درمانی می روید لازم است چیزی باشد که هر دو به آن متعهد باشید. سامانتا برنز، مشاور زوج ها و نویسنده کتاب Breaking Up & Bouncing Back می گوید: “من توصیه می کنم حداقل قبل از تصمیم گیری در مورد طلاق و جدایی حداقل به سه ماه مشاوره بپردازید.” اما متأسفانه برای برخی از زوجین حتی مشاوره نیز لزوماً مانع از طلاق و جدایی نمی شود. در اینجا به علائمی خواهیم پرداخت که نشان می دهند ممکن است زمان خاتمه ازدواج شما فرا رسیده باشد.

شریک زندگی شما اعتیاد دارد و حاضر نیست تحت درمان قرار بگیرد
اگر شریک زندگی شما از اعتیاد رنج می برد (چه سوء مصرف مواد یا اعتیادهایی مانند قمار و الکل) می تواند باعث ایجاد مشکلات واقعی در یک رابطه شود به خصوص اگر آن شخص از کمک گرفتن امتناع ورزد.
اگر کسی الکلی یا معتاد به مواد مخدر باشد و تمام تلاش خود را کرده اید که سعی کنید این فرد معتاد نماند، ممکن است روزی بیاید که شما بگویید دیگر حاضر نیستید بجنگید.
به علاوه برای اینکه در کنار آمدن با اعتیاد موفق باشید باید همسرتان در انجام این کار با شما همکاری کند. ویلهاور می گوید: “فرد مبتلا به اعتیاد مجبور است کارهای عظیمی را روی خود انجام دهد که چیزی نیست که شخص دیگر در این رابطه بتواند به آن کمک کند.” مردم باید خودشان این کار را انجام دهند زیرا می خواهند این کار را برای خودشان انجام دهند. ”
بنابراین اگر سعی کرده اید شریک زندگی خود را تحت معالجه اعتیاد قرار داده و آنها متعهد به کمک به خود نباشند، این نشان دهنده این است که ازدواج دیگر برای شما سالم نیست.

شریک زندگی شما از شما یا فرزندانتان سوءاستفاده می کند
اگر شریک زندگی شما از نظر جسمی، جنسی یا حتی عاطفی از شما سوءاستفاده می کند، پس ماندن در این ازدواج در واقع شما را به خطر می اندازد. در مورد سوءاستفاده همسرتان از فرزندانتان نیز همین اتفاق می افتد.
مشابه یک اعتیاد، اگر شریک زندگی شما اهل سوءاستفاده باشد، این بدان معناست که آنها باید به تنهایی از کمک بگیرند.  ویلهاور می گوید: “به نظر من هر نوع سوءاستفاده دلیلی برای جدا شدن از شریک زندگی است فقط به این دلیل که اغلب شریک تان بد دهن نیست یا کاری خلاف میل شما خارج از رابطه تان انجام نمی دهد دلیل بر این نیست که ازدواج سالمی دارید.
(اگر در حال حاضر مشکوک هستید و ممکن است در یک رابطه سرشار از سوءاستفاده قرار داشته باشید، برای دریافت کمک فوری با شماره های اضطراری تماس بگیرید و از مشاور کمک بگیرید.)

شریک زندگی شما در یک رابطه دیگر است و می خواهد با آن شخص باشد
اگرچه ممکن است در طول درمان امور با همکاری زوج انجام شود اما اگر شریک زندگی شما مایل به ترک کسی نیست که با او رابطه برقرار کرده یا حاضر نیست از تماس با او امتناع ورزد، این می تواند نشانه ای واضح باشد که زمان آن رسیده است که به طلاق و جدایی بیندیشید.
ملانی روانشناس می گوید: “فکر می کنم بسیاری از امور قابل بهبود است اما من فکر می کنم شخص باید مایل باشد روابط دیگرش را خاتمه دهد و حتی با شخص در ارتباط نباشد.”
دکتر گرینبرگ، دکترا و روانشناس بالینی در کالیفرنیا می گوید: “متأسفانه این یک علت بسیار متداول طلاق و جدایی است. آنچه تحقیقات به ما نشان می دهد این است که دلیل اصلی طلاق زنان، خیانت توسط شریک زندگی آنهاست.”
دکتر بوکارووا می گوید: “برای برخی از زوج ها، طلاق باعث نقض اعتماد می شود مانند خیانت که در قلب و ذهن آنها قابل اصلاح نیست.”

