پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

دکتر افشین زرگر// عضو هیات علمی‌ دانشگاه آزاد اسلامی

مجمع عمومی ملل متحد جایی است که هر ساله مقامات ارشد کشورها در آن شرکت می‌کنند و مواضع خود را از‌تریبون تاثیرگذار آن به گوش افکار عمومی جهان می‌رسانند. مجمع عمومی، همچون تالاری جهانی است که نمایندگان کشورها در طی حضور در آن، از دیپلم چندجانبه و دوجانبه استفاده می‌کنند و به ویژه در وقتی که برایشان در نظر گرفته می‌شد سعی می‌کنند تصویر بین‌المللی خود را بهبود داده و دیدگاه‌های اصولی‌شان در حوزه‌های مختلف را به بهترین و موثرترین شکل ممکن ارائه کنند. البته معمولا افکار عمومی جهانی به سخنان مقامات برخی کشورها توجه خاصی دارند، قدرت‌های بزرگ و همچنین کشورهای چالش‌گر و پر‌حاشیه از این دست هستند.
یکی از کشورهایی که چه به دلیل نقش و اهمیت منطقه‌ای و بین‌المللی‌اش و چه از نظر وقایع و اتفاقات اخیر مرتبط با آن، می‌توانست بیشتر(نسبت به قبل) مورد توجه باشد، ترکیه است. ترکیه چند صباحی نیست که از یک آزمون بزرگ بیرون آمده‌ و نیز سخت گرفتار بحران‌های داخلی و پیرامونی‌اش است، کشوری که دوباره یک کودتا و البته این بار نافرجام را تجربه کرده و کماکان خود را تحت تاثیر جنگ و ناآرامی‌در کشورهای همسایه اش(عراق و سوریه) می‌بیند و با مسائل خطیر سیاسی و اقتصادی دست به گریبان است. اردوغان فاتح بزرگ وقایع کودتای 15 جولای و کسی که به تازگی دستور مداخله نظامی ارتش ترکیه را در بخش‌هایی از سوریه داده است، در مجمع عمومی حاضر شد تا با طرح مواضع و دغدغه‌های کشورش، به نوعی اعتبار و جایگاه ترکیه را نیز احیا کند. در میان صحبت‌های رئیس‌جمهور ترکیه، از آنچه خبرگزاری‌ها و نشریات منعکس کردند، می‌توان چند محور را به‌طور برجسته مورد توجه قرار داد:
1. یادآوری غلبه بر کودتا: ترکیه روزهای پرالتهابی را در ماه‌های اخیر طی کرد، کودتای نافرجام 15 جولای مساله کم اهمیتی نبود که به این زودی‌ها از اذهان ملت و دولتمردان ترکیه و نیز ناظران و کارشناسان علاقه‌مند به مسائل این کشور فراموش شود.
اگرچه دولت اردوغان بر کودتا فائق آمد و خود را کماکان محبوب مردم نشان داد، ولی چه خود این واقعه و از آن مهم‌تر تحولات پس از آن، نشان از سست بودن بنیان‌های دولت داشت. دولت اردوغان سعی کرد این تهدید را به فرصت تبدیل کند و با تنبیه مخالفین و پاک‌سازی نهادهای سیاسی، نظامی و آموزش و پرورش و... اساس زمام‌داری خود را تثبیت و تحکیم کند. همین اقدامات، موجب افزایش انتقادها و فشارها به ترکیه خصوصا از سوی متحدان غربی‌اش شد. طبیعتا دولت ترکیه همزمان بایستی در دو جبهه زورآزمایی می‌کرد: در داخل مخالفین و منتقدین خود را کماکان تنبیه و تضعیف و کنترل کند و از سوی دیگر به انتقادات و فشارهای بیرونی به خوبی پاسخ دهد.
