حکم شهرام امیری اجرا شد
اعدام جاسوس
آزادی شهرام امیری در پی افشاگریهای ایران علیه اقدام تروریستی دولت آمریکا و ارائه اسناد معتبر و موثق از ربایش شهرام امیری به سازمان ملل متحد و فشار افکار عمومی جهان، محقق و دولت آمریکا مجبور به عقبنشینی شد و نامبرده تحویل دفتر حافظ منافع ایران شد
شهرام امیری اعدام شد؛ یک خبر غیرمنتظره که ابتدا از سوی رسانههای آن سوی آبی منتشر و سپس در داخل مورد تایید قرار گرفت. مرضیه امیری، مادر او در تایید این خبر در مصاحبه با یک رسانه خارجی گفت یک روز قبل از اعدام پسرش، با او دیدار کرده و پسرش به او خبر داده که بهزودی قرار است اعدام شود. همچنین اعلامیه برگزاری مجلس ختم امیری منتشر شد که براساس تحقیقات محلی مشخص شد که پنجشنبه همان هفته در کرمانشاه مجلس ختمی برای امیری برگزار شده است. سیانان سال گذشته بر مبنای ایمیلهای افشاشده کلینتون در گزارشی نوشت که شهرام امیری با میل خود به آمریکا رفته و اطلاعات ذیقیمتی از پرونده هستهای ایران را فروخته است.
«شهرام امیری»، پژوهشگر و متخصص رادیوایزوتوپهای پزشکی در دانشگاه صنعتی مالکاشتر بود که در سفر حج عمره به عربستان در خرداد ۱۳۸۸ ناپدید و حدود یک سال بعد از آنکه چند کلیپ ویدئویی با سخنان متناقض از او منتشر شد، سرانجام ۲۲تیر ۱۳۸۹ به دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا رفت و سپس به ایران بازگشت. هنگام بازگشت به ایران، مقامات رسمی از جمله معاونت وقت وزارتخارجه دولت احمدینژاد از او استقبال کردند، مقاماتی که در فرودگاه به استقبال امیری رفتند، حلقه گل به گردن او انداختند.
محمود احمدینژاد در آبان ۱۳۸۸، پنج ماه پس از ناپدیدشدن شهرام امیری در پاسخ به این سوال که «مساله ربوده شدن چهار نفر از دانشمندان ایرانی از جمله شهرام امیری که بعد از رفتن به عربستان و انجام حج عمره پیدا نشدهاند تا چه اندازه صحت دارد»، گفته بود: «این کسانی که ربوده شدهاند، از سوی سازمانهای اطلاعاتی وابسته به آمریکا ربوده شدهاند. ایران اطلاعات مشخصی دراینباره در اختیار دارد.» شبکه «ایبیسی» آمریکا فروردینسال ١٣٨٩ مدعی شده بود امیری، دانشمند سازمان انرژی اتمیبوده که به آمریکا پناهنده شده است؛ اما پیش از آن، علیاکبر صالحی به «فارس» گفته بود امیری نهتنها دانشمند هستهای نیست، بلکه ارتباطی هم با سازمان انرژی اتمی ندارد.
١٧ آذر ٨٨ رامین میهمانپرست، سخنگوی وقت وزارتخارجه به «مهر» گفته بود امیری که برای سفر حج به عربستان مشرف شده بود، از سوی ریاض به واشنگتن تحویل داده شده است. همان زمان مسئولان آمریکا اعلام کردند امیری نهتنها ربوده نشده، بلکه به اختیار خود به آمریکا آمده و تقاضای پناهندگی کرده است. چندی پس از انتشار اخباری مبنی بر ربایش امیری، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، به مجله آلمانی «اشپیگل» گفت: «او در جریان یک سفر خارجی ربوده شده و یک سال را خارج از مرزهای ایران گذرانده، بعد او برگشت و حالا ما داریم از او تحقیق میکنیم که چه اتفاقی برایش افتاده است».