شما دیگر رابطه جنسی با هم برقرار نمی کنید
شما بارها و بارها آن را می شنوید اما ارتباط واقعا مهم است. خبر خوب این است که اینگونه مسائل ارتباطی غالباً با معالجه درمانی انجام می شود.
بوکارووا می گوید: “کمک به این نوع مسائل به زوج ها اجازه می دهد که برخی از مسائل خود را مرتب کنند و مهمتر از همه ، مهارت های لازم برای برقراری ارتباط بهتر را به زوج ها آموزش می دهد و فضای امنی را برای برقراری ارتباط صادقانه فراهم می کند.”
گرینبرگ می گوید: “اما اگر شریک زندگی شما از دریافت این نوع کمک امتناع ورزید و درگیر ارتباطی نشد، می تواند دلیل طلاق باشد به خصوص اگر به کیفیت کلی زندگی شما آسیب برساند.

شریک زندگی شما آزادی مالی به شما نمی دهد
ممکن است مورد سوءاستفاده مالی قرار بگیرید بنابراین اگر شریک زندگی تان با پول شما را کنترل می کند یا اجازه نمی دهد بینش درستی در مورد مسائل مالی داشته باشید و ندانید شما به عنوان یک زن و شوهر در کجا ایستاده اید، نشان می دهد که زمان طلاق است. گرینبرگ می گوید: “آنها این کنترل را حفظ می کنند. “آنها اجازه نخواهند داد که اطلاعات و آزادی داشته باشید.”
اما این می تواند شما را دچار مشکل کند به خصوص اگر به شریک زندگی خود وابسته باشید یا با هم بچه داشته باشید. به خصوص اگر شریک زندگی شما در حال کنترل رفتار شما است و از گرفتن کمک امتناع ورزد.
گرینبرگ می گوید: “بعضی اوقات مردم برای مدتی با آن کنار می آیند.” “اما در نهایت، این منجر به ایجاد روابط مناسبی نخواهد شد.”

هیچ صمیمیتی بین شما وجود ندارد
مانند همه انواع ارتباطات، صمیمیت – چه جسمی و چه احساسی – غالباً با گذشت زمان و با کمک یک فرد حرفه ای قابل بهبود است اما اگر کمک حرفه ای دریافت کرده اید و صمیمیت هنوز در رابطه تان وجود ندارد این می تواند دلیل در نظر گرفتن طلاق و جدایی باشد.
گرینبرگ می گوید: “صمیمیت یک نیاز مهم است.” اما وی می افزاید: این واقعاً به علت عدم صمیمیت هم بستگی دارد.
به عنوان مثال، اگر شریک زندگی شما مشکل پزشکی دارد که صمیمیت جسمی برایش چالش برانگیز است، برای کمک به شما روش های دیگری برای یافتن صمیمیت در رابطه وجود دارد اما اگر شریک زندگی تان مشکلی نداشته باشد اما از هرگونه ارتباط با صمیمیت امتناع ورزد، ممکن است علامت این باشد که ازدواجتان مشکل دار است.

شریک زندگی شما هیچ علاقه ای به حل مسائل و مشکلات تان ندارد
حل مسئله زناشویی خواهان مشارکت هر دو شریک است. “این نمی تواند یک طرفه باشد. یک نفر نمی تواند روی آن کار کند و دیگری هیچ کاری انجام ندهد. این می تواند یک علامت واضح باشد که روابط به نتیجه نمی رسد. برای تحقق آرزویتان باید تلاش مساوی وجود داشته باشد. ”
اگر شریک زندگی شما مایل به معالجه درمانی است، سعی کنید اندازه گیری های مشخصی از عملکردتان به عنوان زوج انجام دهید. برندی انگلر، روانشناس بالینی دارای مجوز که متخصص در روابط و نویسنده کتاب “Men on My Couch” است می گوید: “اگر مسئله به صورت مشخص بیان شود، می توان آن را سنجید.”
به عنوان مثال، اگر برای “صمیمیت” به نظر می رسد شما و شریک زندگی خود “قوانین” را تعیین می کنید، می توانید به راحتی چک کنید که آیا با یک جدول هفتگی یا ماهانه، آن مفهوم صمیمیت را مشاهده می کنید یا خیر. انگلر می گوید: “من این را دوست دارم زیرا از تصمیم مبتنی بر شواهد برای طلاق پشتیبانی می کند.” “هر شریک زندگی می تواند به وضوح ببیند چه اتفاقی افتاده است یا در طی مدت زمان اتفاقی رخ نداده است.”

