علی موسوی خلخالی می نویسد: ین که برخی تصور می کنند بعد از آغاز جنگ اوکراین، امریکا درصدد حل فوری پرونده هسته ای ایران و به نتیجه رساندن مذاکرات وین است تا بر پرونده روسیه متمرکز شود، چندان منطقی به نظر نمی رسد و بیشتر نگریستن به صحنه تنها از یک منظر است. چرا که حتی اگر ایالات متحده بخواهد، روسیه اجازه نخواهد داد پرونده احیای برجام به سادگی محقق شود. چرا که اولا، طبیعی است که نگذارد طرف های غربی دغدغه هایشان از بابت پرونده ای را رفع کنند و به سراغش بیایند، ثانیا، منطق بده بستان می گوید برای حل یک پرونده باید در پرونده دیگر امتیاز گرفت.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

هنگامی که قدرت های بزرگ در پرونده های مختلف درگیر می شوند، اجازه نمی دهند یک پرونده به سود یکی علیه دیگری به آسانی خاتمه یابد تا رقیب فرصت یابد در پرونده های دیگر به آن فشار بیاورد. این یک منطق طبیعی در منازعه های بین المللی است. در بحران خلیج خوک ها در دوران جنگ سرد یا حتی در دوران معاصر، بحران سوریه، پرونده عراق و دیگر پرونده ها شاهد این وضعیت بوده ایم و این مساله همچنان در پرونده های دیگر نیز حاکم و قابل تسری است. قدرت ها اجازه نمی دهند پرونده ها به سود یکی علیه دیگری خاتمه یابد تا رقیب تمرکز خود را علیهشان بیشتر کند.

اگر این موضوع را یک منطق پذیرفته شده و اصل در مناسبات بین المللی بدانیم می توانیم بگوییم با آغاز جنگ اوکراین و حمله روسیه به این کشور که یک رویارویی تمام عیار سیاسی – نظامی را میان غرب با روسیه برانگیخته است، مذاکرات وین بر سر احیای برجام و بازگشت امریکا به آن نیز نباید به آسانی به نتیجه برسد. به ویژه که در پرونده هسته ای ایران و مذاکرات وین نیز روسیه و چین در مقابل ایالات متحده و متحدان اروپایی اش حضور دارند. 

این که برخی تصور می کنند بعد از آغاز جنگ اوکراین، امریکا درصدد حل فوری پرونده هسته ای ایران و به نتیجه رساندن مذاکرات وین است تا بر پرونده روسیه متمرکز شود، و در این میان چه بسا فکر کنند با مطرح کردن خواسته های حداکثری طرف امریکایی تمکین می کند، چندان منطقی به نظر نمی رسد و بیشتر نگریستن به صحنه تنها از یک دریچه است. چرا که حتی اگر ایالات متحده بخواهد، روسیه اجازه نخواهد داد پرونده احیای برجام به سادگی محقق شود. چرا که اولا، طبیعی است که نگذارد طرف های غربی دغدغه هایشان از بابت پرونده ای را رفع کنند و به سراغش بیایند، ثانیا، منطق بده بستان می گوید برای حل یا رسیدن به دستاورد در یک پرونده باید در پرونده دیگر امتیاز گرفت. 

در حال حاضر پرونده اوکراین در اوج تنش است و هم اروپا و هم روسیه برای آن اهمیت فوق العاده ای قائلند. روسیه اعتبار و حیثیت خود را به میدان آورده و در این کشور وارد جنگ زمینی تمام عیار شده است در حالی که غرب می گوید با قدرت در برابر آن می ایستد. پس وقتی که پرونده ای به این اوج از اهمیت برای جامعه بین الملل می رسد، طبیعی است پرونده ای که از درجه اهمیت کمتری برخوردار است به محلی برای معامله تبدیل شود. در حال حاضر دم دست ترین پرونده برای هر دو طرف، پرونده مذاکرات وین برای احیای برجام است. این واقعیتی است که با توجه به تحولات اخیر، پرونده هسته ای آن طور که برای ایران در اولویت است برای کشورهای غربی و روسیه در اولویت نیست.

بنابراین نمی توان به راحتی تصور کرد مذاکرات برجام به نتیجه برسد و بدون این که همه طرف ها – که در اینجا دیگر منظور تنها توافق ایران با اروپا و امریکا و روسیه و چین نیست – به توافق برسند مذاکرات وین به نتیجه برسد. این بار تفاهم باید میان روسیه و چین با امریکا و اروپا نیز حاصل شود. برای همین کار مذاکره کنندگان در وین به مراتب سخت تر خواهد شد و باید با هوشیاری و تدبیر بیشتری مذاکرات را پیش ببرند، به ویژه که نباید بگذارند مذاکرات به بن بست برسد، چرا که بن بست مذاکرات امکان تفاهم طرف های دیگر با یکدیگر بدون در نظر گرفتن منافع ایران را بیشتر می کند و احتمال این که ایران مورد معامله قرار بگیرد یا حتی قربانی شود، بیشتر می شود.