در خرداد سال ۱۳۸۹ چند پیام ویدئویی متناقض از امیری منتشر شد؛ در اولین پیام ویدئویی که صداوسیما هم آن را پخش کرد، امیری مدعی شد از سوی دستگاههای اطلاعاتی آمریکا ربوده شده است؛ اما پس از آن پیام دیگری از او منتشر شد که از اقامت و تحصیل آزادانه او در آمریکا حکایت میکرد.
پیام ویدئویی سوم امیری با ادعای او مبنی بر فرار از چنگ ربایندگان ادامه یافت. ماجرا با پیامهای ویدئویی بعدی دنبال میشد تا اینکه ایران در ۲۲ تیر اعلام کرد او با مراجعه به دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن، خواستار بازگشت به ایران شده است.
همان زمان رحمانی، مسئول دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن نیز به شبکه خبر گفت: «شهرام امیری، کارشناس ایرانی ربوده شده از سوی آمریکاییها، اکنون در دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن حضور دارد و بهزودی با هماهنگی وزارت امور خارجه ایران به کشورمان بازگردانده میشود. آزادی شهرام امیری در پی افشاگریهای ایران علیه اقدام تروریستی دولت آمریکا و ارائه اسناد معتبر و موثق از ربایش شهرام امیری به سازمان ملل متحد و فشار افکار عمومی جهان، محقق و دولت آمریکا مجبور به عقبنشینی شد و نامبرده را تحویل دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا داد». هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا، در همان روز اعلام کرد: «شهرام امیری آزادانه به آمریکا آمد و آزادانه میتواند از آمریکا برود.»
امیری ۲۳ تیر ۱۳۸۹، از آمریکا خارج شد و مقامات ایرانی اعلام کردند او پنجشنبه ۲۴ تیر از طریق قطر وارد ایران خواهد شد. همان روز، واشنگتنپست از پرداخت پنج میلیون دلار از طرف سازمان سیا به شهرام امیری خبر داد. در بازگشت به ایران مقامات رسمی دولت احمدینژاد از او استقبال کردند و حلقه گل به او اهدا شد. امیری در نشست خبری خود پس از بازگشت به ایران، روایاتی از نحوه ربایش خود ارائه داد و حتی به ایرنا گفت: «پیشنهادات مالی مقامات آمریکایی را نپذیرفته و با وجود فشار، با آنان همکاری نکردم.»
او همچنین چند روز پس از آزادی، در گفتوگوی ویژه خبری شبکه دو سیما حاضر شد و به تشریح وضعیتش در آمریکا پرداخت. حالا بعد از مدتی سکوت خبری اعلام شده است که او اعدام شده.
روایت یک جاسوسی
سال 2005 است و ایران فعالیت برنامه هستهای خود را براساس توافقی با سه کشور اروپایی به حالت تعلیق درآورده است. مرکز یو.سی.اف اصفهان پلمب شده و تمام فعالیتهای مربوط به ساخت سانتریفیوژ و رآکتور آب سنگین هم متوقف شده است.
براساس تفاهماتی که در تهران، بروکسل و پاریس به دست آمده بود، قرار بود که در پاسخ به این «اقدامات داوطلبانه»، نه فقط اروپا از رفتن پرونده اتمی ایران به شورای امنیت جلوگیری کند، بلکه راه را برای عضویت تهران در سازمان تجارت جهانی هم باز کند.