شریک زندگی شما به شما احترام نمی گذارد (یا برعکس)
اگر شریک زندگی شما به شما احترام نمی گذارد یا شما احترامی نسبت به شریک زندگی خود قائل نیستید، احتمالاً وقت آن رسیده است تا سلامتی ازدواج خود را ارزیابی کنید. چرا می خواهید در کل زندگی با شما بد رفتاری و بی احترامی شود؟ به خصوص اگر سعی کرده اید حدود و حدودی را تعیین کنید.
اما باید اشاره کرد عواملی در بی احترامی وجود دارد که ممکن است طلاق را تضمین نکند. به عنوان مثال، اگر شریک زندگی شما از یک بیماری روانی رنج می برد و گاهی اوقات وقتی که با آن بیماری دست و پنجه نرم می کند به شما بی احترامی می کند اما به دنبال کمک و بهبود است، پس احتمالاً این چیزی است که شما و هم چنین او می توانید از روی آن کار کنید.
اگر شما دریابید که عشق و علاقه ای میانتان نیست شاید برایتان سخت باشد به شریک زندگی خود احترام بگذارید که ممکن است در یک ازدواج امکان پذیر نباشد. ویلهاور می گوید: “اگر نمی توانید احترامی برای شریک زندگی خود قائل شوید، بسیار دشوار است که احساس کنید واقعاً می خواهید در یک رابطه با او بمانید.”

شما به شریک زندگی خود اعتماد نمی کنید
اعتماد در مرکز هر رابطه است بنابراین اگر آن را از دست بدهید یا شریک زندگی تان به شما اعتماد نداشته باشد، این می تواند نشانه آن باشد که زمان طلاق و جدایی فرا رسیده است. اما حقیقت این است که اغلب اوقات می توان اعتماد از دست رفته را بازگرداند فقط مدتی طول می کشد و شریک زندگی تان که اعتماد شما را از بین برده است باید در ترمیم آن متعهد باشد.
اگر طرف مقابل هم با شما همکاری کرد باید قدردانی وجود داشته باشد.
اگر شریک زندگی تان مسئولیت پذیر نیست و از تلاش برای ترمیم اعتماد امتناع می ورزد، این نشانگر این است که دیگر ممکن است ازدواج تان به بن بست رسیده باشد.
وقتی ناامید می شوید، به شریک زندگی خود حمله می کنید یا از هرگونه مسئولیت پذیری یا مسئولیتی که از مشکل جلوگیری می کند سر باز می زنید، در نهایت می فهمید که به احساسات یا تجربیات شریک زندگی خود اهمیتی نمی دهید. با گذشت زمان این اعتماد، ایمنی، امنیت و قابلیت اطمینان در همکاری شما از بین می رود.”

بچه های شما می خواهند شما طلاق بگیرید
شما بارها و بارها آن را از زوج هایی که ناراضی هستند می شنوید: “ما برای بچه ها در کنار هم هستیم.” اما حقیقت این است اگر شما در یک ازدواج ناخوشایند هستید اما فرزندی با همسر خود دارید، ماندن در آن ازدواج می تواند بیشتر از کمک به آنها به فرزندانتان آسیب برساند.
تحقیقات نشان می دهد بهترین چیز برای هر کودک داشتن دو پدر و مادر خوشحال و نه لزوماً دو پدر و مادر متاهل است. بنابراین اگر آنها بدانند والدین شان با هم خوشحال نیستند، گاهی اوقات حتی به نفع فرزندان نیز نیست که با هم باشند. این باعث ایجاد تنش در خانه و دشواری برای بچه ها در سن رشد می شود.
بنابراین اگر فقط به خاطر فرزندان خود در کنار هم هستید و به ویژه اگر فرزندانتان نشان داده اند که ترجیح می دهند شما و شریک زندگی تان طلاق بگیرید – این نشانه روشنی است که طلاق را در نظر بگیرید.

