اگر بناست خاتمی از عرصه سیاست‌ورزی کناره‌گیری کند، یحمل باید از حزب متبوعش یعنی مجمع روحانیون مبارز هم بیرون بیاید.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

گروه سیاست مثلث‌آنلاین: سید محمد خاتمی شخصیتی است که از سال76 تا سال 96 در جریان اصلاحات به طور کامل تعیین‌کننده بود؛ او بود که اگر شخصا به صحنه می‌آمد بی‌هیچ حرف پس و پیشی تمام اصلاح‌طلبان از او حمایت می‌کردند، اگر برخلاف نظر بسیاری از نیروهای اصلاح‌طلب می‌گفت انتخابات مجلس هفتم را تحریم نکنیم، تحریمی به صورت وسیع در کار نبود و او بود که وقتی از مسیرحسین موسوی در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم حمایت کرد، موجی فراگیر میان اصلاح‌طلبان و طرفداران اصلاحات به نفع آخرین نخست‌وزیر ایران ایجاد کرد. در سه انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، مجلس دهم و ریاست‌جمهوری دوازدهم هم درخواست‌ و تَکرارکردن‌های او باعث شد که اصلاح‌طلبان پیروز میدان شوند اما از سال96 وضعیت کم‌نظیر او در عالم سیاست به کلی متفاوت شد. روحانی به عنوان رئیس‌جمهور مورد حمایت او بسیار بد عمل کرد، برجام نابود شد، وضعیت اقتصادی در بدترین شکل خود قرار گرفت و مردم نسبت به شرایط موجود در دو مقطع دی‌ماه96 و آبان98 اعتراضات گسترده‌ای انجام دادند که هزینه‌هایی را هم در پی داشت. بی‌تردید مقصر همه این رخدادها شخص روحانی بود و البته اصلاح‌طلبانی که از او حمایت کرده‌ بودند. این شرایط دامن خاتمی را هم گرفت و مردم ناامید از توصیه‌ها و درخواست‌های او دیگر به سخنانش اعتنایی نکردند؛ درحقیقت خاتمی با توصیه‌های نادرست خود، زمینه فروپاشی خودش را فراهم کرد که در این سال‌ها هم نتوانست جایگاه خود را ترمیم کند.

دو انتخابات مجلس یازدهم و ریاست‌جمهوری سیزدهم به وضوح نشان داد که مردم هیچ میلی به قدرت‌گیری مجدد اصلاح‌طلبان ندارند و دیگر نمی‌خواهند هزینه حضور آنها در عرصه سیاسی را بپردازند. در این شرایط اصلاح‌طلبان مدام در پی راه‌حلی برای بازگشت به قدرت می‌گردند و می‌دانند اگر قرار باشد با این وضعیت ادامه دهند، حتما از پیش بازنده انتخابات‌های آینده از جمله نزدیک‌ترنش یعنی انتخابات مجلس دوازدهم که در سال1402 برگزار می‌شود، خواهند بود. از این‌رو برخی تمام مشکلات را برگردن خاتمی انداختند و مانند حزب کارگزاران که در تمام مقاطع با همه وجود شیفتگی‌اش به قدرت را ثابت کرده، لیدری خاتمی را خالی از کارکرد تشکیلاتی دانستند. کرباسچی به تندی به عملکرد خاتمی انتقاد کرد و بعد از او برخی اصلاح‌طلبان یک‌به‌یک خاتمی را شایسته لیدری جبهه اصلاحات ندانستند که آخرینش محمد هاشمی رفسنجانی بود. اکنون در شرایطی به سر می‌بریم که طیف ضدخاتمی یک‌سره علیه خاتمی می‌تازد و البته در مقابل هنوز هستند کسانی که از خاتمی دفاع می‌کنند؛ مانند ناصر قوامی که به تندی نسبت به محمد هاشمی واکنش نشان داد و گفت که او اصلا اصلاح‌طلب نیست که بخواهد درباره جریان اصلاحات نظر بدهد.

باوجود همه این مجادلات خود خاتمی اما گویا دیگر تمایل ندارد در عرصه سیاست حضوری فعال داشته باشد؛ چنانکه برادر او یعنی سید رضا خاتمی در اتاقی کلاب‌هاوسی گفت که خاتمی دیگر نمی‌خواهد در سیاست فعالیتی داشته باشد. برخی این سخن را به معنای آن تعبیر کردند که خاتمی نمی‌خواهد نامزد انتخابات شود یا مشابه چنین امری در عرصه سیاست رسمی که این تعبیر چندان درست نیست زیرا مگر خاتمی در تمام این‌سال‌ها نامزد انتخاباتی شده است. پس به نظر می‌رسد این تفسیر نادرست است اما تعبیر و تفسیر دیگری هم هست؛ آنکه خاتمی می‌خواهد از هر گونه فعالیت سیاسی اعم از رسمی و غیررسمی کناره‌گیری کند که در آن صورت دیگر نه از لیست انتخاباتی‌ای حمایت می‌کند و نه توصیه یا درخواستی را مطرح می‌کند. از طرفی اگر واقعا او بنای کناره‌گیری از فعالیت‌های سیاسی را دارد، یحتمل باید از حزب متبوع خود یعنی مجمع روحانیون مبارز هم کناره‌گیری کند زیرا فعالیت حزبی، یک کنش کاملا سیاسی است؛ خاصه آنکه او ریاست این تشکل سیاسی را هم در اختیار دارد.

به هر روی وضعیت خاتمی حالتی برزخی دارد؛ از یک‌سو مشخص نیست کارکرد سیاسی او در آینده چگونه است و از سوی دیگر معلوم نیست او با مخالفان خود به ویژه مخالفان درون جبهه‌ای خود چه کار خواهد کرد؟