پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

متره قالب بندی در ظاهر محاسبه چند سطح ساده است، اما اختلاف اصلی صورت وضعیت ها معمولا از همین بخش آغاز می شود. مترور باید تشخیص دهد کدام سطح واقعا با قالب در تماس است، ارتفاع اجرا از کدام تراز محاسبه می شود و هر مقدار زیر کدام ردیف فهرست بها قرار می گیرد. اگر فقط اعداد نقشه را در هم ضرب کنیم، ممکن است کف فونداسیون، وجوه مشترک یا ارتفاع ستون را اشتباه محاسبه کنیم.

در متره قالب بندی، مقدار کار معمولا بر حسب مترمربع سطح تماس قالب با بتن محاسبه می شود. بنابراین وزن قالب فلزی یا تعداد پنل ها مبنای صورت وضعیت نیست؛ مگر آنکه قرارداد روش دیگری تعیین کرده باشد. هنگام بررسی هزینه یا قیمت قالب فلزی صنعت سازه نیز باید میان «مقدار عملیات قالب بندی» و «مقدار تجهیزات موردنیاز» تفاوت قائل شد. اولی بر حسب سطح تماس و دومی بر اساس پانل بندی، دفعات گردش و برنامه اجرا محاسبه می شود.

پیش از شروع متره چه مدارکی لازم است؟

متره دقیق باید از آخرین نسخه تایید شده نقشه ها انجام شود. حداقل مدارک موردنیاز عبارتند از:

  • پلان فونداسیون و ستون گذاری؛

  • مقاطع و جزئیات اجرایی؛

  • جدول تیپ بندی فونداسیون و ستون؛

  • تراز روی بتن مگر، فونداسیون و زیر سقف؛

  • مشخصات فنی و شرایط خصوصی پیمان؛

  • فهرست بهای مبنای قرارداد؛

  • صورت جلسه تغییرات و نقشه های چون ساخت، در صورت اجرا.

پیش از ورود اطلاعات به اکسل، واحد نقشه اتوکد را کنترل کنید. اگر نقشه بر حسب سانتی متر ترسیم شده باشد ولی طول ها به عنوان متر وارد شوند، نتیجه صد برابر خطا خواهد داشت. بهتر است یک بعد مشخص، مانند عرض ستون، با نوشته روی نقشه تطبیق داده شود.

اصل محاسبه سطح قالب

قاعده پایه ساده است:

مساحت قالب بندی = طول سطح تماس × ارتفاع یا عرض سطح تماس

برای اعضای منشوری مانند ستون مستطیلی نیز می توان از رابطه زیر استفاده کرد:

مساحت قالب ستون = محیط مقطع × ارتفاع قالب بندی

نکته مهم، تشخیص سطح تماس است. زیر فونداسیونی که روی بتن مگر اجرا می شود معمولا قالب بندی ندارد و نباید به عنوان سطح قالب محاسبه شود. سطح بالای فونداسیون نیز آزاد است و در متره قالب جانبی قرار نمی گیرد. فقط وجوهی محاسبه می شوند که برای نگهداری بتن به قالب نیاز دارند.

متره قالب بندی فونداسیون منفرد

برای یک فونداسیون مستطیلی با طول L، عرض W و ارتفاع H، اگر هر چهار وجه قالب داشته باشند، مساحت از رابطه زیر به دست می آید:

A = 2 × (L + W) × H

فرض کنید شش فونداسیون یکسان با ابعاد 2.20 در 1.80 متر و ارتفاع 0.45 متر داریم:

مساحت یک فونداسیون:

2 × (2.20 + 1.80) × 0.45 = 3.60 مترمربع

مساحت شش فونداسیون:

6 × 3.60 = 21.60 مترمربع

این محاسبه زمانی درست است که هر چهار وجه فونداسیون قالب بندی شوند. اگر یکی از وجوه به بتن قبلی متصل باشد یا بتن مستقیما در جداره خاک پایدار ریخته شود، شرایط محاسبه تغییر می کند. ملاک نهایی باید نقشه، روش اجرا و مفاد پیمان باشد.

برای فونداسیون های تیپ بندی شده، هر تیپ را جدا محاسبه کنید. برای مثال F1، F2 و F3 باید در ردیف های مستقل جدول قرار گیرند. این کار کنترل تعداد و اصلاح نقشه را ساده تر می کند.

متره فونداسیون نواری و شناژ

برای فونداسیون نواری، اگر دو طرف طولی قالب بندی شوند، رابطه اصلی چنین است:

مساحت دو وجه طولی = 2 × طول × ارتفاع

وجه های انتهایی نیز فقط زمانی اضافه می شوند که در انتهای نوار سطح آزاد و قالب بندی شده وجود داشته باشد. در محل اتصال دو نوار، سطح مشترک نباید دوبار محاسبه شود.