شما خوشحال نیستید
وقتی در یک رابطه خوب قرار دارید بیشتر اوقات خوشحال هستید. هر زوجی اختلاف و نزاع دارند اما اکثر اوقات اوضاع بینشان مسالمت آمیز است.
آیا شریک زندگی شما در اکثر اوقات غیر قابل اعتماد، عصبانی یا خشمگین است؟ یا احساس می کنید شریک زندگی تان بی اعتنا، تنبل و بی کفایت است و نمی توانید چشم در چشم بیندازید؟ ناراضی بودن، نشانه ای واضح است که این رابطه دیگر خوب نیست.

بیشتر تعاملات شما مثبت نیستند
به گفته محقق ازدواج جان گوتمن، زوج های خوشبخت با نسبت متقابل 20 به 1 هستند. این 20 تعامل مثبت با 1 تعامل منفی است. زوجین درگیر با نسبت 5 به 1 و زوجین نزدیک به طلاق برابر 1 به 8 هستند یا عملا تعداد مساوی تعامل منفی به مثبت دارند.
اگر در مدت زمان طولانی و بدون بهبود دیدتان بیشتر منفی باشد تا مثبت، این نشانه خوبی نیست.

دلایلی را برای دوری از شریک زندگی خود پیدا می کنید
وقتی از محل کار به خانه می آیید و ماشین شریک زندگی خود را جلوی خانه می بینید، آیا داخل ماشین می نشینید و از رفتن به داخل خانه خودداری می کنید؟ آیا خودتان می خواهید بیشتر با دوستان یا خانواده خود در ارتباط باشید؟ این می تواند نشانه ای باشد که همه چیز در زندگی مشترک شما به شکلی بزرگ تغییر کرده است.

شما مثل هم اتاقی ها زندگی می کنید
شاید او در یک اتاق بخوابد و شما در یک اتاق دیگر بخوابید. شما به سختی زحمت می کشید وقتی او از یک سفر طولانی به خانه می آید که با او حرف بزنید و به سختی یکدیگر را تصدیق و تأیید می کنید. شما زندگی جداگانه ای برای خود دارید و شما با آن نوع زندگی بسیار راحت هستید.

همه چیز سخت است
تقریباً هر تعاملی برایتان دلهره آور یا دردناک است. این که چه چیزی برای تغذیه بچه ها برای صرف صبحانه باشد، یا چه برنامه ای برای تعطیلات آخر هفته باید برای فرزندتان داشته باشید، تصمیم گیری برای  همه چیز دشوار و چشمگیر است. گفتگوهایتان تحریک آمیز، دردناک، تند و غالباً سرشار از سوء تفاهم است.

یکی یا هر دو نفر تعدادی از اولویت هایشان را تغییر داده اند
در روابط خوب، زوجها به همان چیزهای بزرگ “ارزش” می دهند که دیگری اهمیت می دهد. با گذشت زمان، مردم می توانند تغییر کنند و آنچه که زمانی برایشان ارزش داشت، دیگر انجام ندهند.
ممکن است یکی از شرکا با تبعیت از دین جدید، شریکش را به شیوه زندگی جدیدی وادار کند. یکی از شرکا می خواهد برای یک فرصت شغلی به کشوری دیگر برود و دیگری می خواهد برای حرفه خود همانجا بماند.
مگر در مواردی که هر دو نفر بتوانند با تغییرات مهمی مانند این سازگار شوند اما غلبه بر آن بسیار سخت است.
یکی از نشانه هایی که باید طلاق بگیرید این است که متقاعد شده اید بهتر است تنها باشید
کاملاً طبیعی است که شما برای روزهایی دلتان بخواهد تنها باشید. به خصوص وقتی مجرد و جوان هستید دلتان بخواهد در آپارتمان تان تنها باشید فیلم ببینید و نودل بخورید.
اما اگر متأهل هستید و متقاعد شده اید که دوباره تنها بودن در زندگی خود بهتر از ماندن در یک ازدواج ناخوشایند است، ممکن است یکی از چندین نشانه‌ای باشد که ازدواج شما به پایان رسیده است.
شما فقط به دلایل مالی طلاق نمی گیرید زیرا فکر می کنید با او ماندن ارزانتر است
شکی نیست که دو زندگی جداگانه نسبت به یک زندگی مشترک هزینه بیشتری دارد و طلاق فقط هزینه ایجاد می کند  نه درآمد.
اما اگر تنها دلیلی که هنوز در کنار هم هستید به دلیل پول است، ممکن است وقت آن باشد که بودجه ای تهیه کنید، امور مالی خود را هم به تنهایی تهیه کنید. به خاطر داشته باشید که اگر شما یک مادر تنها در خانه بودید، این به معنای نیاز به گرفتن شغل تمام وقت است.

