رامین فخاری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: مساله ای که مبرهن است، این است که در درجه اول عربستان سعودی در منطقه توانایی رهبری بخشی از اعراب سنی را داراست و می تواند روی آنها تاثیر گذار باشد و آنها را علیه منافع ملی ایران بشوراند. افزایش تنش بین ایران و عربستان معادل افزایش تنش بین ایران و همه کشورهای شورای همکاری های خلیج فارس است که بخشی از آنها از جمله قطر و امارات روابط حسنه ای را با ایران دارا هستند.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

دیپلماسی ایرانی: در ابتدا باید این مساله را خاطرنشان کرد که رفتار عربستان سعودی در طول یک دهه گذشته در حمایت از گروهای تروریستی در جنگ سوریه، بمباران مردم بی دفاع یمن و کاهش قیمت نفت با افزایش تولید، حمایت از گروهای تروریستی و تجزیه طلب و رسانه های معاند که بر علیه ایران فعالیت می کنند هیچ گونه جای دفاعی را در کارنامه منطقه ای عربستان سعودی نمی گذارد.

اما مساله ای که مبرهن است، این است که در درجه اول عربستان سعودی در منطقه توانایی رهبری بخشی از اعراب سنی را داراست و می تواند روی آنها تاثیر گذار باشد و آنها را علیه منافع ملی ایران بشوراند. افزایش تنش بین ایران و عربستان معادل افزایش تنش بین ایران و همه کشورهای شورای همکاری های خلیج فارس است که بخشی از آنها از جمله قطر و امارات روابط حسنه ای را با ایران دارا هستند.

موضوع دوم این است که متاسفانه هر چند اقتصاد ایران یکی از بزرگترین اقتصادهای دنیاست، اما به دلیل تحریم های گسترده بین المللی هم اکنون اقتصاد ایران متزلزل شده است در حالی که اقتصاد عربستان سعودی داری مشکلات و تحریم های فعلی ایران نیست، در نتیجه عربستان سعودی با کاهش قیمت نفت و افزایش تولید می تواند بخشی از اقتصاد ایران را که وابسته به نفت است تحت تاثیر قرار بدهد. بدیهی است در صورتی که خریداران عمده نفت از جمله چین ناگزیر باشند که بین ایران و عربستان و کشورهایی که در شورای همکاری های خلیج فارس زیر چتر عربستان سعودی قرار دارند یک گزینه را انتخاب کنند آن گزینه کشور یا کشورهایی است که تولید نفت بیشتری را دارند.

موضوع سوم این است که جنگ یمنف هم اکنون تبدیل به یک جنگ فرسایشی برای هر دو طرف شده است. روزانه چندین کودک یمنی در اثر تحریم و بمباران جان خود را از دست می دهند و هزینه های هنگفت جنگ یمن که باید صرف آبادانی مناطق فقیر عربستان شود صرف بمباران مدارس و بیمارستان ها و خانه های مردم یمن می شود و عملا هیچ برنده ای ندارد. به نوعی مردم یمن نیز تا به این لحظه بخاطر تنش های موجود در منطقه هزینه های فراوانی را متحمل شده اند. افزایش تنش در در منطقه به تداوم جنگ یمن، افزایش نامنی در سوریه و عراق منجر خواهد شد.

موضوع چهارم این است که این موضوع نیز دور از ذهن نیست که با افزایش تنش بین ایران و عربستان، ریاض حمایت خود از گروه های تروریستی را بیشتر کند و گروهکی مانند داعش دوباره احیا شود و اقدام به ناامن کردن منطقه و ایجاد تبعات امنیتی برای ایران و متحدانش کند. همچنین دور از ذهن نیست همانند دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد که تنش های بین ایران و عربستان به اوجش رسیده بود، عربستان سعودی به ایجاد گروهک های تروریستی مشابه جندالله و تقویت بیشتر جریان های تجزیه طلب الاهوازیه اقدام کند. در برابر این مساله نیز ایران احتمال دارد اقدام به تقویت بیشتر حوثی ها و شیعیان عربستان کند. نتیجه این می شود، پولی که باید برای توسعه اقتصادی و ایجاد شغل و زیرساخت در هر دو کشور صرف شود برای رقابت های منطقه ای صرف می شود.

موضوع پنجم این مساله است که افزایش تنش بین ایران و عربستان معادل خرید تسلیحاتی بیشتر توسط عربستان و افزایش دور تسلسل رقابت تسلیحاتی در منطقه و تبدیل کل منطقه به یک انبار اسلحه می شود که برنده نهایی این مساله شرکت های اسلحه سازی آمریکایی خواهند بود و هزینه هایی که باید صرف آبادانی مناطق فقیر عربستان شود صرف خرید و انبار کردن اسلحه خواهد شد. علاوه بر این بستر سیاسی عربستان را برای افزایش پایگاه های نظامی قدرت های فرامنطقه ای مهیا خواهد کرد و پای بیگانگان را بیشتر از همیشه به منطقه باز خواهد کرد.

حال از یک بعد دیگر به این مساله نگاه می کنیم؛ تا زمان باراک اوباما آمریکا به نوعی وابسته به نفت عربستان سعودی بود، اما از آن دوره به بعد که استحصال نفت شیل آغاز شد، ایالات متحده آمریکا به مارکت نفت جهان راه پیدا کرد و با پروژه نورد استریم دو، آمریکا و روسیه و عربستان و تا حدی ایران به رقبای همدیگر در مارکت جهانی انرژی مبدل شدند. افزایش ناامنی و تنش در خاورمیانه و مورد اصابت قرار گرفتن نفتکش ها و صنایع نفتی که از تبعات آن می تواند باشد، تنها ایران و عربستان را از مارکت جهانی انرژی حذف می کند و روسیه و آمریکا بلافاصله جای ایران و عربستان را در بازارهای نفت جهانی پر خواهند کرد. علاوه بر آن، قیمت نفت به نفع روسیه و آمریکا بالا خواهد رفت و ایران و عربستان و کشور سوم یعنی چین از این مساله متضرر خواهند شد.

در نهایت می توان اضافه کرد که ده ها تبعات دیگر نیز می توان به این مساله افزود که از جمله آنها لابی عربستان سعودی با اهرم های اقتصادی قوی خود در جهان غرب برای فشار و تحریم بیشتر ایران و همراستا شدن بیشتر این کشور با غرب یا اسرائیل و ... است. بازی افزایش تنش بین ایران عربستان یک بازی باخت باخت با حاصل جمع منفی برای هر دو طرف است.