پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

 

به گفته دکتر شیرین ولی زاده، والدین دوست دارند کودکان را در برابر مشکلات استرس زا و گرفتاری هایی که در جهان به سرعت در حال تغییر، بزرگسالان با آنها مواجه اند، مصون ببینند.

از نظر والدین، کودکی دوران آسودگی خیال، بی مسئولیتی، فارغ بودن از دغدغه های مالی، فشار های اجتماعی یا مشکلات کاری است.

 بسیاری از بزرگتر ها که خود را دوستدار کودکان می دانند، از قدرت شناخت و درک کودکان بی اطلاع هستند و فکر می کنند کودکان تقریبا از رویداد ها و تحولات سیاسی و اقتصادی بی خبرند.

اما تجربه تیم ما در کلینیک خانه شیرین، با کار با کودکان این است که اگر به کودکان فرصت اظهار نظر داده شود و در فضای صمیمی آنان را ارشاد و هدایت کنیم همین کودکان می توانند در حل مسئله و تصمیم گیری بسیار موفق عمل کنند.

چرا مراجعه به روانشناس کودک مهم است؟

همه می‌خواهند فرزندشان رشد سالمی داشته باشد، اما همیشه مشخص نیست که آیا رفتار کودک نشانه‌ای از یک مرحله طبیعی در رشد است یا نشانه‌ای از یک ناهنجاری.

روانشناس کودک می تواند به شما در درک تفاوت کمک کند. درک الگوهای روانشناختی طبیعی و غیرعادی کودک می تواند به والدین کمک کند تا بفهمند چگونه می توانند به بهترین شکل با کودک خود ارتباط برقرار کنند.

روانشناس ها می توانند مکانیسم های مقابله ای برای مدیریت احساسات را به کودک آموزش دهند و به پیشرفت و شکوفایی فرزندشان در هر مرحله جدید رشد کمک کنند.

روانشناسان کودک همچنین می توانند رفتارهای غیرعادی را زود تشخیص دهند، به شناسایی ریشه مسائل رفتاری رایج مانند مسائل یادگیری، بیش فعالی یا اضطراب کمک کنند و به کودکان کمک کنند تا از آسیب های اولیه دوران کودکی عبور کنند.

آنها همچنین می توانند به پیشگیری، ارزیابی و تشخیص تاخیرهای رشدی یا ناهنجاری هایی مانند اوتیسم کمک کنند.

روان شناسی کودک چیست؟

نظریه سیستم‌های بوم‌شناختی رشد کودک را سیستم پیچیده‌ای از روابط متاثر از سطوح مختلف محیط اطراف، از محیط‌های فوری خانواده و مدرسه تا ارزش‌های فرهنگی ، قوانین و آداب و رسوم گسترده می‌داند.

پس برای مطالعه رشد کودک، نه تنها باید به کودک و محیط نزدیک او، بلکه به تعامل محیط بزرگتر نیز توجه کنیم. روانشناسی کودک مطالعه رشد ناخودآگاه و آگاهانه دوران کودکی است.

روانشناس های کودک مشاهده می کنند که چگونه کودک با والدین، خود و جهان تعامل می کند تا رشد ذهنی خود را درک کند.
33333333

روانشناسی کودک که رشد کودک نیز نامیده می‌شود، مطالعه فرآیندهای روان‌شناختی کودکان و به‌ویژه، تفاوت این فرآیندها با بزرگسالان، چگونگی رشد آنها از تولد تا پایان نوجوانی، و چگونگی و چرایی تفاوت آنها از یک کودک به بعدی است.

روانشناسی کودک تعامل چند حوزه اصلی رشد را مطالعه می کند که شامل:

رشد فیزیکی

رشد فیزیکی در کودکان معمولاً یک توالی قابل پیش بینی از رویدادها است.  فرزند شما به ترتیب سرش را بالا گرفته، غلت می زند، می خزد، راه می رود و می دود.

روانشناس کودک شما می تواند به متخصص اطفال شما کمک کند تا رشد جسمانی کودک شما را مشاهده کند و در صورت وجود هر گونه ناهنجاری که می تواند نشان دهنده بی نظمی رشد باشد.

روانشناس های کودک پیشرفت کودک شما به سمت نقاط عطف رشد را مشاهده می کنند تا اطمینان حاصل کنند که کودک شما از نظر فیزیکی به طور طبیعی رشد می کند.