اما در آن سوی میدان و همزمان با تعلیق در تهران، ایالاتمتحده که تحت رهبری «جورج بوش» شعار روی میز بودن تمام گزینهها را میداد، در فکر آغاز عملیاتی تازه علیه ایران بود. دولت بوش که به واسطه جنگ در عراق و افغانستان تا حدی تمرکز بر ایران را کاهش داده و تعداد نیروهای «کارگروه ویژه ایران» را هم بهشدت کم کرده بود، دوباره بر تهران متمرکز شده و برنامه تازهای را به آژانسهای اطلاعاتی سفارش داده است. برنامهای که دو هدف عمده را دنبال میکرد؛ دستیابی به اطلاعات طبقهبندیشده و تضعیف توان برنامه نوپای اتمی ایران. (لسآنجلس تایمز، 9 دسامبر 2007)
همان سال بود که آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا) برنامه موسوم به «فرار مغزها» را کلید زد و از محل «بودجه سیاه» نهادهای اطلاعاتی ایالاتمتحده مبالغ کلانی را برای «اغوا کردن» و «فریفتن» دانشمندان هستهای و مقامات مطلع از اسرار ایران کنار گذاشت. (کتاب مخبرها، شاهدان پاسخگو و تحقیقات مخفیانه، ص 212، 2014)
نقشه بسیار ساده بود؛ شناسایی افراد آگاه به اطلاعات طبقهبندیشده برنامه هستهای ایران، برقراری ارتباط پنهانی با آنها، طرح پیشنهادات وسوسهکننده مالی و رفاهی، انتقال آنها به آمریکا و تخلیه اطلاعاتی.
در واقع این اولین بار نبود که نهادهای جاسوسی آمریکا چنین طرحی را در دستورکار قرار میدادند. سابقه چنین اقداماتی به دوران جنگ سرد و حتی پیش از آن بازمیگردد. در آن زمان واشنگتن تلاش میکرد با جذب دانشمندان و مقامات نظامی اتحاد جماهیر شوروی از برنامههای سری این کشور کسب اطلاع کند.
بر اساس قانون سال 1949 کنگره، سازمان سیا این اختیار را دارد که سالانه تا سقف 100 نفر را خارج از برنامه عادی مهاجرت به آمریکا، به این کشور منتقل کرده و به آنها حق اقامت اعطا کند. در برنامه «فرار مغزها» هم که تمرکز اصلیاش بر برنامه اتمیایران بود، مشوقهای مالی و وعده اقامت در آمریکا، دو ابزار اصلی سیا برای فریب دانشمندان ایرانی بود. (واشنگتنپست، 2010)
براین اساس سازمان سیا به ریاست «پورتر گاس» فهرستی از چند ده دانشمند و مقام ایرانی تهیه کرد که احتمالا هم اطلاعات مناسبی از برنامه هستهای ایران داشتند و هم نبودن آنها به پیشرفت برنامه ایران لطمه میزد.
رسانههای آمریکایی آن زمان از قول یک مقام دولت این کشور در مورد مشخصه افراد موردنظر نوشتند: «کسی که اگر از برنامه حذف شود، شدیدترین اثر را بر برنامه آنها (ایرانیها) داشته یا باعث کند شدن پیشرفت آن شوند.»
از سال 2005 به بعد، گزارشهای جسته و گریختهای از تلاشهای آمریکا برای جذب نیروهای ایرانی منتشر شد؛ تلاشهایی که به نوشته رسانههای آمریکایی نتیجه چندانی در بر نداشتهاند و «تعداد انگشتشماری» هم که از طریق این برنامه راهی آمریکا شدند، افراد رده پائینی بودند که دسترسی چندانی به اطلاعات پرونده هستهای ایران نداشتند.
آنطور که روزنامه لسآنجلس تایمز در سال 2007 نوشت، تا آن زمان «کمتر از 6 ایرانی دارای موقعیت مناسب» از ایران جدا شده بودند و هیچیک از آنها هم «در جایگاهی قرار نداشتند که بتوانند اطلاعات جامعی در مورد برنامه هستهای ایران» در اختیار آمریکا قرار دهند.
سال 2009 یعنی تقریبا همزمان با انتخابات ریاستجمهوری در ایران، خبرهایی از ناپدید شدن «شهرام امیری» پژوهشگر دانشگاه مالکاشتر منتشر شد. وی که برای «حج» به عربستان رفته بود، تا یکسال بعد به ایران بازنگشت و در این مدت با انتشار ویدئوهایی اعلام کرد که در آمریکا به سر میبرد.
