رستگاری در ماه نوامبر
پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

عربستان به واسطه برخورداری از بالاترین حجم ذخایر نفتی، وزن بالایی در تصمیمات اوپک داشته و خصوصا پس از معامله به اصطلاح نفت در برابر امنیت با ایالات متحده، راهبردی دودوزه را در اوپک در پیش گرفته بود. جان پرکینز در کتاب اعترافات یک تبهکار اقتصادی، مطرح می‌کند که ایالات متحده طرحی را‌ پیش گرفت که به موجب آن، سازمانی به نام «کمیسیون اقتصادی مشترک ایالات متحده-عربستان سعودی» تاسیس گشت. بدین ترتیب، نقش عربستان، به یک متحد ایالات متحده برای جلوگیری از افزایش دوباره قیمت نفت و اطمینان خاطر غرب از دسترسی آسان و کم‌هزینه به منابع انرژی خاورمیانه، تغییر یافت. از اوایل سال 1980 تا کنون قیمت‌های جهانی نفت 5 تکانه منفی شدید داشته و در هر پنج مورد، ردپای عربستان در سقوط قیمت‌ها و افزایش تولید نفت خود به صورتی مستقل از روند بازار و به میزان 10 درصد، به چشم می‌خورد. روش سنتی عربستان در هر دوره افت قیمت‌ نفت دو محور اساسی داشته است؛ اول حضور در اجلاس گروه 20 کشور جهان و دوم تشکیل جلسه اضطراری اوپک عربی چراکه عربستان برنامه‌های نفتی خود را با آنها هماهنگ می‌کرد و تایید آنها را به دست می‌آورد.
البته این دودوزگی با منافع داخلی این کشور در تضاد نبود، چون برای جبران ضعف نظامی و مدیریتی خود که تا حد زیادی در نتیجه راهبرد ایجاد مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه به آن القا شده بود، به سمت بازی در هر دو کارتل اوپک و ایالات‌متحده روی آورد. البته به واسطه تاکید بر منافع داخلی، عربستان همواره روی یک بازه قیمتی متمرکز بود و یک بازه قیمتی دارای کف و سقف قیمت را دنبال می‌کرد. اما بعد از واقعه 11 سپتامبر 2001 و راهبرد حمله نظامی ایالات متحده به منطقه از یک طرف و‌ حدود یک دهه بعد از آن، یعنی دوران جریان به اصطلاح بهار عربی و دستیابی به توافق درباره برنامه هسته‌ای، ‌از طرف دیگر، همراه با طرح ماجرای دست‌داشتن این کشور در 11 سپتامبر، منفعت استراتژی دودوزگی تاریخی ‌برای عربستان کمرنگ‌تر شده و به واسطه مشکلات مالی ناشی از پایین نگاه داشتن قیمت نفت (برای مقابله با نفت شیل)، به تقویت کارتل اوپک، احساس نیازی بیشتری دارد.
افزون بر این، ‌طی دهه آتی که تقاضای نفت بیشتر خواهد شد‌، عربستان نمی‌تواند بدون یک اوپک قوی، پایه‌های اقتصادی خود را محکم نگاه دارد. به ویژه در شرایط فعلی که کسری بودجه عربستان به 5/13 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور نزدیک می‌شود. احتمالا رشد اقتصادی این کشور به یک درصد رسیده و به همین خاطر به سمت ریاضت اقتصادی گرایش پیدا کرده است. از طرف دیگر عربستان با ورود نابخردانه به عرصه یمن، حضور نیابتی در سوریه و گرفتاری در مشکلات خاندان سلطنتی‌ طی‌ماه‌های اخیر، از ثبات لازم برای عرض اندام به مثابه یک رقیب منطقه‌ای قدرتمند، برخوردار نیست چون عکس این کشور، ایران در حال جذب سرمایه خارجی، خروج از شرایط رکود و چشم‌انداز ثبات بیشتر است. به علاوه، عربستان برای تامین مخارج خود، به نفت 67 دلاری نیازمند است، ارزش آتی همکاری بیشتر عربستان با اوپک نسبت به ادامه بهینه‌سازی به نفع ایالات متحده، برای عربستان بیشتر شده است‌، از این روی با استثنا قا‌ئل‌شدن برای ایران در فریز نفتی، کنار
آمد.

فریز نفتی و آینده اوپک
دورنمای استمرار نیاز کشورهای صنعتی به نفت‌ طی دهه آینده و برآورد تحولات آتی این بازار نشان می‌دهد که همچنان اوپک می‌تواند یک کارتل حاضر در بازار نفت به حساب آید. به همین خاطر کشورهای غیرعضو اوپک نیز به همکاری با آن، چراغ سبز نشان داده‌اند و فرصتی‌ پیش روی این سازمان است تا با توسل به تبانی با کشورهای غیرعضو، قیمت نفت را بالاتر برد. البته صعود قیمت نفت از یک سقف معین نیز در بلندمدت به اوپک ضربه می‌زند ولی انتظار بر این است که دستاوردهای نشست اخیر اوپک موجب شود تا برای چندسال آتی و در صورت عدم تغییر بنیادین در شرایط بازار نفت یا تبانی‌های خاص این بازار، برگ برنده در دست اوپک باشد. در صورتی که این همکاری ادامه پیدا کند، آنگاه در بازار نفت، امکان مشاهده قیمت‌های بالاتر از 80 دلار نیز وجود دارد.