شما شروع به احساس تردید می کنید
وقتی شما دیگر اولویت شریک زندگی تان نیستید یا بدتر از این، شما را بی ارزش می کند، شک و تردید می تواند به جانتان بیفتد. ماریا سالیوان کارشناس روابط می گوید: سایر مشکلات اجتماعی احساس بدی در شما ایجاد می کند و به همه توانایی هایی که قبلاً به آنها اعتماد داشتید تردید می کنید. وقتی رابطه شما شروع به تأثیر منفی بر ارزش شخصی شما می کند، شاید زمان آن فرا رسیده باشد که آن را ترک کنید.

شما همیشه مقصر شناخته می شوید
وقتی شریک زندگی تان احساس می کند همه چیز تقصیر شماست، به جای اینکه شما حرف های را بشنود، دیگر وقت آن است که به راه دیگری بنگرید زیرا او به شما علاقه ای ندارد.”
وقتی شریک زندگی تان تمایلی به نگاه کردن به خود در آینه نداشته و فکر کند که ازدواج در مورد سازش و کارهایی است که شما باید انجام دهید، می تواند نشانگر این باشد که آن رابطه دیگر به معنای رابطه نیست.

شما می توانید زندگی را بدون او تصویر کنید
اگر می توانید زندگی بدون شریک زندگی خود و بدون هیچ گونه احساسات منفی را به تصویر بکشید و تجسم کنید، وقت آن است که طلاق را در نظر بگیرید. شما می دانید وقتی دیگر هیچ چیزی احساس نمی کنید، این نشانه بدی است.

شما تغییرات شخصیتی عمیقی را تجربه می کنید
مردم هر روز تجربیات متفاوتی را پشت سر می گذارند و سپس این تجربیات می تواند آنها را تغییر دهد و اگرچه این قابل درک است اما اگر به جایی رسیده باشد که دیگر نقاط مشترکی با هم نداشته باشید یا چشم در چشم به هم نگاه نکنید، می تواند نشانه این باشد که زمان کنار گذاشته شدن این رابطه فرا رسیده است.

شما به یکدیگر گوش نمی دهید
سیدنی سرووت، دکترای روانشناسی و مشاور زوج ها می گوید: “شنیدن فعال و مستمر آنچه همسرتان می گوید برای زنده ماندن یک ازدواج بسیار حیاتی است.” “وقتی هیچ یک از همسران وقت خود را برای شنیدن آنچه که دیگران بیان می کنند نمی گذارند، این نشان می دهد که افکار و احساسات همسرتان برای شما مهم نیست.” او می گوید که این امر غالباً می تواند منجر به خیانت و طلاق شود.

