اگر رئیسی بخواهد از اصلاح‌طلبان در دولتش استفاده کند با انتقاد کسانی مواجه می‌شود که نابسمانی امروزِ ایران را نتیجه عملکرد اصلاح‌طلبان می‌دانند.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

گروه سیاست مثلث‌آنلاین: سید ابراهیم رئیسی در شرایط کنونی با دو چالش مهم روبه‌رو است اینکه بر اساس گفته‌اش مبنی بر فراجناحی بودن دولت چگونه می‌تواند این مهم را محقق کند؟ و آیا می‌توان چندتماس با اصلاح‌طلبان را نشانه فراجناحی‌بودن دولت او در نظر گرفت؟ از سوی دیگر او با نیروهایی که از پیش خود را برای ورود به پاستور آماده کرده‌اند چه می‌کند؟ و آیا پاسخ منفی او به آنهایی که به نوعی سهم خود را از یک دولت اصولگرا می‌خواهند، باعث شکل‌گیری حلقه‌ای منتقدان علیه او می‌شود؟ فرضیه دیگر یعنی به کارگیری اصلاح‌طلبان در دولت هم یکی از مشکلات دیگر رئیسی است؛ به نحوی که او حتما می‌داند اگر بخواهد اصلاح‌طلبان را به معنای دقیق کلمه در امر کشورداری سهیم کند، در مواجهه با انتقاد کسانی که باور دارند شرایط نابسمان و بغرنج امروزِ ایران ماحصل عملکرد اصلاح‌طلبان است، چه می‌گوید؟ به هر روی کار بر رئیسی بسیار سخت است زیرا او از یک‌سو با حجم عظیم مشکلات داخلی و خارجی دست‌و‌پنجه نرم کند و تا حد امکان مشکلات را از پیش روی بردارد و دستِ‌کم در ابتدای کار دولت اقداماتی انجام دهد که مردم امیدوار به ایجاد تغییر در شیوه کشورداری شوند و از سوی دیگر باید بتواند نسبتی منطقی میان دولت خود با همه نیروهای سیاسی برقرار کند.

حالا عباس سلیمی‌نمین، تحلیلگر مسائل سیاسی درباره اینکه آیا تماس‌های رئیسی با اصلاح‌طلبان به معنای استفاده از آنهاست یا نه به «اعتمادآنلاین» گفته است: «حتی این تماس‌ها جدی نباشد و نمایش باشد، باز هم به رسمیت شناختن رقیب است. حتی اگر بدبینانه به این مساله نگاه کنیم، باز هم جای خوشحالی دارد، چراکه برخی گرایش‌ها در درون جریان اصولگرایی اصلاً رقیب را به رسمیت نمی‌شناسد و اساساً قائل به این هستند که اصلاح‌طلبان از دایره دلسوزان کشور حذف شوند. این توضیح نشان می‌‌دهد تماس‌های اخیر را باید اصلاح قلمداد کنیم،‌‌ آن هم اصلاحی چشمگیر. زیرا گرایش حذف رقیب هم در جمع اصولگرایان و هم در دسته اصلاح‌طلبان، اصلی بود که جدی گرفته می‌شد. به همین دلیل دولت‌ها وقتی روی کار می‌آمدند حذف رقیب را در دستور کار قرار می‌دادند  و وجود رقیب را مخرب می‌دانستند. حالا با این حرکت جدید، در درون اصلاح‌طلبان این ذهنیت که قرار است ما را نابود کنند از بین می‌رود. حالا در دولت رئیسی چه از نظرات اصلاح‌طلبان استفاده کند چه نکند، باید این پیام را جدی بگیریم که کسی قرار نیست در مسیر حذف واقع شود؛ یعنی اراده بر همفکری و همنشینی است تا با به رسمیت شناختن تمام کسانی که دغدغه ایران دارند، انرژی همه آزاد شود و خط بطلانی به صرف انرژی در مسیر حذف یکدیگر کشیده شود. از این به بعد دیگر طیف‌های سیاسی این احساس را ندارند که قرار است از میدان به در شوند. در چنین حالتی به جای اینکه بسیاری از انرژی‌ها در مسیر تخریب قرار گیرد،‌ صرف سازندگی و کار برای مردم می‌شود. بنابراین نگرانی‌ درباره یکدست شدن نگرانی‌ای بی‌موردی است. این اتفاق حتی می‌تواند امیدبخش هم باشد. البته باید گفت،‌ این اصلاح ناشی از پیامی است که از انتخابات گرفته شده است». او همچنین اشاره کرده است که ممکن است برخی اصولگرایان بخواهند از رئیسی سهم‌خواهی کنند.

حمیدرضا ترقی، فعال سیاسی هم به «برنا» می‌گوید: «مدیریت مشارکتی در جامعه مدیریتی علمی است و در همه دستگاه‌های اجرایی که به شیوه مدیریت مشارکتی عمل می‌کنند مدیر بدنه جامعه را در تصمیم گیری های مدیریتی مشارکت می دهد و به جامعه نقش می‌دهد و این مدل، موفقی است. وقتی انتقاد می کنید که چرا بخشی از جامعه در انتخابات شرکت نکردند در تناسب برای انتخاب یارگیری با استفاده از نظر عموم مردم یاران خود را انتخاب می کنید در نتیجه نقدهای انجام شده مشکلات از بین می رود و دولت به دولتی مردمی تبدیل می شود».

حالا باید دید که رئیسی با مشکلات موجودِ پیش رویش چه می‌کند و آیا می‌تواند پاسخگوی تمام جناح‌های سیاسی باشد و از طرفی با تکیه بر تمام ظرفیت فکری موجود در کشور از پس رفع مشکلات موجود برآید یا خیر؟