دولت اردوغان در همین راستا از تمامی‌ابزارهای سخت و نرم استفاده می‌کند، با مخالفین خود خصوصا ستیزه‌جویان کرد با کاربرد قوه قهریه برخورد کرده و حتی برای دور کردن تهدیدها، به کشور جنگ زده سوریه نیروی نظامی اعزام می‌کند و از دیپلماسی و قدرت نرم خود برای بهبود روابط د‌وجانبه با برخی کشورها همچون روسیه استفاده کرده و خصوصا از هر فرصتی همچون اجلاس مجمع عمومی برای اعاده حیثیت و اعتبار و جاانداختن موضوع «پیروزی دموکراسی‌خواهی و جمهوریخواهی» در اذهان استفاده می‌کند.
ترکیه یک بحران بزرگ را با موفقیت پشت سر گذاشته و حال همه باید آن را تحسین و تمجید کنند، این خواست دولت اردوغان است که البته چراغ سبزی برای اقدامات بعدی آن می‌دهد: تداوم سرکوب مخالفین ‌بی‌توجه به انتقادات و فشارهای خارجی‌ و از آن مهم‌تر تخریب وجهه فتح‌الله گولن و جنبش گولنیسم. دولت اردوغان می‌خواهد به هر طریقی این خار را از چشمش بیرون بیاورد، ایالات‌متحده را جهت استرداد و یا حداقل محدود ساختن گولن و طرفدارانش زیر فشار بگذارد‌ و به متحدان غربی‌اش بقبولاند که جنبش گولن را نیز در کنار دیگر گروه‌های تروریستی قرار دهند. اتفاقا بعد از مواضع انتقادی ترکیه نسبت به غرب و خصوصا ایالات متحده شاهد افزایش برخی محدودیت‌ها نسبت به جنبش گولن هستیم.
البته این احتمال هم وجود دارد که دولتمردان ترکیه با زیر فشار قرار دادن آمریکا در مورد گولن، دنبال امتیازگیری‌های جدید ‌هستند و از این طریق این تهدید را به‌طور مطلوب مدیریت کنند. اردوغان و دیگر مقامات دولت وی از هر فرصتی جهت یادآوری پشتوانه مردمی‌شان که در کودتای نافرجام 15 جولای آشکارا به نمایش در‌آمد استفاده می‌کنند و گولن را کماکان در نوک اتهام‌های خود نگاه می‌دارند تا بدین گونه تهدید آن مدیریت شود. به خاطر همین است که در سفر به آمریکا، اردوغان این موضوع را به‌طور برجسته‌ای دنبال
می‌کند.
2. جنگ سوریه: ترکیه هرگز این انتظار را نداشت که جنگ در سوریه تداوم یافته و مزمن شود و به خاطر همین علنا و عملا سیاست ضد‌حکومت سوریه را در پیش گرفت. در واقع می‌توان گفت که دولتمردان ترک دچار یک برآورد استراتژیک اشتباه شدند و طبیعتا هزینه آن را نیز دادند، ترکیه هرگز نمی‌توانست خود را آماده مواجهه با فرسایشی شدن جنگ داخلی سوریه ببیند. ترکیه با سوریه هم مرز بوده و به تدریج در معرض آثار و پیامدهای ویرانگر جنگ داخلی در این کشور همسایه قرار گرفت و ناامنی به ترکیه نیز سرایت کرد. وقتی کشوری در همسایگی خود یک دولت شکست‌خورده را می‌بیند که دچار جنگ مهلک داخلی شده ولی به هر طریقی (در مورد سوریه بیشتر به خاطر حمایت‌های متحدان منطقه‌ای و فرا‌منطقه‌ای) حکومت مرکزی پابرجا می‌ماند، بدون ‌تردید نمی‌تواند خود را مصون از سرایت ناامنی به مرزهای خود ببیند‌ و عمق و سطح درگیری‌اش در مسائل کشور همسایه می‌تواند به تدریج افزایش یابد. در مورد سوریه، هزینه‌ها برای ترکیه روز به روز افزایش یافته و دیگر مایل با تحمل هزینه‌های بیشتر را نیست، به ویژه آنکه می‌بیند به تدریج با قدرتمند شدن نیروی کردها در سوریه و خطر یکپارچه شدن آنها با کردهای عراق، مناطق کردنشین خود نیز تحت تاثیر قرار گرفته و مستعد خیزش قومی‌قرار دارد. بی‌تردید مساله کردها، پاشنه آشیل ترکیه بوده و تمام هم و غم خود را صرف مدیریت و مهار این تهدید می‌کند. دولت اردوغان نیز با آگاهی از این امر، از تمامی ‌ابزارهای ممکن برای رفع این خطر استفاده می‌کند‌ و در حال حاضر بدون پایان یافتن جنگ داخلی سوریه و عراق و مدیریت مسائل مربوط به کردها توسط حکومت‌های این دو کشور، ترکیه کماکان می‌تواند از سوی کردها آسیب‌‌پذیر باشد.
