جلال میرزایی در گفت‌وگو با دیپلماسی ایرانی تشریح کرد: همینکه رهبری در سخنان یکشنه جاری تیم مذاکره کننده را تشویق به ادامه گفت و گوها کرده و در بیانات خود چهارچوب، محدودیت و خط قرمز جدیدی را برای مذاکرات ترسیم نکرده‌اند، می تواند کمک شایانی به تیم مذاکره کننده ایران در وین بکند. چون این سخنان از یک طرف نشان‌دهنده اعتماد حاکمیت به تیم مذاکره کننده ایرانی است و از طرف دیگر دست تیم مذاکره کننده برای رسیدن به یک توافق را باز می گذارد. حال اینکه در آینده تا چه اندازه می توان شاهد انجام مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا بود بیشتر بستگی به فضای مذاکرت، میزان پشیرفت گفت وگوهای وین و عملکرد واشنگتن دارد. فعلا که تهران پالس مثبت خود را فرستاده است و در عین حال هم فضای کنونی وین مثبت ارزیابی می شود.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

یکشنبه هفته جاری به مناسبت سالگرد قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم، رهبری در دیدار تصویری با جمعی از قشرهای مختلف مردم این استان (قم) گریزی کلی به برخی مسائل فعلی در حوزه سیاست خارجی زدند. در فرازی از این سخنان، رهبری عنوان داشت: «اینکه در مقطعی با دشمن مذاکره، صحبت و تعامل شود به معنای تسلیم شدن در مقابل آن نیست، همچنانکه تا کنون تسلیم نشده و از این پس نیز نخواهیم شد.» این عبارات به موازات فضای مثبت مذاکرات وین می تواند نشان از احتمال حصول توافق باشد. اما اینکه پالس مثبت تهران، ذیل این موضع رهبری تا چه اندازه متاثر از فضای مذاکرات جاری در وین است و از همه مهمتر آیا این موضع گیری می تواند گره و خلاء فعلی مذاکرات یعنی عدم گفت وگوی مسقیم با آمریکا را حل کند، محور گپ و گفت دیپلماسی ایرانی با جلال میرزایی، نماینده مجلس شورای اسلامی در دوره دهم و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی و بین الملل است که در ادامه می خوانید: 

یکشنبه هفته جاری رهبری در سخنانی صراحتا عنوان داشت که «در مقطعی با دشمن مذاکره، صحبت و تعامل شود به معنای تسلیم شدن در مقابل آن نیست؛» گزاره ای که بسیاری آن را نرمش قهرمانانه ۲ و چراغ سبز برای رسیدن هر چه سریعتر به توافق می دانند، این در حالی است که به موازات این اظهارنظر، خبرهای ضدو نقیض رسیده از وین هم حکایت از پیشرفت نسبی مذاکرات و احتمال حصول توافق می‌دهد. پیرو نکات مذکور سوالی که ذهن را درگیر می کند این است که آیا به واسطه فضای مثبت وین، حاکمیت دست به تغییر موضع در خصوص مذاکره زده است؟

قطعا این دو پارامتر یاد شده شما بر همدیگر اثر گذارند. یعنی هم فضای مثبت وین و هم نگاه مثبت در داخل به خصوص از سوی حاکمیت و نظام می تواند روی همدیگر اثر داشته باشد و در نهایت سینرژی هر دو، توافق را محتمل کند. چون همانگونه که در مصاحبه‌های قبلی با شما عنوان داشتم واقعیت آن است که، نه ایالات متحده آمریکا، نه جمهوری اسلامی ایران، نه ۱+۴ و نه جامعه جهانی انتخاب بهتری از غیر از گفت و گو و مذاکره بر سر لغو تحریم ها و احیای برجام ندارند. یعنی هیچ گزینه آلترناتیوی برای تهران، واشنگتن و ... وجود ندارد که بخواهند آن را جایگزین مذاکرات برای لغو تحریم ها و احیای برجام کنند. در حقیقت مذاکرت وین کم هزینه ترین، مطمئن ترین و کوتاه ترین راهی است که هم می تواند نگرانی واشنگتن، ۱+۴ و در کل جامعه جهانی را در خصوص پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران رفع کند و هم چالش ها و مشکلات اقتصادی و معیشتی کنونی در داخل کشور به واسطه لغو تحریم ها تا حد بسیار زیادی مرتفع نماید. هرچند که در داخل کشور علاوه بر تلاش برای لغو تحریم‌ها حتماً باید به موازات آن برنامه جدی برای مبارزه با فساد سیستماتیک و همچنین مدیریت درست در دستور کار قرار گیرد. چون به اذعان و اعتراف خود جریان اصولگرایی که اکنون کل قدرت در داخل کشور را به دست گرفته است بخشی از مشکلات اقتصادی و بحران داخلی به واسطه تحریم ها و سیاست فشار حداکثری است و بخش عمده در سایه نبود مدیریت صحیح و همچنین فساد گسترده داخلی روی می دهد. پس اگر تحریم ها لغو شود باید دولت رئیسی، مجلس انقلابی یازدهم و حتی قوه قضاییه در یک هماهنگی کامل، برنامه ریزی جدی برای مدیریت صحیح مشکلات و همچنین مبارزه با فساد را در دستور کار قرار دهند و گرنه لغو تحریم ها به تنهایی راهگشا نیست، هر چند که متاسفانه عملکرد دولت رئیسی در همین چند ماهی که از عمر دولت سیزدهم می‌گذرد و همچنین کارنامه یک سال و نیمه مجلس یازدهم نشان از این دارد که نباید انتظار یک مدیریت صحیح، راهگشا و عملیاتی برای رفع مشکلات و مبارزه با فساد را داشت.