تأخیرهای عمده در رشد جسمانی ممکن است سایر مسائل زیربنایی رشد را نشان دهد که می‌توان در مراحل اولیه به آنها پرداخت.

توسعه شناختی

درک پزشکی از رشد شناختی دوران کودکی در سال های اخیر به شدت تغییر کرده است.  ما اکنون می دانیم که حتی نوزادان تازه متولد شده از محیط خود آگاه هستند و به آن علاقه مند هستند، حتی قبل از اینکه زبانی برای بیان آن داشته باشند.

رشد شناختی به یادگیری فکری و فرآیندهای فکری کودک اشاره دارد. این شامل مشاهده و درک دنیای اطراف، یادگیری زبان، حافظه، تصمیم گیری، حل مسئله، نحوه استفاده کودک از تخیل و نحوه استفاده کودک از استدلال اساسی است. همه این عوامل تحت تأثیر ژنتیک و محیط کودک است.

رشد عاطفی - اجتماعی

رشد عاطفی و اجتماعی عمیقاً در هم تنیده هستند.  رشد عاطفی به چگونگی احساس، درک و ابراز احساسات کودک اشاره دارد. رشد عاطفی در کودکان بسیار خردسال از طریق بیان احساسات اساسی مانند ترس، شادی، خشم و غم بیان می شود.

همانطور که کودک رشد می کند، احساسات پیچیده تری مانند اعتماد به نفس، امید، احساس گناه و غرور ظاهر می شود. رشد عاطفی همچنین شامل توانایی کودک برای احساس و درک احساسات دیگران از طریق همدلی است.

یادگیری تنظیم و بیان مناسب احساسات برای بسیاری از کودکان دشوار است. کمک به کودکان برای درک زودهنگام احساسات خود می تواند تأثیر قدرتمندی بر رشد عاطفی فعلی و آینده داشته باشد.

یک روانشناس کودک می تواند به کودک شما کمک کند تا احساسات خود را به شیوه ای سالم و مثبت بیان کند. رشد عاطفی به شدت به رشد اجتماعی کمک می کند.  . 

جنسیت و کودکان

می دانیم که کودکان در معرض کتاب ها، اسباب بازی ها و رفتار های معلمان و حتی برنامه های درسی قرار دارند که در آنها سوگیری جنسیتی وجود داشته است و نیز در جامعه ای بزرگ می شوند که نقش ها و رفتار های مرد_ زن بودن را شکل می دهد.

متاسفانه، مشاوران نیز به دلیل شیوه جامعه پذیری و تربیتی خودشان، ممکن است در طول مشاوره قالب های مزبور را تشویق و تقویت کنند. نگرش ها و رفتار های آموخته شده قالبی، همچنان بر تصمیمات و اعمال افراد در سراسر زندگی آنها تاثیر خواهد داشت.

هرینگ اشاره می کند که در بسیاری مدارس هنوز هم دختران به در پیش گرفتن مشاغل معلمی یا پرستاری تشویق می شوند و بر دیوار هایشان پوستر هایی نصب شده است که نشان می دهد این مردان هستند که می توانند پلیس های موفقی شوند و یا آمریکایی های آفریقایی تبار فقط می توانند ورزشکاران و قهرمانان پیشتازی باشند. 

پنج سیستم اکولوژیکی

برونفنبرنر (1977) پیشنهاد کرد که محیط کودک یک آرایش تودرتو از ساختارها است که هر کدام در ساختار بعدی قرار دارند.  او آنها را به ترتیبی سازماندهی کرد که چقدر بر کودک تأثیر می گذارند.

او این ساختارها را میکروسیستم، مزوسیستم، اگزوسیستم، ماکروسیستم و کرونوسیستم نامید. از آنجایی که این پنج سیستم به هم مرتبط هستند، تأثیر یک سیستم بر رشد کودک به ارتباط آن با سایرین بستگی دارد.

میکروسیستم

میکروسیستم اولین سطح از نظریه برونفنبرنر است و چیزهایی هستند که با کودک در محیط نزدیک او مانند والدین، خواهر و برادر، معلمان و همسالان مدرسه تماس مستقیم دارند.

روابط در یک میکروسیستم دو طرفه است، به این معنی که کودک می تواند تحت تأثیر افراد دیگر در محیط خود قرار گیرد و همچنین می تواند باورها و اعمال افراد دیگر را نیز تغییر دهد.