کسی انتظارات غیر واقعی دارد
توانایی یا ناتوانی در سازگاری با تغییر در زندگی زناشویی تا حد زیادی به داشتن انتظارات واقع بینانه در مورد همسر بستگی دارد. به گفته لوری پوهن وکیل مدافع خانواده و طلاق در نیویورک سیتی و نویسنده Fight Less Love Perfect می گوید: ممکن است یکی از همسران به این فکر برسد که اگر اوضاع با گذشته متفاوت بود، آنگاه آنها چیزی نمی خواستند. اگر مشکلی را که در حال حاضر تجربه می کنید قبلاً نداشتید هم این می تواند به ناامیدی منجر شود. اگر سرخوردگی وقتی ایجاد شود که پیش بینی نشده باشد، نارضایتی عظیمی ایجاد می کند و سازش را غیرممکن می کند که منجر به شکست جبران ناپذیر ازدواج می شود.

ترکیب خانواده شما ناموفق است
روابط ناموفق با فرزندان، کودکان نوپا، والدین، ​​دامادها و خواهر و برادرها منبع اصلی عدم موفقیت یک ازدواج هستند. بزرگ کردن و ادغام کودکان و پیوند گسترده با خانواده، به طور چشمگیری استرس را در خانه افزایش می دهد و می تواند باعث ایجاد اختلافات اساسی در ازدواج شود و همیشگی یک از اعضای خانواده را منزوی می کند و در نهایت منجر به انحلال ازدواج می شود.

هیچ تلاشی برای به اشتراک گذاشتن منافع مشترک وجود ندارد
تفاوت در شخصیت دو طرف منجر به انجام کارها به طور جداگانه می شود اما وقتی همپوشانی وجود داشته باشد (یا تلاش برای یافتن همپوشانی وجود داشته باشد) ممکن است مشکلی پیش بیاید: زوج ها باید بتوانند تجربیاتی را که از آنها هیجان زده شده اند با هم به اشتراک بگذارند حتی اگر کسی شخصاً به فعالیت طرف مقابل علاقه ای نداشته باشد. این به ایجاد فضا برای اینکه یک زن و شوهر کامل باشید کمک می کند.

نشانه های تحقیر شروع به نشان دادن می کند
گرچه ممکن است این علائم به معنای پایان ازدواج نباشد اما تحقیر برای ازدواج سمی است زیرا انزجار و برتری را در سطحی عمیق منتقل می کند. افکار منفی در مورد همسر، نوعی حمله به احساس شخصی خود است و تحقیر می تواند منجر به نارضایتی شود.
رابطه تا جایی که جایی برای برقراری ارتباط و صمیمیت وجود ندارد مضر است.

شما افسرده هستید
پوئن می گوید: “پس از مدتی کار بر روی ازدواج و عدم بهبودی آن، سلامت روانی شما می تواند به طور جدی تحت تأثیر قرار بگیرد.” او توصیه می کند که اگر به علائم افسردگی مبتلا هستید، به سلامت روانی خود نیز توجه کنید. اگر تلاش برای نجات ازدواج خود برای سالها منجر به رنج شخصی بدل شود، می توانید به سمت طلاق سوق پیدا کنید.
مقاله ای در هافینگتون پست اظهار داشت که ریشه هر طلاق،چه شامل زنا شود ، چه از هم پاشیده شود، چه بحث و گفتگوهای زیادی در آن انجام شود یا نتوانید با هم به توافق برسید، از ریشه بزرگتر نارضایتی ناشی می شود. در هر مقطع از هر رابطه، کسی از دلیل مهم دیگری ابراز نارضایتی می کند که پیروی از این عقیده مشترک است که عشق و نفرت عملا یک چیز هستند. برای یک ثانیه در مورد آن فکر کنید.
اساساً نارضایتی می تواند در طول رابطه بیشتر شود. نکته مهم در ایجاد موفقیت این است که از خشم خود غافل نشوید بلکه با آن مقابله کنید. اگر شما یا همسرتان احساس ناراحتی کرده اید، درباره آن صحبت کنید یا مشاوره زوجین را در نظر بگیرید.

کسی برنامه پنهانی دارد
این لزوماً بدخواهانه نیست اما گاهی اوقات وقتی دو نفر با هم هستند، ممکن است یکی از دو طرف برنامه ای شخصی در آینده را در ذهن داشته باشد که قبل از اینکه به نتیجه برسد، قادر به انتقال آن به شریک زندگی خود نیست. هنگامی که دو شریک یک نظر مشترک ندارند می تواند منجر به مشکلات جدی شود.