بعد از خروج ایالات متحده از برجام و تبدیل وضعیت مذاکرات برجامی از ۱+۴ به ۱+۵ و به خصوص بعد از اقدام دونالد ترامپ برای ترور سردار سلیمانی عملاً راهبرد عدم مذاکره مستقیم با آمریکا جزو اولویت های دستور کار سیاست خارجی ایران شد که، هم در دولت روحانی و هم در دولت رئیسی به مر حله اجراء درآمد و پیرو آن طی سه سال گذشته مذاکره مستقیم با آمریکا خط قرمز ایران بوده است. اکنون با توجه به موضع گیری رهبری در خصوص جایز شمردن مذاکره با «دشمن» و با توجه به آنکه این کلمه «دشمن» بیشتر در خصوص آمریکا به کار گرفته می شود، نه سایر اعضای ۱+۴، می توان این نتیجه را گرفت که از این به بعد بستر مذاکره مستقیم بین تهران و واشنگتن شکل خواهد گرفت؟

همینکه رهبری تیم مذاکره کننده را تشویق به ادامه گفت و گوها کرده و در سخنان خود چهارچوب، محدودیت و خط قرمز جدیدی را برای مذاکرات ترسیم نکرده‌اند، می تواند کمک شایانی به تیم مذاکره کننده ایران در وین بکند. چون این سخنان از یک طرف نشان‌دهنده اعتماد حاکمیت به تیم مذاکره کننده ایرانی است و از طرف دیگر دست تیم مذاکره کننده برای رسیدن به یک توافق را باز می گذارد. حال اینکه در آینده تا چه اندازه می توان شاهد انجام مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا بود بیشتر بستگی به فضای مذاکرت، میزان پشیرفت گفت وگوهای وین و عملکرد واشنگتن دارد. فعلا که تهران پالس مثبت خود را فرستاده است و پیرو گفته شما در سوال نخست هم فضای کنونی وین مثبت ارزیابی می شود.

سوال دیگری که در خصوص موضع رهبری باید پرسید این است که چراغ سبز حاکمیت برای مذاکره که یکشنبه داده شد به معنای مذاکره برای حصول توافقی کامل و دائمی است یا می توان مشروعیتی برای مذاکره با هدف توافق موقت هم، ذیل این گفته رهبر را متصور بود؟

 من در گفت وگوهای قبلی شما عرض کردم بر خلاف برخی برداشت‌ها، تحلیل ها و موضع گیری های سطحی در خصوص توافق موقت در وین که توسط برخی رسانه ها و افراد داخلی در این مدت مطرح شده است من معتقدم حتی یک توافق موقت هم می تواند تامین کننده منافع جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی باشد. خصوصا اکنون با توجه به آرایش سیاسی در آمریکا اگر بتوان با این چراغ سبز حاکمیت در خصوص مذاکرات، روند وین را درست مدیریت کرد می توان در کوتاه مدت شاهد حصول توافق برای احیای برجام بود.