علاوه بر این، واکنش‌های کودک به افراد موجود در میکروسیستم خود می‌تواند بر نحوه رفتار آنها در مقابل تأثیر بگذارد. تعاملات درون میکروسیستم ها اغلب بسیار شخصی است و برای پرورش و حمایت از رشد کودک بسیار مهم است.

اگر کودکی با والدین خود رابطه محبت آمیزی قوی داشته باشد، گفته می شود که این امر بر کودک تأثیر مثبت می گذارد. در حالی که والدین دور و بی محبت بر کودک تأثیر منفی می گذارد.

مزوسیستم

مزوسیستم تعاملات بین میکروسیستم های کودک، مانند تعامل بین والدین و معلمان کودک، یا بین همسالان مدرسه و خواهر و برادر را در بر می گیرد.

مزوسیستم جایی است که ریزسیستم های فردی فرد به طور مستقل عمل نمی کنند، اما به هم متصل هستند و بر یکدیگر تأثیر می گذارند.

به عنوان مثال، اگر والدین کودک با معلمان کودک ارتباط برقرار کنند، این تعامل ممکن است بر رشد کودک تأثیر بگذارد.  اساساً مزوسیستم سیستمی از میکروسیستم ها است.

بر اساس تئوری سیستم‌های بوم‌شناختی، اگر والدین و معلمان کودک با هم کنار بیایند و رابطه خوبی با هم داشته باشند، این امر باید تأثیرات مثبتی بر رشد کودک داشته باشد، در حالی که اگر معلم و والدین با هم هماهنگ نباشند، تأثیرات منفی بر رشد او خواهد داشت.

اگزوسیستم

اجتماعی رسمی و غیررسمی دیگری را در بر می گیرد که خود کودک را در بر نمی گیرد، اما به طور غیرمستقیم بر آنها تأثیر می گذارد زیرا بر یکی از ریزسیستم ها تأثیر می گذارد. نمونه‌هایی از اگزوسیستم‌ها شامل محله، محل کار والدین، دوستان والدین و رسانه‌های جمعی است.

اینها محیط هایی هستند که کودک در آن دخالتی ندارد و خارج از تجربه اوست، اما به هر حال بر آنها تأثیر می گذارد.

نمونه ای از اگزوسیستم ها که بر رشد کودک تأثیر می گذارد می تواند در صورتی باشد که یکی از والدین در محل کار با رئیس خود اختلاف داشته باشد. ممکن است والدین در اثر اتفاقی که در محل کار رخ داده به خانه بیایند و با کودک بدخلقی داشته باشند و در نتیجه بر رشد او تأثیر منفی بگذارد.

ماکروسیستم

بر چگونگی تأثیر عناصر فرهنگی بر رشد کودک تمرکز می‌کند، مانند وضعیت اجتماعی-اقتصادی، ثروت، فقر و قومیت بنابراین، فرهنگی که افراد در آن غوطه ور هستند ممکن است بر باورها و برداشت های آنها در مورد رویدادهایی که در زندگی اتفاق می افتد تأثیر بگذارد.

ماکروسیستم با اکوسیستم‌های قبلی متفاوت است، زیرا به محیط‌های خاص یک کودک در حال رشد اشاره نمی‌کند، بلکه به جامعه و فرهنگ از قبل تثبیت‌شده‌ای که کودک در آن رشد می‌کند اشاره دارد.

این همچنین می تواند شامل وضعیت اجتماعی-اقتصادی، قومیت، موقعیت جغرافیایی و ایدئولوژی های فرهنگ باشد. به عنوان مثال، کودکی که در یک کشور جهان سوم زندگی می کند، رشد متفاوتی را نسبت به کودکی که در یک کشور ثروتمندتر زندگی می کند، تجربه می کند.

کرونوسیستم

پنجمین و آخرین سطح نظریه سیستم‌های بوم‌شناختی برونفنبرنر به عنوان سیستم زمانی شناخته می‌شود. این سیستم شامل تمام تغییرات محیطی است که در طول عمر اتفاق می‌افتد و بر توسعه تأثیر می‌گذارد، از جمله انتقال‌های اصلی زندگی، و رویدادهای تاریخی.

اینها می‌تواند شامل انتقال‌های عادی زندگی مانند شروع مدرسه باشد، اما همچنین می‌تواند شامل انتقال‌های غیرهنجاری زندگی مانند طلاق گرفتن والدین یا نقل مکان به خانه جدید باشد.