در شناژهای متصل به فونداسیون نیز باید مرز بتن ریزی مشخص باشد. اگر شناژ و فونداسیون یکپارچه بتن ریزی شوند، سطح مشترک داخلی قالب ندارد. یکی از خطاهای رایج، محاسبه محیط تک تک قطعات بدون حذف سطوح مشترک است.

متره قالب بندی پدستال

پدستال یا پایه بتنی روی فونداسیون معمولا مانند یک ستون کوتاه متره می شود:

مساحت پدستال = محیط مقطع × ارتفاع

برای پدستال مستطیلی به ابعاد 0.60 در 0.50 متر و ارتفاع 0.80 متر:

2 × (0.60 + 0.50) × 0.80 = 1.76 مترمربع

اگر تعداد پدستال ها چهار عدد باشد، مقدار کل برابر 7.04 مترمربع است. باید بررسی شود که ارتفاع از روی فونداسیون تا تراز نهایی پدستال محاسبه شده باشد، نه از روی بتن مگر.

متره قالب بندی ستون

برای ستون مستطیلی، محیط مقطع در ارتفاع خالص قالب بندی ضرب می شود. فرض کنید هشت ستون با مقطع 0.40 در 0.50 متر و ارتفاع قالب بندی 3 متر داریم:

محیط ستون:

2 × (0.40 + 0.50) = 1.80 متر

مساحت قالب یک ستون:

1.80 × 3 = 5.40 مترمربع

مساحت هشت ستون:

8 × 5.40 = 43.20 مترمربع

ارتفاع ستون باید از روی نقشه و مطابق مرز عملیات قالب بندی تعیین شود. استفاده مستقیم از ارتفاع طبقه ممکن است اشتباه باشد؛ زیرا ضخامت دال، ارتفاع تیر، پدستال یا نحوه بتن ریزی یکپارچه بر ارتفاع واقعی سطح قالب اثر می گذارد.

ستون های دارای ابعاد متفاوت باید بر اساس تیپ تفکیک شوند. در ستون دایره ای نیز مساحت جانبی از حاصل ضرب محیط دایره در ارتفاع به دست می آید:

A = π × D × H

 

جدول ریزمتره را چگونه تنظیم کنیم؟

یک شیت کاربردی می تواند ستون های زیر را داشته باشد:

  • شماره ردیف؛

  • محل یا محور عضو؛

  • تیپ عضو؛

  • تعداد؛

  • طول؛

  • عرض؛

  • ارتفاع؛

  • تعداد وجوه؛

  • مساحت یک واحد؛

  • مساحت کل؛

  • شماره نقشه؛

  • توضیحات.

در ستون توضیحات، فرض محاسبه را ثبت کنید؛ برای مثال «چهار وجه فونداسیون» یا «ارتفاع تا زیر تیر». این توضیح کوتاه هنگام رسیدگی صورت وضعیت بسیار ارزشمند است.

پس از تکمیل ریزمتره، مقدار هر گروه به خلاصه متره منتقل می شود. بهتر است فونداسیون، شناژ، پدستال و ستون در ردیف های جدا باقی بمانند؛ حتی اگر شرح ردیف فهرست بها در نهایت یکسان باشد.

تبدیل متره به برآورد ریالی

پس از تعیین مقدار، شرح ردیف مناسب از فهرست بهای مبنای پیمان انتخاب می شود:

مبلغ پایه = مقدار کار × بهای واحد ردیف

شماره ردیف و قیمت واحد ممکن است با سال فهرست بها، نوع قالب، محل عضو و شرایط قرارداد تغییر کند. بنابراین نباید شماره یا قیمت یک پروژه قدیمی بدون کنترل وارد برآورد جدید شود.

ضرایب بالاسری، منطقه، طبقات، تجهیز کارگاه، ضریب پیشنهادی پیمانکار و تعدیل نیز بسته به نوع برآورد و اسناد قرارداد اعمال می شوند. مترور باید مقدار خالص عملیات را از محاسبات مالی بعدی جدا نگه دارد تا کنترل اصلاحات آسان باشد.

جمع بندی

متره قالب بندی از تشخیص سطح تماس آغاز می شود، نه از باز کردن اکسل. ابتدا نقشه و ترازها را بخوانید، سپس اعضا را تیپ بندی کنید و فرمول هر عضو را در ریزمتره بنویسید. بعد از کنترل سطوح مشترک و تعداد اعضا، مقادیر را به خلاصه متره و ردیف فهرست بها منتقل کنید.

یک متره حرفه ای باید سه ویژگی داشته باشد: عدد آن قابل بازبینی باشد، منبع هر اندازه مشخص باشد و فرض محاسبه در جدول ثبت شده باشد. با این روش، هم احتمال خطا کاهش می یابد و هم دفاع از صورت وضعیت در جلسه رسیدگی ساده تر می شود.