شما در مورد فرزند داشتن یا نداشتن با هم مخالف هستید
وقتی صحبت از فرزند می شود، بسیاری از زمینه های سازش در یک ازدواج وجود دارد مانند این که چه کسی مسئول مقابله با امور مالی است، در کجا باید تعطیلات را بگذراند یا نحوه رسیدگی به مسائل خانوادگی را بررسی کنند اما اگر یکی از شما کاملاً مطمئن است که شما بچه می خواهید و دیگری قاطعانه امتناع می کند، دچار مشکل می شوید. اگر می توانید طرف مقابل را قانع کنید یا شما کوتاه بیایید که خوب است اما اگر فرزند داشتن یک هدف زندگی شماست، شما ممکن است  بهتر باشد به پایان ازدواج خود نگاه کنید. ”

شما قبلاً جدا شده اید
زوج هایی که ازدواجشان تقریباً بیش از حد غیر صمیمی است و فقط از هم به طور رسمی و قانونی جدا نیستند، باید چندین مساله را ارزیابی کنند. اگر شما دیگر وقت زیادی را در کنار هم نمی گذرانید، اگر یکی یا هر دوی شما تمام وقت خود را در محل کار سپری می کند، با دوستان یا به صورت آنلاین وقت گذرانی می کنید و اگر احساس آرامش در کنار هم بودن نمی کنید این نشانگر این است که شما قبلاً از این ازدواج جدا شده اید.

حتی اگر شریک زندگی تان تغییر کند باز هم با او نمی مانید
به کارهایی توجه کنید که دیگر از انجام آنها لذت نمی برید. برای داشتن احساس خوب از ماندن در رابطه چه چیزی برای تغییر لازم است؟ اگر مسئله ای است که به راحتی برطرف می شود، ممکن است بتوانید با هم روی آن کار کنید. اگر نتواند حل شود، طلاق در آینده ممکن است بهتر باشد. هر کاری می توانید انجام دهید. در برابر خواستن از تغییر همسرتان، مقاومت نکنید و به دنبال اولتیماتوم دادن نباشید. این رفتار احتمالاً باعث می شود همسرتان حالت دفاعی بگیرد و درست برعکس آنچه درخواست می کنید انجام دهد.

شما آینده ای را با همسر خود نمی بینید
اگر پیر شدن در کنار هم به نظرتان بسیار بعید است ممکن است زمان پایان ازدواج تان رسیده باشد.
در پنج سال آینده، آینده ای شگفت انگیز و پر از موفقیت را تصور می کنید. شما به جایی که می خواهید در حرفه خود باشید می اندیشید، در نهایت با اینکه مضطرب هستید برای حرکت به یک شهر جدید آماده می شوید و واقعاً خوشحال هستید. با این حال، رویاهای شما موارد مهم دیگری را شامل نمی شود. اگر نمی توانید تجسم کنید همسرتان چه جایگاهی در آینده شما دارد، به خودتان و او لطف کنید و ترکش کنید.

شما دیگر اهمیتی نمی دهید
عدم ابراز احساسات عاطفی به معنای این است که ممکن است ازدواج شما به پایان رسیده باشد.
همسر شما کاری انجام داده است که به طور عادی باید خون شما را جوش آورد اما اکنون شما را آتش نمی زند. در این مرحله از روابط شما به بی خیالی و بی اعتنایی رسیده اید که باید هردو به دنبال گرفتن مشاور به باشید.

مشاوره ازدواج کمکی نکرده است
اگر متخصصان هم نتوانستند کمکی به شما کنند، ممکن است زمان طلاق فرا رسیده باشد.
برای بسیاری از افراد، درمان یک راه حل آخر است. شاید قبلاً با شریک زندگی خود این جاده پرا طی کرده باشید و هیچ چیز تغییر نکرده باشد. نیازهای شما هنوز برآورده نشده است و هنوز هم احساس می کنید بهتر است تنها باشید. اگر احساس می کنید حتی متخصصان هم نمی توانند به شما کمک کنند، ممکن است زمان طلاق باشد.