اندکی بعد از ناپدید شدن امیری، مقامات ایرانی واشنگتن را عامل این رخداد معرفی کرده و منوچهر متکی، وزیر خارجه وقت ایران با ارسال نامهای به دبیرکل سازمان ملل رسما اعلام کرد که براساس اطلاعات تهران، آمریکا و عربستان در گم شدن این فرد نقشآفرینی کردهاند.
اما «یان کلی» سخنگوی وقت وزارتخارجه آمریکا چند روز پس از صحبتهای متکی گفت که واشنگتن هیچ اطلاعی از وضعیت امیری ندارد و نمیداند که او کجاست. او گفت حتی نام این فرد هم برای آمریکا آشنا نیست و واشنگتن او را نمیشناسد.
اما انتشار ایمیلهای هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا نشان داد که علاوه بر نهادهای اطلاعاتی، این وزارتخانه هم در جریان پرونده امیری بوده است.
در ایمیلی به تاریخ 5 جولای 2010، «ریچارد مورنینگ استون» نماینده موقت وزارتخارجه آمریکا در امور انرژى اوراسیا بدون نام بردن از امیری، میگوید که وی میخواهد برای دیدن خانوادهاش به ایران بازگردد. او به کلینتون توصیه میکند که واشنگتن اجازه این کار را به امیری بدهد.
اندکی بعد، یعنی زمانی که این پژوهشگر ایرانی خود را به دفتر حافظ منافع معرفی کرد، «جیک سالیوان» دستیار وقت وزیر خارجه در ایمیلی به کلینتون دلیل این کار امیری را ناخرسندی او از طولانی شدن روند خروج از آمریکا اعلام میکند.
عربستان؛ ایستگاه انتقال به آمریکا
بر اساس گزارشهایی که آن زمان منتشر شد، امیری ابتدا توسط نیروهای امنیتی عربستان سعودی در فرودگاه جده برای چند ساعت «بازداشت» شده و مورد بازجویی قرار گرفته است.روزنامه لسآنجلس تایمز پیشتر نوشته بود که تماس با اهداف موردنظر آمریکا ابتدا با سه واسطه فاصله انجام میشود و رابطه ابتدایی از طریق مأموران سیا برقرار نمیشود. پس از این مرحله، فرد مستقیما توسط سیا یا «یکی از آژانسهای اطلاعاتی متحد» مورد مصاحبه قرار گرفته و بعد به آمریکا یا کشور دیگری منتقل میشود.
امیری تا یکسال بعد که بالاخره خود را به دفتر حافظ منافع ایران در سفارت پاکستان تحویل داد، چند ویدئو منتشر کرد و اظهارات متناقضی را در مورد وضعیتش مطرح کرد. او نهایتا در تیر ماه سال 1389 به ایران بازگشت. همان زمان متکی در مورد امیری گفت: «باید اول ببینیم که در این دو سال چه گذشته و بعد ببینیم آیا او قهرمان است یا نه. باید برای ایران محرز شود که ادعاهای او در خصوص ربوده شدنش درست است.» (بیبیسی، تیر 1389)
در فاصله ناپدید شدن تا بازگشت امیری، رسانههای آمریکایی گمانهزنیهایی را در مورد اینکه امیری احتمالا جذب برنامه «فرارمغزها» شده را مطرح کردند، اما مقامات آمریکایی هرگز حاضر نشدند این ادعا را تائید کنند.
تنها بعد از بازگشت امیری بود که واشنگتن، که احتمالا این فرد را یک مهره سوخته به شمار میآورد، به صورت غیررسمی تائید کرد که وی هدف برنامه سازمان سیا بوده است.
روزنامه واشنگتنپست اندکی بعد از بازگشت این پژوهشگر ایرانی به تهران، از قول مقامات بینام آمریکایی نوشت که سیا در قبال دریافت اطلاعات محرمانه، به امیری پول داده است.
به ادعای آن گزارش، به امیری بیش از 5 میلیون دلار پول و وعده اقامت در آمریکا داده شده بود. یک مقام آمریکایی به واشنگتنپست گفته بود که همین رقم نشان میدهد که اطلاعات دریافتی از وی تا چه حد ارزشمند بوده است، چراکه «شما چیزی نمیدهید که چیزی نگیرید.»