در گفته هایتان نوعی تعجیل مستتر است. چرایی این تعجیل برای توافق چیست؟

بله باید عجله کرد، چون زمان برای توافق بسیار کوتاه است. هر چند نباید به واسطه کوتاهی زمانی و تعجیل، دست پاچه شویم، اما باید در این زمان کوتاه به یک نقطه مطمئن در وین برسیم. چون من در پاسخ به سوال قبلی اشاه کردم که اکنون با توجه به آرایش سیاسی در آمریکا اگر بتوان با این چراغ سبز یکشنبه حاکمیت در خصوص مذاکرات، روند وین را درست مدیریت کرد می توان در کوتاه مدت شاهد حصول توافق برای احیای برجام بود. لذا در این بازه کوتاه تا نوامبر ۲۰۲۲ تا انتخابات میان دوره‌ای کنگره باید این توافق حاصل شود، حتی توافق موقت. چون اکنون دولت بایدن با یک برتری شکننده و نسبی در مجلس نمایندگان و سنا می تواند قدرت اجرایی تعهدات برجامی را داشته باشد. پس اگر در این مدت تا نوامبر ۲۰۲۲ بتوانیم به یک توافق جامع و کامل در وین برسیم که چه بهتر، اما اگر این مسئله حاصل نشد باید یک توافق، ولو یک توافق موقت در دستور کار باشد. مطمئن باشید توافق کوتاه‌مدت به ضرر ایران نیست، منتهی در این فاصله باید ایران بتواند با مدیریت صحیح خود، ابزارهای چانه زنی در میز مذاکره را حفظ کند که اگر احیاناً جمهوریخواهان کنگره را به دست گرفتند در ادامه توافق موقت بتوانند از این ابزارها در راستای رسیدن به یک توافق جامع و کامل استفاده کنند.

حضرتعالی در پاسخ به سوال نخست عنوان داشتید که مذاکره برای احیای برجام بهترین انتخاب پیش روی جمهوری اسلامی ایران است. حاکمیت هم با موضع‌گیری مثبت یکشنبه خود پیرامون مذاکره با دشمن عملا این انتخاب را تایید کرده است. حال در بُعد دیگری پیرامون این تغییر موضع رهبری باید پرسید که آیا تشدید بحران اقتصادی و معیشتی در داخل کشور سبب این موضع گیری جدید در خصوص مذاکرات شده است یا اینکه تغییر دولت، روی کار آمدن فردی چون رئیسی و در نهایت یکدست شدن قدرت توسط جریان اصولگرا این اطمینان خاطر را برای مذاکره به حاکمیت داده است؟

قطعاً هر دو مسئله می‌تواند اثرگذار باشد. یعنی هم پررنگ تر شدن بحران معیشتی، تشدید چالش ها و مشکلات اقتصادی مردم و هم روی کار آمدن دولتی که بیشترین همراهی، همسویی و حمایت را از نگاه حاکمیت دارد و در کل یکدست شدن و یکپارچه شدن قدرت در هر سه قوه نوعی اطمینان خاطر را به حاکمیت داده است که اکنون می‌توان مذاکرات را در یک چارچوب مطمئن و مد نظر آنها پیش‌برد. به هرحال سیاست داخلی روی سیاست خارجی و دیپلماسی اثرگذار است، همانگونه که دیپلماسی هم روی سیاست داخلی اثر خود را دارد. این تنها منحصر به ایران نیست، در همه کشورها این یک اصل اساسی است. تنها تفاوت به اولویت بندی ها و تاثیر این اولویت ها بر حوزه سیاست داخلی و سیاست خارجی باز می گردد که در هر کشوری متفاوت است. پیرو این نکته به نظر می رسد که تغییر موضع حاکمیت در خصوص مذاکره نشان می‌دهد که انتقادات، اتهام زنی ها، حملات، حجمه‌ها و حتی تهدید علیه دولت حسن روحانی پیرامون مذاکره برای احیای برجام صرفاً به همین تاثیر و تاثر مسائل سیاسی داخلی و سیاست خارجی باز می گردد. لذا در شرایطی که دولت سیدابراهیم‌رئیسی روی کار آمده است، قدرت یکپارچه و یکدست شده است، تیم مذاکره کننده مشخص شده و چند دور مذاکرات در وین پی گرفته شده و نتایج آن هم مشخص شده است، اکنون برای جریان قدرت مسجل شد که باید به همان سیاق و مسیر دولت روحانی بازگشت. اکنون این حاکمیت یکدست شده در جمع بندی خود به این نتیجه رسیده است که تنها راه تحقق منافع ملی همان راهی بود که در دولت حسن روحانی در خصوص مذاکرات انجام شد. یعنی دیگر شعار دادن، نگاه صرف به داخل و برخی ماجراجویی های منطقه ای و جهانی نمی تواند پاسخگوی شرایط کنونی کشور باشد. جریان قدرت در همین چند دور مذاکره وین فهمیده است که ابزار و منابع کافی برای به کرسی نشاندن مطالبات خود را ندارد. بنابراین به تدریج تعدیل در مواضع را در دستور کار قرار داد. خوشبختانه فضای سیاسی داخلی هم با این تغییر موضع همراهی کرده است تا هزینه بیشتری برای مردم و جامعه در بر نداشته باشد.