دلیل دقیق طلاق را می دانید
چه شما ناراضی باشید، چه ناامید باشید و چه بیش از حد خسته شده باشید از تلاشی که کرده اید، درک استدلال به شما در تصمیم گیری تان کمک می کند و هرچه این تصمیم بیشتر به شما محول شود که بخواهید کاری بیشتر یا متفاوت از آنچه همسرتان انجام داده یا انجام نداده است، مقابله با طلاق، سوگواری از دست دادن این رابطه و ادامه زندگی آسان تر خواهد بود. وقتی دلیل اصلی طلاق تان را می دانید تصمیم گیری برایتان راحت تر بوده و احتمالا نمی توانید با وجود آن مشکل به زندگی با شریکتان ادامه دهید.

برای رفع مشکلات خود ازدواج کردید
ازدواج به طرز جادویی مشکلات شما را برطرف نمی کند. درست همانطور که بچه ها مشکلاتی را که در ازدواج شما وجود دارد برطرف نمی کنند، در وهله اول قرار گرفتن در موقعیت ازدواج قطعاً هیچ مشکل اساسی را برطرف نمی کند. FamilyShare می گوید که ازدواج مشکلاتی مانند احساس تنهایی و ناراضی بودن را حل نمی کند. اگر ازدواج کردید به این خاطر که فکر می کنید مسائل شخصی یا روابط شما را حل می کند، خیلی طول نمی کشد که متوجه شوید اشتباه می کردید.

شما چندین بار مورد خیانت واقع شده اید
اگر قبلاً همسرتان به شما خیانت کرده است، از خود بپرسید که چرا هنوز در این ازدواج مانده اید.
اگر شما یا همسرتان قبلا به یکدیگر خیانت کرده اید، این یک علامت روشن است که شما مشکلاتی جدی دارید. پس از گذشت زمان، این بهترین دلیل برای شما است که قدم های بعدی را بردارید و برای طلاق و جدایی اقدام کنید.

اگر تصمیم به طلاق و جدایی گرفتید، چه کاری باید انجام دهید؟
مرحله 1: به یک مشاور روابط و زوجین مراجعه کنید. برنز می گوید: “اگر تصمیم به طلاق گرفتید، به مدت چند جلسه یا طولانی تر به درمان روابط زوج ها بپردازید که به شما کمک می کند تا حد ممکن با هم دوست باشید.” “علاوه بر این، به شما آرامش می بخشد که قبل از تصمیم گیری نهایی، همه چیز را در توان خود سنجیده باشید.”
با دیدن یک مشاور، شما و شریک زندگی تان می توانید نحوه احساسات خود را پردازش کنید و شروع به بررسی زندگی خود در کنار هم کنید و قوانینی تعیین کنید، از جمله تعیین مرزها، تهیه برنامه برای بچه ها و تعیین اینکه چگونه منابع مالی مشترکتان را جدا خواهید کرد.
مرحله 2: با چند واسطه ملاقات کنید. با یک واسطه برای مشاوره یا چند واسطه ملاقات کنید تا ببینید چه کسی بهترین است. “سپس واسطه می تواند شما را در مراحل مختلف همراهی کند.”
مرحله 3: الزامات و قوانین طلاق و جدایی را بررسی کنید. قوانین طلاق از جایی به جایی دیگر و در شرایط مختلف، متفاوت است بنابراین مطمئن باشید که دولت شما برای گرفتن طلاق چه الزاماتی دارد. به عنوان مثال در کالیفرنیا، شش ماه طول می کشد تا طلاق پس از ارائه مدارک نهایی شود. اما در برخی موارد طلاق می تواند سالها طول بکشد.
مرحله 4: در طول فرایند طلاق و جدایی از کمک های حرفه ای خودداری کنید. نکته اصلی در نظر گرفتن طلاق گرفتن وقت شما به عنوان یک زوج و درخواست کمک حرفه ای به محض بروز مشکلات در روابط است. بوکارووا می گوید: “من پیشنهاد می کنم که زوج ها واقعاً وقت بگذارند که چه چیزهایی را برای آینده خود بهتر یا جدا از هم در نظر بگیرند و تصمیم بگیرند که هنگام آماده بودن طلاق و جدایی را در نظر بگیرند.”