یک مقام آمریکایی دیگر هم گفت «یک بسته مزایای بلندمدت» به امیری پیشنهاد شده بود که این امکان را به وی میداد یک «زندگی مرفه و راحت» در آمریکا داشته باشد. (سیانان، سپتامبر 2015)
پس از آنکه امیری این پیشنهاد را پذیرفته، در ایالت «آریزونا» مستقر شده و مبلغ وعده داده شده در حسابی بلندمدت یا یک حساب سرمایهگذاری واریز شده، به نحوی که بتواند «زندگی وی را تأمین کند».
مقامات آمریکایی به واشنگتنپست گفته بودند که امیری به حساسترین اطلاعات هستهای ایران دسترسی نداشته، اما در تائید اطلاعاتی که واشنگتن از منابع دیگر به دست آورده بوده و همچنین ارائه جزئیات در مورد چند سایت هستهای ایران نقشی «ارزشمند» ایفا کرده است.
روزنامه نیویورک تایمز در سال 2010 نوشت که همکاری امیری با سرویسهای اطلاعاتی آمریکا سابقهای چند ساله داشته و او زمانی که در ایران بوده، «اطلاعات مهمی» را در اختیار واشنگتن قرار داده است. براساس آن گزارش، اطلاعات امیری حتی در گزارش سال 2007 جامعه اطلاعاتی آمریکا در مورد برنامه هستهای ایران هم نقش داشته است.
با وجود اطلاعاتی که واشنگتن میگوید از امیری دریافت کرده، آمریکاییها چندان قدردان وی نبودند و بلافاصله بعد از بازگشت او اطلاعات گستردهای در مورد فعالیتهای وی در اختیار رسانهها قرار دادند. امیری در جریان معامله با آمریکاییها، هم تخلیه اطلاعاتی شده و هم پول وعده داده شده را به واسطه تحریمها از دست داده بود؛ مسالهای که به نظر میرسد آمریکاییها چندان هم از آن ناراضی نبودند.
یک مقام آمریکایی بعد از بازگشت امیری گفت: «به لطف تحریمهای مالی علیه ایران، هرچیزی که او دریافت کرده بود، حالا از دسترسش خارج است. او رفته، اما پولش نه. ما اطلاعاتش را داریم و ایرانیها خودش را.»
شهرام امیری بعد از بازگشت از آمریکا به خبرنگاران گفت: «هر ایرانی دیگری نیز جای من بود حاضر نمیشد شرافت و حیثیت خود را فدای خواستههای مالیاش کند و کشور خود را به کشور بیگانه بفروشد.»
تایید یک حکم
در نهایت محسنیاژهای، سخنگوی قوهقضائیه هفته گذشته اعلام کرد که شهرام امیری اعدام شده است. اژهای تاکید کرد که وی اسرار نظام را در اختیار دشمن قرار میداده و بدین ترتیب جاسوس بودن وی را تائید کرد.
به گفته اژهای، این فرد طبق قانون در جلسات متعدد محاکمه شد و حکم دادگاه بدوی او مورد اعتراض قرار گرفت، بعد در دیوان عالی کشور با وسواس پرونده را مورد بررسی قرار دادند و در نهایت [حکم اعدام] تایید شد.
سخنگوی قوهقضائیه همچنین اظهار داشت: «با کمال تاسف این فرد توبه نکرد و خطای خودش را جبران نکرد... و تلاش کرد تا از درون زندان یک سری اطلاعات را بفروشد.»
نکته بسیار جالبی که اژهای مورد اشاره قرار داد «رو دست خوردن آمریکاییها از دستگاه اطلاعاتی ایران» بود. وی تاکید کرده که «انشاءالله سیستم اطلاعاتی در زمان خودش این ماجرا را تشریح خواهد کرد.»
دیدگاه تان را بنویسید