رئیس پیشین اداره دوم ارتش و از بازماندگان حادثه روز هشتم شهریور گفت: با شواهد و قرائن نشان دادیم که عراق یک هفته بعد به ایران حمله می کند.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

«محمد مهدی کتیبه» که در سال‌های ۶۰ رئیس اداره دوم ارتش بود او حالا مردی ۸۰ ساله است که سال‌هاست فعالیتش را متوجه یک خیریه و کمک به خانواده‌های کم بضاعت کرده است.

شمرده  صحبت می‌کرد تا بتواند تمام جزئیات را به خاطر بیاورد و آنها را بدون کم و کاست بگوید. صحبت‌های کتیبه فقط به تصویر کشیدن روز انفجار نبود بلکه پای ابهامات در رسیدگی به این پرونده و اینکه چرا بدون رسیدن به یک نتیجه قطعی مختومه شد نیز به میان آمد. او از بازداشت‌ «حسن کامران» که اکنون نماینده مردم اصفهان در مجلس است هم در رابطه با این انفجار سخن به میان آورد.

هرچند گپ و گفت‌مان با سرهنگ کتیبه با انفجار هشتم شهریور ۱۳۶۰ شروع شد اما بحث به اداره دوم ارتش و بازداشت و زندانی شدن او در سال‌های بعد از انقلاب و البته فعالیتش در انجمن حجتیه نیز کشیده شد.

بخشی از گفتگوی خبرآنلاین با کتیبه به شرح زیر است:

 

 ظاهرا بحث عزل صیاد شیرازی هم مطرح شده بوده؟

نه. صیاد شیرازی تقریبا یک مدتی فرمانده نیروی زمینی بود و  بعد در نتیجه اختلافاتی که با محسن رضایی و ...  داشتند، ایشان را کنار گذاشتند، یعنی عوض کردند.

در جنگ ایران و عراق چقدر بحث اطلاعاتی و نفوذی میان ارتش و سپاه وجود داشت ؟چقدر آن رکن دوم توانست بحث درزکردن اطلاعات را کشف کند؟

قبل از شروع جنگ ایران و عراق، سپاه هنوز به این صورت تشکیل نشده بود، یعنی تشکیلات منظم و مرتب آنچنانی نداشت و تقریبا سپاه از شروع جنگ شروع به فعالیت‌کرد. ما در  ارتش بودیم و همان زمان که هنوز جنگ شروع نشده بود به مسئولان اطلاع دادیم که جنگ در شُرف انجام است. شهید رجایی  قبل از جنگ به‌عنوان نخست وزیر انتخاب شده بود. مجلس شورای اسلامی در آن مقطع آقای رجایی را احضار کرد و گفت این حرکات و حملاتی که در غرب کشور عراق انجام می‌دهد، منظور چیست و چه باید کرد؟ آقای رجایی برای این‌که بیاید جواب مجلس را بدهد، از بنده و آقای تیمسار ظهیرنژاد و تیمسار فلاحی دعوت کرد که با اتفاق ایشان به مجلس برویم. من یک نقشه وضعیت تهیه کرده بودم.  اول رفتیم در اتاق آقای هاشمی رفسنجانی که آیت الله خامنه‌ای و آقای رفسنجانی و آقای رجایی در آن جلسه حضور داشتند برایشان شرح و توضیح دادم. بعد از آن در جلسه غیرعلنی مجلس این نقشه وضعیت را جلوی تریبون مجلس نصب کردم که خیلی از نمایندگان که در آخر صحن مجلس بودند و نمی‌دیدند، بلند شدند و آمدند جلوی تریبون نشستند.

اولین نفری که آن‌جا صحبت کرد، من بودم. صحبت کردم که شواهد و قرائنی وجود دارد که این شواهد و قرائن اگر تحقق بیابد، حمله دشمن قطعی و حتمی است و با این قرائن و شواهدی که به شما نشان می‌دهم، از نظر ما ارتش عراق تا هفته دیگر حمله می‌کند، حمله‌اش هم از این محور است، هدفش هم این است. قرائن و شواهد ما چی بود؟ واحدهای زرهی که از نقاط دوردست مرز ایران و عراق حرکت کرده بودند و آمده بودند در مرز مستقر شده بودند، واحدهای توپخانه به همین شکل، واحدهای لجستیکی به همین شکل. همه این‌ها را ما روی نقشه وضعیت پیاده کردیم که این واحدها آمده‌اند در این نقاط مستقر شده‌اند، گفتیم بنابراین در هفته دیگر ارتش عراق از محور خوزستان، خرمشهر و آبادان و اهواز ما را مورد حمله قرار می‌دهد و آن حرکات و عملیاتی که در غرب انجام شده، آن‌ها تک‌های فریبنده است. یعنی از مرز غرب ما خطری احساس نمی‌کنیم، خطر از این‌جا است. بنابراین ما حرف‌های خودمان را به ۲۳۰ الی ۲۴۰  نفر از نمایندگان مجلس گفتیم و تقریبا همانطوری که ما گفتیم، انجام شد.

بعد از جنگ معمولا اگر پیروز شدیم، می‌گویند عملیات خوب انجام شد ولی اگر پیروز نشدیم، موفق نشدیم، می‌گویند اطلاع نداشتیم. بعد همه گفتند که اطلاعات نداشتیم. گفتم ۲۵۰ تا نماینده مجلس شاهد است که ما اطلاعات داشتیم، خوب هم داشتیم، بنابراین نگویید اطلاعات نداشتیم. بعد از من، آقای ظهیرنژاد آمد و نمایندگان گفتند شما چکار می‌کنی؟ گفت الان ارتش در اختیار من است، اما الان در اثر دخالت‌های بی‌جایی که در ارتش شده، ارتش را از حیز انتفاع انداخته‌اید؛ لشکر ۹۲ زرهی اهواز را که بهترین واحد ما است، داغون کرده اید، دخالت در آن کردید و نمی‌گذارید ما کارمان را انجام دهیم. بقیه نیروها هم که در کردستان مشغول هستند و گرفتار هستند. بنابراین اگر می‌خواهید که ما جلوی این اتفاق را بگیریم، اجازه بدهید ما خودمان تصمیم بگیریم و در کار ما دخالت نکنید.