چه زمانی فرزندان به روانشناسی کودک نیاز دارند؟

هر گاه والدین شاهد تغییراتی در فرزند خود باشند باید جهت بهبود علائم و پیشگیری از پیشروی علائم به متخصصان مجرب مراجعه کنند.

علائم شامل موارد زیر می باشد:

1-تغییر عادات خواب و خوراک

2- بروز رفتار های مخرب

3-احساس شدید غم یا نگرانی

4-انزوا و فاصله گرفتن از دوستان

5-افزایش مشکلات جسمی

6-صحبت مکرر در مورد مرگ

به اعتقاد گلسر جامعه نیاز های کودکانمان را برآورده نمی سازد و به همین دلیل آنان در مدرسه و در زندگی، از نظر تحصیلی و رفتاری با ناکامی روبرو می شوند.

 گلاسراز پنج نیازدر همه افراد نام می برد:

1-نیازبه بقا و تولید نسل 2-نیاز به محبت و تعلق پذیری 3-نیاز به رسیدن به قدرت 4-نیاز به آزاد بودن 5- و نیاز به سرگرمی .

 گلاسر معتقد بود که مشکلات کودکان از ناتوانی آنها در برآوردن این نیاز ها ناشی می شود و تاکید می کرد که باید به کودکان واقعیت درستی و نادرستی و احساس مسئولیت را آموزش دهیم.

از مشاور کودک چه کمک های مشخصی می تواند انتظار داشت؟

مشاوره به طور کلی سه قلمرو را در بر می گیرد:

1-اندیشه ها و احساسات مراجع درباره زندگی در زمان کنونی .

2-جایی که مراجع دوست دارد در زندگی داشته باشد یا به عبارتی انتظارات او از زندگی در آینده

3-طرح و برنامه برای کاهش شکاف بین مورد 1و2 .

تاکیدی که بر هر یک از این سه حوزه می شود، با توجه به رویکرد مشاوره ای که به کار بسته می شود، متفاوت است.

 شاید مهمترین نتیجه مثبتی که از مشاوره روانشناس می تواند عاید شود آن است که مراجعان یاد بگیرند چگونه مشاور خودشان باشند. با آموزش فرایند مشاوره به کودکان به آنان کمک می شود در حل مسائل خود از مهارت بیشتری برخوردار گردند و به نوبه خود کمتر به دیگران وابسته شوند.

از نظر دکتر شیرین ولی زاده مشاوره فرایندی بازپروری برای جایگزین کردن شیوه های بهتر برای دستیابی کودک به هدفش در زندگی به جای شیوه های یادگیری نادرست است.

عمده مشکلات کودک

بیشتر مشکلات مربوط به کودکان را که روانشناس با آنها روبرو می شود می توان به یکی از پنج طبقه زیر یا بیشتر دسته بندی کرد:

1-تعارض میان فردی یا تعارض با دیگران: کودک در رابطه با والدین، برادر- خواهرها معلمان یا هم سن و سال هایش مشکل دارد و به دنبال راه بهتری برای رابطه برقرار کردن با آنان است.

2-تعرض درون فردی یا تعارض با خود: کودک در تصمیم گیری دچار مشکل است و در توجیه و تبیین راه های گوناگون و پیامد های انتخاب هر یک از راه ها نیاز به کمک دارد.

3-نداشتن اطلاعات درباره خود: کودک نیاز دارد بیشتر درباره توانایی ها، قوت ها، علایق یا ارزش های مورد نظر خود بداند.

4-نداشتن اطلاعات در مورد محیط: کودک به منظور فراهم آوردن تمهیدات لازم برای موفقیت در مدرسه یا به طور کلی تحصیل به اطلاعات نیاز دارد.

5- نداشتن مهارت: گاهی کودک به آموختن مهارتی خاص نیاز دارد، مثلا شیوه درست مطالعه، چگونگی ابراز وجود، گوش دادن به دیگران یا نحوه دوست یابی.

روانشناسی کودک نباید یک اقدام واکنشی باشد، با مراجعه به کلینیک خانه شیرین به شماره تماس  88276902  برای مراجعه به روانشناس کودک آن را به بخشی از برنامه پیشگیرانه سلامت خانواده خود تبدیل کنید.