عبارت «همراهی فضای سیاسی داخلی» را مطرح کردید، منظورتان همان حضرات منتقد برجام در دولت روحانی بود که توهین، فحاشی و هر بی اخلاقی که بود را از خود نشان دادند، اما اکنون ذوب در مذاکرت برای احیای همان توافق هسته ای شده اند که در صحن مجلس آتش زدند و حتی کار به جایی رسید که حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه صراحتاً عنوان داشت که به دنبال احیای برجام، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر هستیم یا منظورتان از همراهی فضای سیاسی، منتقدین دولت رئیسی و جریان یکدست شده قدرت است؟  

خیر منظور مشخص من منتقدین دولت کنونی است که از خود نجابت به خرج دادند و علیرغم تمام آن حملات، توهین ها و تهدیدهایی که در دولت حسن روحانی علیه تیم مذاکره کننده و برجام داشتند باز در این شرایط از مذاکره دفاع کردند. تکلیف حضراتی که برجام آتش زدند، اما اکنون حامی تیم مذاکره کننده و خود روند مذاکرات در وین شده اند که روشن است و برای همه مشخص است که همه آن یقه دریدن ها، وایران سردادن ها و ... یک بازی سیاسی بود. اکنون که دولت جدید که متشکل از همان منتقدین برجام هستند روی کار آمدند و تلاش برای احیای توافق هسته‌ای را در دستور کار دارند؛ توافقی که مورد انتقاد همین حضرات بود، باز هم جریان اصلاح طلبی، معتدلین، مستقلین و ... از مذاکرات و تیم مذاکره کننده حمایت کرده و می کنند. هرچند که انتقادات به اعضای تیم مذاکره کننده، نوع مذاکره و ... وجود دارد، اما در کل به شکل جدی حمایت و همراهی خود را از هر تلاشی برای مذاکره و گفت وگو نشان داده‌اند. چرا که به باور این جریان اساساً مذاکره و دیپلماسی کم‌هزینه‌ترین، مطمئن ترین و کوتاه ترین راه برای حل و فصل بحران‌های داخلی کشور و همچنین رفع نگرانی جامعه جهانی از پرونده های متعدد ایران است. واقعاً جریان منتقد دولت رئیسی از دامن زدن به اختلافات سیاسی خودداری کردند و مانند منتقدین دولت روحانی عمل نکردند. حتی همین اواخر شاهد بودیم محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه سابق در یک موضع گیری کاملاً حمایتی از تیم مذاکره کننده هسته ای، روند و رویکرد مذاکرات را تایید کرد و اظهار امیدواری کرد که این تیم مذاکره کننده در دولت رئیسی بتوانند در کوتاه‌مدت توافقی در وین را شکل دهند. چون محمد جواد ظریف و سایر جریان های همسو اعتقاد راسخ دارند که احیای برجام و لغو تحریم ها به سود کشور است، نه مانند دلواپسان، کاسبان تحریم و منتقدان دولت روحانی که منافع کشور، معیشت مردم، واکسن، بهداشت، سلامت، اقتصاد ملت و ... را فدای مطامع سیاسیِ شخصی و حزبی ‌کرده و در آینده هم خواهند کرد. به هر حال موضع و نگاه محمد جواد ظریف که به نوعی نماینده همان جریان منتقد دولت رئیسی است، محترمانه و در کمال منطق و خرد سیاسی با تیم مذاکره کننده برخورد کرد، هر چند که در خصوص برخی مسائل جزئی مانند حضور تیم مذاکره کننده ۴۰ نفره یا ارائه بسته‌های پیشنهادی در وین و از همه مهمتر سوء استفاده روسیه از مذاکرات وین انتقاداتی به تیم مذاکره کننده ایرانی مطرح شده است، اما کسی منتقد اصل مذاکره برای لغو تحریم ها و احیای برجام نیست. یعنی اصلاح طلبان معتدلین و مستقلین از همان ابتدا با تلاش برای مذاکره با هدف لغو تحریم ها و احیای برجام موافق بودند و این رویکرد را چه در دولت روحانی، رئیسی و یا هر دولت دیگری مورد حمایت قرار می‌دهند.

