صادق ملکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: ایران و ایرانی استاد عبور از دوران سخت و تصمیمات استراتژیک بوده و هستند. ماندگاری ایران مدیون این ویژگی مردم این سرزمین است. اردوغان و و علی اف نباید دچار اشتباه محاسباتی صدام شوند، والا سرنوشتی بدتر از صدام در انتظار آنان و کشورشان خواهد بود.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

دیپلماسی ایرانی: مردم ایران می توانند از حکومت ناراضی باشند اما هیچگاه کشور را قربانی این نارضایتی نمی کنند.

حجم وسیع تحریم ها و تاثیرات مخرب آن بر ایران در ابعاد مختلف به نظر می رسد به همراه برخی از کشورهای منطقه، اردوغان و علی اف را به وسوسه ای انداخته است که صدام با انقلاب ایران و انحلال ارتش با حمله به ایران بدان گرفتار شده و در نتیجه جنگ با ایران هم خود را قربانی کرد و هم عراق را دچار تهدیدهای جدی و متعددی کرد که این کشور همچنان گرفتار آن است.

ایران و ایرانی استاد عبور از دوران های سخت و تصمیمات استراتژیک بوده و هستند. ماندگاری ایران مدیون این ویژگی مردم این سرزمین است. اردوغان و و علی اف نباید دچار اشتباه محاسباتی صدام شوند، والا سرنوشتی بدتر از صدام در انتظار آنان و کشورشان خواهد بود.

ترکیه که با اعلام جمهوریت از خاکستر عثمانی برخاست، در طول جمهوریت هیچگاه روی آرامش ندید و همچنان خطر تجزیه  مهمترین تهدید در سند امنیت ملی این کشور ذکر شده و می شود. ترکیه و اردوغان با این عقبه نباید وارد ریسک هایی شوند که تجربه عثمانی تکرار شود. ترکیه دهه هاست گرفتار درگیری و استقلال طلبی کردهاست. علی رغم همه کشتارها و سرکوب های صورت گرفته علیه کردها و علویان در ترکیه، این کشور همچنان از سوی این دو هویت و واقعیت انکار شده، در خطر جدی تجزیه قرار داشته و دارد. 

نباید اشتباه هیتلر را اردوغان تکرار کند. فاصله دو جنگ اول و دوم بیست سال است اما عدم عبرت آلمان هیتلری نه تنها اروپا بلکه جهان را گرفتار کرد و خسارات سنگین مادی و انسانی بر جا گذاشت و آلمان و آلمانی را بیشتر از دیگران قربانی کرد. در نگاه تاریخی از رویای ترکان جوان تا رویای اردوغان خود شیفته، فاصله چندانی نیست. نباید مردم منطقه و خصوصا مردم ترکیه فرصت دهند توهم اردوغان منطقه و بیش از همه ترکیه را قربانی کند. غرور ناشی از توسعه اقتصادی در ترکیه که در پیوند و هماهنگی با سرمایه جهانی بوده است، نباید مانع از عدم درک بازی های چند وجهی توسط اردوغان و احزاب در ترکیه شود. اگر آنکارا ابعاد بازی چند لایه و پیچیده در خاورمیانه را درک نکند، در این منطقه بحرانی و پرآشوب، ترکیه در میان قربانیان، در صف مقدم  تجزیه ای دیگر خواهد بود. یک دهه پیش به هنگامی که طرح خاورمیانه بزرگ و بعدها جدید مطرح شد، اردوغان داوطلب مدیریت آن شد‌. در همان هنگام به او تذکر داده شده که ترکیه خود محور اصلی خاورمیانه جدید در فرایند تجزیه است.

و گویا امروز تحولات قفقازو پیوند راهبردی میان آنکارا و باکو اردوغان را دچار توهمی کرده است که ترک های جوان در اواخر عمر عثمانی دچار آن شدند. نتیجه این اشتباه تاریخی به شکست و صدها هزار جنازه های یخ زده در کوه های قامیشلو منجر شد و  در نهایت به اضمحلال عثمانی انجامید. اظهارات و مواضع اتخاذی اردوغان پس از تحولات یک ساله قفقاز جنوبی نشان از آن دارد که رئیس جمهوری ترکیه نه تنها خود را درگیر رویای یک ملت، دو کشور(جمهوری آذربایجان و ترکیه) کرده، بلکه پا فراتر از آن نهاده و به این سوی ارس چشم دوخته است. چشمی که کوری و رویایی که غرق شدن، نتیجه محتوم آن خواهد بود. اردوغان شیفته تاریخ به جای تاریخ دور، به تاریخ نزدیک دقت و توجه کند که ایران ماند و عثمانی رفت. ما امروز به تکرار این بازی مایل نیستیم، اما اگر بازی جدی شود برای ملتی که مبتکر شطرنج است یک حرکت در نقطه آخر می تواند به ماتی بینجامد که باز ایران بماند و ترکیه برود. اردوغان و از همه مهمتر دلسوزان ترکیه بدانند که ما به عنوان ایران راضی به این امر نیستیم وتا مجبور بدان نشویم، تن به آن نخواهیم داد.

اردوغان نه ترکیه را و نه ایران را نمی شناسد. این مرد گرجی نمی داند که در احساس هویت مشترک و شهروندی، آذربایجان و آذری های ایران از جنس کردها و علویان ترکیه نبوده و نیستند.

نه تنها آذربایجان ایران از جنس دیگری است، بلکه آذربایجان موسس ایران نوین است. ایران یعنی آذربایجان و آذربایجان یعنی ایران. این در حالی است که ترک ها مهمان ناخوانده سرزمین کردها و علویان آناتولی بوده و جنگ سه دهه کردها با آنکارا مبین آن است که ترک ها بیگانگان این جغرافیا هستند. کیست که نداند علت اصلی ورود ترکیه به جنگ داخلی سوریه، ترس از استقلال خواهی کردهای آناتولی است که خواب را از چشم حاکمان چانکایا ربوده است. اردوغان باید چشم هایش را باز کند و با نگاهی به درون خویش، بیشتر به بحران هویتی که ترکیه دچار آن است، بپردازد.

جنگ ها به یکباره آغاز نمی شوند. آنانی که سناریوی جنگی تدوین می کنند با صبر و حوصله مقدمات آن را فراهم می کنند و پس از سربازگیری و بسترسازی، با بهانه ای بر طبل جنگ می نوازند. ترکیه و به طور مشخص اردوغان نباید وارد و بازیچه دامی شود که تاثیرات آن بر کل منطقه ویرانگر باشد.

نکته آن‌که

تهران دیر یا زود به بازی جهانی خود پایان خواهد داد و آنگاه این منطقه است که با ایرانی مواجه خواهد بود که رفتارهای همسایگان خود را حتی اگر بخشیده باشد، فراموش نخواهد کرد. آنکارا بهتر از همه می داند که بازی جهانی ایران اگر در توافقی به آغاز روندی جدید میان تهران و واشنگتن بینجامد، آن روز دیگر از نعمت و فرصت های تحریم ایران محروم است و با ایرانی مواجه خواهد بود که در بسیاری از ظرفیت ها یک سر و گردن از ترکیه بالاتر است. ایران سخت تر از این روزها را بخود دیده و این ایام نیز خواهد گذشت، باشد که ترکیه رسم همسایگی را به نکویی پاس دارد.