اردوغان در مجمع عمومی ملل‌متحد با برجسته ساختن هزینه‌های جانی و مالی هولناک جنگ داخلی سوریه، اقدامات خود به‌خصوص عملیات سپر فرات، توجیه کرده و آن را در چارچوب فعالیت‌های بشردوستانه عمل‌گرایانه ترکیه تعریف می‌کند. همچنین حساسیت موضوع کردهای سوریه برای ترکیه را نشان داده و به غرب خصوصا‌ آمریکا هشدار می‌دهد که بایستی به خواسته‌هایش تن در دهد. ترکیه نسبت به حمایت آمریکا و دیگر کشورهای غربی از کردهای سوریه نگران بوده و تمایل دارد که متحدین غربی‌اش همه فعالیت‌ها و مواضع خود را با ترکیه همسو کنند. از جمله خواسته‌های ترکیه، عقب‌نشینی کردها از برخی مناطق و ایجاد منطقه پرواز ممنون بر آسمان نواحی شمالی سوریه است. جنگ داخلی در سوریه برای ترکیه چالش‌ها، هزینه‌ها و دردسرهای بزرگی ایجاد کرده است و اردوغان نیز در مجمع عمومی، نقش شورای امنیت و سازمان ملل و نیز هم‌پیمانان غربی خود را مورد انتقاد قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد که خواست کنونی ترکیه، پایان یافتن جنگ داخلی در سوریه است، حال اگر دولت اسد سقوط کند و نیروهای مدنظر ترکیه به قدرت برسند، بهترین وضعیت شکل خواهد گرفت وگرنه ترکیه آمادگی حل مساله سوریه به هر طریق ممکن و هر سرنوشت احتمالی را دارد.
3. بحران پناهندگان: یکی دیگر از محورهای صحبت‌های اردوغان، مساله پناهندگان و چالش‌ها و تهدیدهایی است که امروزه ترکیه و جهان با آن روبه‌رو هستند. ترکیه با حضور حدود 3 میلیون پناهنده در خاک خود با بیشترین آسیب‌ها و خطرات مواجه بوده است. مقامات ترک از جمله اردوغان بارها اروپا را به ‌بی‌توجهی و عدم برخورد مناسب با مساله پناهندگان سوری متهم کرده و معتقدند ترکیه را در این زمینه تنها گذاشته‌اند.
ترکیه از اروپا می‌خواهد که در مورد حل مساله پناهندگان به ترکیه کمک کرده و بخش عمده‌ای از هزینه‌ها را به دوش گیرد، مخصوصا اینکه ترکیه دروازه اروپا بوده و بدون‌تردید سیل پناهندگان به سوی اروپا می‌تواند تهدیدات به مراتب بزرگ‌تری را برای کشورهای اروپایی ایجاد کند. اردوغان و دیگر مقامات ترکیه با برجسته ساختن میزان خطر و حساسیت بالای موضوع تلاش دارند اروپا را برای همراهی با ترکیه زیر فشار قرار داده و از آنها امتیازاتی بگیرند. جالب است که در روزهای اخیر شاهد دادن برخی امتیازات به ترکیه از سوی اروپا در موضوع پناهندگان بوده‌ایم.
