علی موسوی خلخالی می نویسد: هم اروپا و هم روسیه و چین ترجیح می دهند پرونده هسته ای ایران در همین وضعیت فعلی خود باقی بماند، فقط به دنبال راهکاری باشند برنامه هسته ای ایران بیش از این توسعه نیابد، به ایران بیش از حد و توانایی اش فشار نیاید تا دیگر تاب و توان تحمل تحریم ها را نداشته باشد، ایالات متحده نیز به مرحله ای نرسد که بخواهد پرونده هسته ای ایران را مسکوت بگذارد. یعنی به قول معروف استخوان لای زخم بماند. چرا که نمی خواهند به این زودی ها وارد اولویت ایالات متحده یعنی تقابل واشنگتن با مسکو و پکن بشوند.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

مذاکرات وین در فضایی مه آلود و نه چندان روشن ادامه دارد. تیم مذاکره کننده کشورمان از هفته گذشته در وین مستقر شده است و تلاش دارد مذاکرات را به نتیجه برساند. فارغ از دیدگاه ها و نظراتی که در هفته های اخیر درباره مذاکرات ارائه شده است، بر اساس آنچه علنا شنیده می شود و بیش از همه مواضع کشورهای اروپایی، نمی توان انتظار داشت فضای مذاکرات به خوبی پیش رود. برای همین نمی توان نسبت به نتیجه فوری مذاکرات (آن طور که طرف های مذاکره کننده روسی و مذاکره کننده ارشد اروپایی گفته است) که تا پایان ماه جاری به نتیجه قطعی برسد، امیدوار بود.

واقعیتی که نمی توان کتمان کرد تجربه پنج سال گذشته است که هر کدام از طرف های مذاکره کننده را بر آن داشته با توجه به آنچه در این سال ها گذشته و همچنین انتقادهایی که به برجام وجود داشته، مذاکرات فعلی را دنبال کنند. روسیه، چین، ایالات متحده و کشورهای اروپایی در طول این سال ها با مشکلات و انتقادهایی رو به رو بودند که طبیعتا وضعیت فعلی مذاکرات را فرصتی می بینند تا آنچه در گذشته به آن نرسیده یا از دست داده بودند را جبران کنند یا اگر انتقادی بوده رفع کنند. 

روسیه

اگر حرف های محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه سابق کشورمان را در پی افشای فایل صوتی اش ملاک بگیریم، روس ها بعد از امضای توافقنامه برجام به شدت مورد انتقاد فضای داخلی خود قرار گرفتند که از آنها انتقاد می شد ایران را به آسانی به غرب واگذار کردند. برای همین طبیعی است که آنها از فرصت فعلی پیش آمده بهره ببرند تا دیگر انتقادهای گذشته تکرار نشود. 

در عین حال روس ها – همانند همه کشورهای جهان از جمله کشورهای حاضر در وین – در پی منافع خود هستند. یکی از این منافع که به طور جدی پیگیری می کنند، موضوع اوکراین، گرجستان و گسترش فعالیت های ناتو به سمت مرزهای شرقی شان است. بی تردید روس ها این بار مذاکرات وین را فرصتی دم دستی می بینند تا از طریق آن منافع خود را دنبال کنند.  

فارغ از این که آیا تقسیم کاری میان ایران و روسیه در وین وجود دارد یا خیر، عملا شاهدیم کار گزارش وضعیت مذاکرات توسط طرف روسی انجام می شود. تقسیم کار ایران و روسیه قابل توجیه و پذیرفتنی است اما شکی نیست که در این کار هم روسیه منافع خود را دنبال می کند که ساده ترین آن پررنگ کردن وجهه خود در مذاکرات برای دریافت امتیازهای بیشتر است.

انتقال صدهزار نیروی روسی یک روز قبل از مذاکرات وین به مرزهای اوکراین یا اعلام خبر خرید تسلیحاتی ایران از روسیه در بحبوحه مذاکرات توسط رسانه های امریکایی، نکات ساده ای نیستند که به راحتی بتوان از کنار آنها گذشت.

در اینجا یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که منبع درآمد اصلی روسیه در کنار نفت و گاز، تجارت اسلحه است که اصلی ترین موضوع قابل دادوستد با ایران از طرف روسیه محسوب می شود. بی شک ایران می تواند بخش عمده ای از نیازهای خود را در زمینه تسلیحات از طریق روسیه تامین کند.

چین

اگرچه در طول مذاکرات ما کمتر صدایی از طرف چینی می شنویم اما بی شک طرف چینی نیز منافع خود را در مذاکرات دنبال می کند. 