فریز نفتی و روابط آتی ایران- عربستان
تثبیت قیمت حدودا 50 دلاری، اولین خواسته عربستان از فریز نفتی بود و در ادامه به افزایش بیشتر قیمت نفت نیز امید دارد. بدین ترتیب، از منظر همکاری با کشورهای عضو اوپک، هنوز هم آینده برای عربستان اهمیت دارد و در صورت استمرار وضعیت کنونی خاورمیانه، این اهمیت آینده می‌تواند مبنایی بر فروکش نسبی جنگ سرد عربستان و ایران در ‌چند سال آتی باشد. در یک جمعیت تحت سلطه ترک همکاری هر‌چه هزینه فرصت همکاری مشترک نسبت به هزینه فرصت ترک همکاری دو طرفه کوچکتر و اهمیت آینده در مقایسه با این نسبت، بیشتر باشد، تبدیل همکاری به استراتژی برتر آسانتر می‌شود. با معین‌بودن ساختار انگیزشی ‌معمای زندانیان یعنی شرایط اجتماعی، چشم‌انداز بلندمدت یا کوتاه‌مدت اهمیت حیاتی می‌یابد: چنانچه با فرض آگاهی کافی از وابستگی متقابل، جامعه و فاعلان در تعامل خود از چشم‌انداز آینده مشترک به اندازه کافی بلندمدت برخوردار باشند، آنگاه احتمال غلبه بر معمای زندانیان با چیرگی بر انگیزه انفرادی کوتاه‌مدت برای ترک همکاری افزایش می‌یابد. البته اگر آینده مشترک طولانی نباشد، یعنی یک اهمیت آینده کوچک آنگاه شرط بالا تامین نمی‌شود و افراد در عقلانیت حداکثرسازی انفرادی کوتاه‌مدت یعنی تعادل کنش کوتاه‌مدت ترک همکاری باقی می‌مانند.
اما در خصوص رابطه دوجانبه عربستان و ایران، این سوال مطرح است که آیا امکان ترک جنگ سرد دو کشور عربستان و ایران در شرایط کنونی وجود دارد؟ اگر این امکان، وجود داشته باشد آنگاه می‌توان به تشکیل یک کارتل اقدام کرد. اما در داخل یک کارتل، ایجاد هماهنگی و تعیین سهم از موضوع بازی، دو چالش جدی به شمار می‌رود. هر دو کشور ایران و عربستان در کارتل اوپک، عضویت دارند اما راهبردهای سیاسی آنها، به سمت تعامل پیش نرفته است و از این روی، پاسخ این سوال، در شرایط کنونی مثبت نیست. ضمن اینکه عربستان خود را رهبر کارتل GCC نیز می‌داند، در حالی که ایران دست‌کم با اتکا به کشورهای آسیای میانه و غرب آسیا به سمت تشکیل چنین کارتلی، گام برنداشته است.
طرح فریز نفتی اوپک و امکان‌یابی ایران برای افزایش سهمیه به دوران پیشاتحریم نشان می‌دهد که قدرت اثرگذاری عربستان بر‌اساس نقشه تقابل فرابازی، با اتکا به مولفه منابع انرژی فسیلی، رو به کاهش است و از این روی انتظار بر این است که وزن مولفه‌های تعامل قومی، فرقه‌ای و همراه‌سازی سیاسی را افزایش دهد. رویکردهای تفرقه درونی مبتنی بر تعامل قومی-فرقه‌ای با اتکا به تجهیز گروه‌های تروریستی و ‌ترغیب آنها برای ورود به کشور دنبال می‌شود. گسترش منابع قدرت و نفوذ ایران به سمت کشورهای منطقه و افزایش تعامل اقتصادی به میزانی قبل از تحریم‌ها نیز می‌تواند تا حدی دستاورد این کشور در زمینه انزوا را بکاهد. بنابراین، چنانچه دستاوردهای عربستان از انزوا، قابل کاهش باشد، آنگاه امکان ساماندهی بازی از سوی ایران، بیشتر می‌شود. گرچه مساله حضور ایران در سوریه و عراق، همچنان احتمال امکان تعامل آن با GCC را پایین نگاه می‌دارد؛ چنانچه در جنگ نیابتی ایران بتواند در سوریه و عراق، تعادل را برقرار کند (که کاری پرهزینه و البته زمانبر است) آنگاه تنظیم کل این تقابل و تحولات، به دست ایران می‌افتد.