جهانگیری نه می‌تواند آبروی از دست‌رفته اصلاح‌طلبان و نه اعتبار لکه‌دار شده دولت را ترمیم کند.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

گروه سیاست مثلث‌آنلاین: اسحاق جهانگیری این روزها بازهم در قامت مدافع وضع موجود ظاهر شده و تمام‌قد از دولت حمایت کرده است تا حدی که تمام مشکلات کشور را بر گردن مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام انداخته و گفته است: «از مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام گله داریم؛ موضوعاتی را برای حل مشکل مردم ارجاع داده ایم اما شش، هفت سال است که بلاتکلیف مانده، آن وقت برای ما قصه تعریف می کنند... مردم کار و زندگی خود را از دولت توقع دارند و امور اجرایی بر عهده دولت است با دخالت های خود به زندگی مردم آسیب نزنید... کار دولت را سلب می‌کنند و زندگی مردم را گروگان می‌گیرند بعد مدعی هستند چرا دولت کار نمی‌کند. چرا زیاده خواهی می‌کنیم؟»

این سخنان در حالی است که شخص اسحاق جهانگیری در مهم‌ترین اقداماتی که کلان اقتصادی مردم را به خطر انداخت به طور مستقیم دست داشته است؛ نمونه‌اش دلار 4200 تومانی معروف به «دلار جهانگیری» بود که نه‌تنها باعث واردات کالاهای اساسی نشد که صرفا بر رانت‌های اقتصادی عده‌ای خاص دامن زد و در عمل به جای آنکه سفره مردم را پر کند، منابع کلان ملی را نابود کرد. از طرفی جهانگیری که در سال96 زبان تند روحانی بود و سخنانی که روحانی تمایل نداشت شخصا به زبان بیاورد را به جای او بیان می‌کرد و برای دولت سینه‌چاکی می‌کرد بعد از گذشت چهارسال از دولت دوم پاسخ نمی‌دهد که آیا تمام ناکارآمدی‌های دولت در زمان تشکیل مجلس یازدهم بوده است؟ فراموش نمی‌کنیم که ارتباط تنگاتنگ دولت با مجلس دهمی بود که بخش مهمی از نمایندگان یا اصلاح‌طلب بودند یا به تعبیری مستقل و نزدیک به دولت. بنابراین به نظر می‌رسد جهانگیری در پی سخنان اخیرش دو هدف را دنبال می‌کند؛ نخست آنکه در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری رقیب خود و هم‌جناحی‌هایش یعنی اصولگرایان را تخریب کند و اقدامات مثبت آنها خاصه در مجلس را به حاشیه ببرد و از سوی دیگر اگر احیانا در انتخابات نامزد شد، با تکیه بر همین دست سخنان یعنی به دنبال مقصری غیر از دولت گشتن، با یک فرافکنی بزرگ دولت را مظلوم نشان دهد و بگوید که اگر مشکلاتی در پی اقدامات دولت برای مردم به وجود آمد، این اقدامات نتیجه کارشکنی مخالفان بوده است.

البته به نظر می‌رسد که جهانگیری هرچه در چنین مسیری تلاش کند نه می‌تواند آبروی از دست‌رفته اصلاح‌طلبان و نه اعتبار لکه‌دار شده دولت را ترمیم کند زیرا قضاوت افکار عمومی بر عملکرد دولت روشن است. دولت در طول هشت‌سال فعالیت خود با تکیه بر مذاکرات هسته‌ای و پیوندزدن همه‌چیز به نتیجه مذاکرات از بسیاری از ظرفیت‌های داخلی غافل شد. مردم فراموش نمی‌کنند که روحانی به صراحت گفت که آب خوردن مردم نیز در گرو برجام است و همین نگاه به سیاست و اقتصاد باعث پدید آمدن مشکلات انبوه اقتصادی در کشور شد. با این اوصاف جهانگیری نمی‌تواند مدافع وضع موجود باشد و این شیوه از سوی مردم پذیرفتنی نیست.

از سوی دیگر او با چنین گفتمانی نمی‌تواند برای خود جایگاه انتخاباتی مناسبی دست‌وپا کند زیرا جهانگیری قریب به هشت سال معاون اول این دولت بوده است و در تمام تصمیم‌گیری‌های مهم نقش اساسی داشته است. در حقیقت جهانگیری نمی‌تواند هم ژست اپوزیسیون به خود بگیرد و هم خود را معاون اول دولت معرفی کند. با در نظرداشتن این پیش‌فرض احتمالا مردم اقبال چندانی به او نشان نمی‌دهند زیرا معمولا مردم منتقد وضع موجودند و به‌خصوص در دولت روحانی که میزان فشارهای اقتصادی به قدری بود که عملا فقرا فقیرتر و حتی بخش مهمی از طبقه متوسط هم به طبقه فرودست سوق داده شدند.

علاوه بر این جهانگیری حتی پایگاه حزبی مناسبی هم ندارد و در همین چندوقت اخیر مشاهده شده است که حرب کارگزاران سازندگی به عنوان حزب متبوع جهانگیری تمایلش به سمت علی لاریجانی است؛ چنانکه اخیرا فائزه هاشمی به صراحت گفت غلامسحین کرباسچی به عنوان دبیرکل این حزب تمایل به حمایت از لاریجانی دارد. از طرفی بسیار بعید هم به نظر می‌رسد که اصلاح‌طلبان بر او اجماع کنند زیرا اصلاح‌طلبان در چندمدت اخیر کوشیده‌اند خود را اپوزیسیون دولت نشان دهند و در چنین شرایطی بسیار بعید است با نامزدی وارد انتخابات شوند که نماد و نمود دولت ناکارآمد روحانی است. در کنار همه این‌ها جهانگیری حتی در بین نزدیکان دولت و مشخصا حزب اعتدال و توسعه نیز جایی ندارد و حتی نمی‌تواند حمایت دولتی را داشته باشد که معاون اولش بوده است.

به هر روی اینکه اسحاق جهانگیری در آستانه انتخابات باز هم به دفاع از دولت می‌پردازد و همه مشکلات را بی‌هیچ سندی بر دوش مخالفان دولت می‌اندازد، حکایت از تصمیم انتخاباتی او دارد که البته بعید است به نتیجه موردنظرش دست یابد زیرا مردم هشت‌سال عملکرد او و دولت روحانی را قضاوت کرده‌اند.