از یک سو چین منافعی در ایران دارد که قابل کتمان نیست. پکن بعد از امضای توافق هسته ای در سال 2015، از اینکه ایران کاملا به سمت غرب روی گرداند (یا حداقل چین این گونه برداشت کرد) ناخرسند شد و طبیعتا این بار به گونه ای رفتار خواهد کرد که بار دیگر از جانب ایران سرخورده نشود. 

از سوی دیگر، چین در فضای تنش آلودی به مراتب شدیدتر از سال 2015 با ایالات متحده به سر می برد که بارزترین آن به موضوع تایوان و دریای چین جنوبی باز می گردد. پکن در چنین فضای تنش آلودی قدم به وین گذاشته و طبیعتا بدیهی است از این بابت بخواهد امتیازاتی از طرف غربی بگیرد.

اروپا

آنچه دغدغه فعلی اروپاست کش مکش ایالات متحده با چین و روسیه است. اروپا این کش مکش را پرونده ای امریکایی می بیند که خود هیچ نفعی از آن نمی برد. اروپا هم چین را شریک تجاری مهم خود می بیند و از این شراکت منافع بسیاری را برای خود متصور است و هم روسیه را تامین کننده اصلی انرژی خود می بیند و همچنین همسایه ای که نباید نگاه خصمانه اش را تحریک کرد. برای همین اروپا به هیچ وجه تمایل ندارد وارد منازعات امریکا با روسیه و چین شود. البته شاید در این میان انگلیس استثنا باشد که روابط خارجی خود را به طور کامل – به ویژه بعد از برکزیت – با ایالات متحده بسته و تعریف کرده است. اما چنین وضعیتی شامل حال فرانسه و آلمان نمی شود. فرانسه امریکا را متهم می کند که به اتفاق انگلیس در حال شکل دادن به اتحادی آنگلاساکسونی است که در آن کشورهایی نظیر فرانسه و آلمان جایی ندارند یا اگر هم داشته باشند موقعیتی ثانویه دارند. آلمان نیز به هیچ وجه تمایل ندارد در فضای پرتنش روسیه و امریکا بر سر مرزهای شرقی اروپا، با روسیه درگیر شود و در جبهه امریکا قرار بگیرد. هم فرانسه و هم آلمان خوب می دانند در آینده فضای بین المللی پرآشوب تر از الآن خواهد بود، چرا که ایالات متحده در حال رفع و فتق امور خود و حل پرونده های مختلف خود با هدف تمرکز بر روسیه و چین است. این چیزی است که جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده در نخستین برنامه تلویزیونی خود برای اعلام سیاست خارجی اش بیان کرد.

دیپلمات های اروپایی در حالی قدم به وین گذاشتند که تنش ها بر سر معاهده آواکس (AUKUS) رو به اوج است و طبیعتا تلاش می کنند هر کاری کنند تا این پرونده به اولویت جامعه بین الملل تبدیل نشود. شاید لحن تند اروپایی ها به ویژه دیپلمات های فرانسوی و آلمانی علیه ایران در طول مذاکرات به همین دلیل باشد. 

*

به عبارتی می توان گفت هم اروپا و هم روسیه و چین ترجیح می دهند پرونده هسته ای ایران در همین وضعیت فعلی خود باقی بماند، فقط به دنبال راهکاری باشند برنامه هسته ای ایران بیش از این توسعه نیابد، به ایران بیش از حد و توانایی اش فشار نیاید تا دیگر تاب و توان تحمل تحریم ها را نداشته باشد، ایالات متحده نیز به مرحله ای نرسد که بخواهد پرونده هسته ای ایران را مسکوت بگذارد. یعنی به قول معروف استخوان لای زخم بماند. چرا که نمی خواهند به این زودی ها وارد اولویت ایالات متحده یعنی تقابل واشنگتن با مسکو و پکن بشوند.

در این شرایط دیپلمات های ما کار بسیار سختی پیش رو دارند تا بتوانند مذاکرات را به نتیجه برسانند. به آنها از یک طرف فشار همه جانبه خواهد آمد تا میز مذاکره را ترک نکنند و از سوی دیگر فشار خواهد آمد تا واکنش تندی به طرف های مقابل نشان ندهند تا مذاکرات به بن بست برسد. 

در سایه چنین وضعیتی نمی توان به راحتی گفت مذاکرات در آینده نزدیک به نتیجه خواهد رسید یا مذاکرات آسان است. بلکه گفت وگوها به مراتب از سال 2015 و حتی از آن نزدیک‌تر، از شش ماه گذشته سخت تر و پیچیده تر است.