پریناز ایزدیار

تغییر عجیب پریناز ایزدیار با گریم قجری همه را شگفت زده کرد

کدخبر: 105542

عکس تغییر عجیب پریناز ایزدیار همه را متعجب کرد؛ در ادامه ببینید.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

پریناز ایزدیار بازیگر جوان و آتیه‌دار کشورمان است. پریناز ایزدیار بازیگر بااستعدادی است. پریناز ایزدیار توانسته توجه منتقدان را به خود جلب کند و بازی‌های ماندگاری در کارنامه او مشاهده می‌شود. پریناز ایزدیار طرفداران بسیاری دارد. پریناز ایزدیار متولد 8 شهریور 1364 در بابل بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون و دارای تحصیلات لیسانس گرافیک می باشد.

خانوادهٔ او موافق تحصیل او در رشتهٔ بازیگری نبودند به خاطر همین در دبیرستان مجبور شد که رشتهٔ تجربی را انتخاب کند ولی سپس در دوران پیش دانشگاهی به رشتهٔ هنر تغییر رشته داد. پدر ایشان یکی از مخالف های سر سخت رشتهٔ وی بود و مایل بود که او رشتهٔ وکالت بخواند ولی برعکس مادرش خیلی مایل بود که او رشتهٔ بازیگری را ادامه دهد.

در سال 1385 برای بازی در فیلم سینمایی یک مرد، یک شهر تست بازیگری داد و قبول شد. وی با ایفای نقش در تله فیلم «ماه در سایه» (1388) به کارگردانی سعید ابراهیمی فر، قدم به عرصه ی تلویزیون گذاشت.  ایزدیار در تله فیلمهای زیادی بازی کرد و با کارگردان هایی همچون فرزاد موتمن، مسعود آب پرور و علیرضا امینی کار کرد. پنج کیلومتر تا بهشت، اولین سریال او بود که در ماه رمضان پخش شد.

وی در این سریال موفقیت زیادی کسب کرد. او همچنین در فیلم ورود آقایان ممنوع در چند سکانس بازی کرد ولی نسبت به بازی در سریال پنج کیلومتر تا بهشت موفقیت چشمگیری کسب نکرد.

برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر

پریناز برای بازی در فیلم ابد و ی روز موفق به دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن شد.

ابد و یک روز فیلمی به کارگردانی و نویسندگی سعید روستایی و تهیه کنندگی سعید ملکان محصول سال 1394 است. ابد و یک روز در طول نمایش مورد توجه عموم و منتقدین قرار گرفت و توانست 9 سیمرغ بلورین (6 سیمرغ در بخش اصلی، 2 سیمرغ -بهترین فیلم و بهترین کارگردانی-در بخش نگاه نو و سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران) سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر را به دست آورد.

 

فیلم های سینمایی پریناز ایزدیار

1398        مغز استخوان         حمیدرضا قربانی

1398        سه کام حبس         سامان سالور

1398        تفریق                    مانی حقیقی

1397لتیان            علی تیموری

1397تفریق        مانی حقیقی

1397متری شش و نیمسعید روستایی

1397سرخ پوست نیما جاویدی

1396خوک         مانی حقیقی

1396مقیمان ناکجاشهاب حسینی

1395هت تریک                رامتین لوافی

1395تابستان داغابراهیم ایرج زاده

1395ویلایی ها         منیر قیدی

1394یک روز بخصوصهمایون اسعدیان

1394ابد و یک روزسعید روستایی

1393360 درجه          سام قریبیان

1393این سیب هم برای تو   سیروس الوند

1392خط ویژه            مصطفی کیایی

1390ورود آقایان ممنوع  رامبد جوان

1389اینجا بدون من   بهرام توکلی

1386یک مرد، یک شهر   حسن هدایت

مجموعه های تلویزیونی پریناز ایزدیار

شهرزاد فصل سوم(نمایش خانگی) (1397)

 شهرزاد فصل دوم(نمایش خانگی) (1396)

شهرزاد (نمایش خانگی) (1394)

زمانه (1391)

مثل یک کابوس (1390)

پنج کیلومتر تا بهشت (1390)

روبیک (نمایش خانگی) (1390)

پریناز ایزدیار

پریناز ایزدیار بازیگر فیلم های تلویزیونی و سینمایی

تله فیلم های پریناز ایزدیار

گور به گور

همان روز

مرخصی

آبی ها و خاکستر

ماه در سایه

پسر ایران

فال قهوه

دسته بازنده ها

استخر

انتهای بزرگراه

داشتن و نداشتن

مروارید

تئاتر های پریناز ایزدیار

یه کلیک کوچولو (1393) 

بینوایان (1397)

جوایز پریناز ایزدیار

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم ابد و یک روز

برنده جایزه بهترین بازیگر زن سینما در شانزدهمین جشنواره حافظ برای فیلم ابد و یک روز

برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم تابستان داغ در شانزدهمین فستیوال بین المللی داکا

بهترین بازیگر نقش اول زن در هجدهمین جشنواره حافظ برای فیلم ویلایی ها

پریناز ایزدیار و گلاره عباسی

پریناز ایزدیار و گلاره عباسی در جشنواره حافظ

پریناز درمورد کودکی خود میگوید:

 در دوران کودکی به شدت شیطان بودم. اغلب اوقات خرابکاری می کردم و روی در و دیوار نقاشی می کشیدم و اصولا کوچه را برای بازی انتخاب می کردم تا به خانه آوردن من، امری مشکل برای خانواده محسوب شود. چون تمام مدت، در حال حرکت بودم و به همراه برادرم فوتبال بازی می کردم. به یاد دارم، در آن زمان، مادرم اجازه نمی داد که ظهرها بیرون بروم و با بچه ها بازی کنم و من را مجبور می کرد که بخوابم، اما متاسفانه هر چه سعی می کردم، خوابم نمی برد، به همین دلیل برای آن که، آن ساعات طی شود، آن قدر از زیر در با دوستانم صحبت می کردم، تا یکی از اعضای خانواده بیدار شود و به من مجوز بیرون رفتن را بدهد