صنعت پیشران در تولید ملی و اقتصاد مقاومتی
دکتر محمد جعفر فرد حسینی مدیرعامل شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران :
در میان صنایع مادر و زیربنایی کشور، صنعت چوب، خمیر و کاغذ جایگاهی کمتر دیدهشده اما بهغایت راهبردی دارد. این صنعت نهتنها بهعنوان یک تولیدکننده مستقیم کالاهای مصرفی و واسطهای ایفای نقش میکند، بلکه بهمثابه یک نیروی پیشران، امنیت و پویایی بخشهای حیاتی پاییندستی همچون بستهبندی، نشر، آموزش، صنایع غذایی و حتی تجارت خارجی را تضمین میکند. از این منظر، صنعت چوب و کاغذ یکی از مصادیق روشن تحقق اقتصاد مقاومتی، مولد و تابآور در برابر تکانههای بیرونی به شمار میرود.
یکی از مهمترین کارکردهای این صنعت در چارچوب اقتصاد مقاومتی، کاهش وابستگی ارزی و دستیابی به خودکفایی نسبی است. مصرف بالای کاغذهای چاپ و تحریر، کاغذهای بهداشتی و بهویژه مقوای بستهبندی در اقتصاد امروز ایران، باعث شده است هرگونه اختلال در واردات یا افزایش نرخ ارز، به سرعت خود را در قالب افزایش قیمت کالاهای اساسی، کتاب، لوازمالتحریر و حتی مواد غذایی نشان دهد. این وابستگی، سالهاست به یکی از نقاط آسیبپذیر اقتصاد ملی تبدیل شده و فشار قابل توجهی بر منابع ارزی کشور وارد کرده است.
در چنین شرایطی، توسعه ظرفیتهای داخلی تولید خمیر و کاغذ، چه از طریق تولید خمیر ویرجین با مدیریت پایدار منابع جنگلی و گسترش زراعت چوب و چه از مسیر بازیافت حداکثری کاغذهای باطله، یک راهبرد اقتصادی و امنیتی محسوب میشود. استفاده هدفمند از کاغذهای بازیافتی نهتنها منجر به کاهش ارزبری میلیاردی میشود، بلکه با کاهش فشار بر منابع طبیعی، همراستا با ملاحظات زیستمحیطی و توسعه پایدار نیز خواهد بود. در واقع، صنعت کاغذ یکی از معدود صنایعی است که میتواند همزمان سه هدف اقتصاد مقاومتی، حفاظت از محیطزیست و اشتغالزایی را محقق کند.
از سوی دیگر، صنعت چوب و کاغذ دارای زنجیره ارزشی گسترده و بههمپیوسته است که از کشت درختان سریعالرشد و تولید مواد اولیه سلولزی آغاز شده و تا تولید محصولات نهایی با ارزش افزوده بالا مانند امدیاف، نئوپان، مبلمان، کاغذهای تخصصی، کارتن و بستهبندیهای پیشرفته ادامه مییابد. این زنجیره، ظرفیت بالایی برای جایگزینی واردات و حتی تبدیل شدن به یک مزیت رقابتی صادراتی در منطقه دارد؛ بهویژه در بازار کشورهای همسایه که با رشد مصرف بستهبندی و محصولات سلولزی مواجهاند.
توسعه هدفمند این صنعت، آثار مستقیم و غیرمستقیم قابل توجهی بر اشتغال پایدار دارد. از یکسو، ایجاد و نوسازی واحدهای بزرگ تولید خمیر و کاغذ، نیازمند نیروی کار فنی، متخصص و پایدار است و از سوی دیگر، رونق صنایع پاییندستی مانند چاپ، نشر، نجاری، مبلمان و کارگاههای کوچک تولیدی را به همراه دارد. این پیوند میان صنعت بزرگ و کسبوکارهای کوچک و متوسط، نمونهای روشن از اقتصاد مولد و اشتغالزا است که میتواند به تعادل منطقهای اشتغال نیز کمک کند.با این حال، ایفای کامل این نقش راهبردی، مستلزم عبور از رویکردهای سنتی در صنعت چوب و کاغذ است. سرمایهگذاری در فناوریهای نوین تولید خمیر از منابع جایگزین همچون الیاف کشاورزی ، بهینهسازی مصرف انرژی و آب، کاهش ضایعات تولید و توسعه زراعت چوب بر پایه دانش فنی روز، از الزامات اجتنابناپذیر این مسیر به شمار میرود. بدون نوسازی فناوری و ارتقای بهرهوری، امکان رقابت با تولیدکنندگان خارجی و پاسخگویی پایدار به نیاز داخلی وجود نخواهد داشت.
در این میان، نقش دولت و سیاستگذاری هوشمندانه تعیینکننده است. حمایت هدفمند از صنعت چوب و کاغذ از طریق تخصیص تسهیلات برای نوسازی ماشینآلات، ایجاد مشوقهای سرمایهگذاری در زراعت چوب، تضمین خرید محصولات داخلی و اتخاذ سیاستهای حمایتی در برابر واردات دامپینگشده، میتواند این صنعت را از یک بخش حاشیهای به یکی از ستونهای اصلی اقتصاد ملی تبدیل کند. چنین حمایتی نه به معنای انحصار یا ناکارآمدی، بلکه بسترسازی برای رقابتپذیری و توانمندسازی تولید داخلی است.
در نهایت، صنعت چوب و کاغذ اگر بهدرستی دیده و مدیریت شود، میتواند فراتر از یک صنعت تولیدی، به ضامن امنیت زنجیره تأمین، کاهش وابستگی خارجی و افزایش تابآوری اقتصادی کشور بدل شود. تق شود، میتواند فراتر از یک صنعت تولیدی، به ضامن امنیت زنجیره تأمین، کاهش وابستگی خارجی و افزایش تابآوری اقتصادی کشور بدل شود. تقویت این صنعت، تقویت همزمان فرهنگ، آموزش، تولید و اشتغال است؛ مسیری که با منطق اقتصاد مقاومتی و آیندهنگری توسعهای، کاملاً همراستا است.
دیدگاه تان را بنویسید