حال با این دگردیسی منتقدین برجام که حامی مذاکره و احیای توافق هسته ای شده اند و به خصوص موضع یکشنبه رهبری در خصوص مذاکره آیا امکان دارد هیئت ایرانی در وین پافشاری قبلی روی برخی از پیش شرط های خود مانند راستی آزمایی کلیه لغو تحریم ها و تضمین آمریکا برای عدم خروج مجدد از برجام را از دستور کار خارج کند؟

همان گونه که در سوال قبلی اشاره کردید و اکنون هم تکرار کردید مسئله منتقدین مذاکره و برجام در دولت روحانی بود که اکنون حامی تیم مذاکره کننده دولت رئیسی هستند. در این رابطه باید این نکته را یادآوری کنم که این تغییر موضع حضرات به سخنان یکشنبه رهبری بازنمی‌گردد. این افراد تقریبا از همان روزهای آغاز به کار دولت رئیسی این تغییر موضع در خصوص مذاکرات و احیای برجام را عملیاتی کردند. حتی طی هفته‌های اخیر دیگر پافشاری قبلی مانند دولت روحانی روی مصوبه مجلس یازدهم یعنی قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها ندارند.

اما در این بین برخی جریان ها مانند روزنامه کیهان کماکان انتقاد خود را به عملکرد دولت رئیسی مشخصاً در خصوص توافق سازمان انرژی اتمی با آژانس بین المللی انرژی اتمی در رابطه با تعویض و سرویس دستگاه ها و دوربین های نظارتی در کارگاه ساخت قطعات سانتریفیوژ تسای کرج را مطرح کرد؟

انتقاد کیهان ارتباطی به موضع گیری در خصوص برجام ندارد، بلکه انتقاد کیهان به توافق سازمان انرژی اتمی و آژانس در خصوص تسای کرج در این رابطه بود که این توافق از سوی دولت رئیسی در بحبوحه مذاکرات باعث تقویت توان چانه زنی آمریکا و اعضای ۱+۴ و ضعف در موضع ایران خواهد شد، وگرنه کیهان اکنون در دولت رئیسی با مذاکره و احیای برجام مخالف نیست. اما در پاسخ به سوال قبلی شما من معتقدم که علاوه بر آنکه بخشی از مخاطبان سخنرانی یکشنبه هفته جاری رهبری در داخل کشور بود و تا اندازه ای هم مخاطبان بیرونی و خارج از کشور به خصوص اعضای ۱+۴ و آمریکا را هم شامل شود. یعنی با این موضع گیری رهبری عملاً برای واشنگتن و اعضای ۱+۴ روشن شد که اکنون جمهوری اسلامی ایران در عالی ترین سطح خود یعنی حاکمیت با مذاکره موافق است. بنابراین باید هر چه زودتر توافقی در وین حاصل شود. چون دیگر مخالفتی در سطوح عالی جمهوری اسلامی ایران پیرامون مذاکره و احیای توافق هسته‌ای وجود ندارد.

اگر پیرو تحلیل شما در جمهوری اسلامی ایران از صدر آن یعنی حاکمیت تا به ذیل کسی مخالف برجام نیست تا چه اندازه مسیر حصول توافق را هموار می کند؟

واقعیت امر آن است که برخلاف آنچه که تصور می شد زمانی که دولت بایدن روی کار آمد عجله‌ای برای ازسرگیری مذاکرات احیای برجام در دولت روحانی نداشت. چون استنباط دولت بایدن این بود که دولت روحانی با طیف وسیعی از مخالفان جدی داخلی، هم در مجلس یازدهم، هم قوه قضائیه دوره رئیسی و هم در بدنه حاکمیت و هم در سطوح نظامی و ... مواجه است. بنابراین هر گونه تلاش برای توافق در دولت روحانی نهایتاً یک توافق شکست شکننده و ناپایدار را شکل خواهد داد. لذا ترجیح واشنگتن آن بود که با وقت گذرانی در مذاکرات وین منتظر نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران و روی کار آمدن دولت جدید باشد که برای همه، هم در داخل و هم در خارج مسجل بود فردی از همین بدنه قدرت و مشخصا سید ابراهیم رئیسی روی کار خواهد آمد. اکنون که پروژه یکدست شدن قدرت و یکصدا شدن در کل بدنه جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است، آمریکا با فراغ بال به دنبال احیای برجام و توافق با ایران است، چون دیگر مخالفتی با این توافق در داخل ایران وجود ندارد. اکنون که رهبری به طور صریح چراغ سبز برای مذاکره را مطرح کرده است بهترین موقعیت برای دولت بایدن شکل گرفته است که هرچه زودتر مذاکرات را به نتیجه برساند، چون دولت رئیسی اکنون مورد حمایت بی چون و چرای حاکمیت است. بنابراین همان تعجیلی که برای ایران وجود دارد، برای آمریکا هم وجود دارد. یعنی دولت بایدن باید تا قبل از انتخابات کنگره این توافق را عملیاتی کند