4. مبارزه با تروریسم: اردوغان در نیویورک از تمام کشورها می‌خواهد که موضع مشترکی در مبارزه با تروریسم اتخاذ کنند و خصوصا رفتار و برخوردشان عاری از هرگونه تبعیض باشد.
ترکیه از متحدان غربی‌اش می‌خواهد همان‌گونه که داعش را به‌عنوان گروه تروریستی زیر فشار قرار می‌دهد و تلاش می‌کند نابودش سازد، چنین موضعی را نسبت به ستیزه‌گران کردش خصوصا پ. ک. ک و زیر‌مجموعه‌هایش به ویژه در سوریه و حتی جنبش گولن اتخاذ کند. ترکیه در سال‌های اخیر به واسطه برخی اقدامات تروریستی با ناامنی‌های جدی روبه‌رو شده و بنابراین تمایل دارد ‌‌مبارزه با تروریسم با عزم بیشتری دنبال شود و البته خواسته‌های ترکیه نیز تامین شود. در صورتی که ترکیه بتواند پ. ک. ک. و حتی جنبش گولن را در بین گروه‌های تروریستی قرار داده و آنها را نیز در کانون مبارزه با تروریسم معرفی کند، می‌تواند به دستاورد بزرگی نا‌ئل آید.
همین که مقامات ترک در فرصت‌های مختلف از جمله ‌تریبون مهم و تاثیرگذار مجمع عمومی ملل متحد، افکار عمومی جهان را نسبت به خطرات ناشی از گروه‌های مخالف خود حساس کرده و چهره آنها را خطرناک و ناامن‌کننده نشان می‌دهد، می‌تواند دستاورد بزرگی برایش باشد.
همچنین ترکیه تلاش دارد خود را در مبارزه با تروریسم پیشرو و مسئولیت‌شناس معرفی کرده و اعتبار و پرستیژ خود را از این نظر بهبود بخشد. به جز این، اردوغان نیز به خوبی به دغدغه‌های ملل غربی در مورد خطر تروریسم آشنا بوده و سعی می‌کند از طریق ذهنیت و فهم مشترک نسبت به تهدید، هم پیمانان غربی‌اش را با خود همراه‌تر سازد.
اردوغان در بین صحبت‌های خود به موارد دیگری از جمله مساله فلسطین اشاره کرده و عادی‌سازی روابط خود با اسرائیل را در جهت تلاش برای حل و فصل بحران موجه نشان می‌دهد. اردوغان از راهکار دو دولت کماکان دفاع کرده و از تشکیل دولت مستقل فلسطینی به مرکزیت قدس شرقی و قبول آن توسط اسرائیل تاکید می‌کند. به نظر می‌رسد که در این زمینه نیز اردوغان زیرکانه و با در نظر گرفتن علایق و خواسته‌های کشورهای اسلامی که در دین با آنها هم خویش است، سعی می‌کند با برجسته ساختن مساله فلسطین، همچنان خود را بازیگر مهم صحنه خاورمیانه و قابل اطمینان در هرگونه مذاکرات صلح نشان دهد. از این طریق هم روابط خوب ترکیه با اسرائیل را توجیه می‌کند و هم افکار‌عمومی در کشورهای اسلامی را جلب می‌کند.
در کل می‌توان گفت که اردوغان در دوره پس از کودتای نافرجام 15 جولای، برای بهبود اعتبار و وجهه ترکیه عزم خود را جزم کرده و از ابزارهای قدرت سخت و نرم ترکیه در این راستا استفاده می‌کند. در بعد قدرت سخت، با اقدامات نظامی همچون سپر فرات و مداخله نظامی در سوریه، خود را به‌عنوان یک کشور فعال و تاثیرگذار منطقه‌ای معرفی کرده و از سوی دیگر با دیپلماسی دوجانبه و چند‌جانبه از جمله حضور جدی در صحنه‌های بین‌المللی بزرگ، تلاش دارد تصویر خود را بهبود داده و خود را به‌عنوان عضو مسئول و همراه با جامعه بین‌المللی نشان دهد.