محمد صالح صدقیان در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که برخی بازیگران‌ منطقه ای و فرامنطقه ای سعی می‌کنند با اتهام زنی ها علیه جمهوری اسلامی ایران و گروه های محور مقاومت همان مسیری که طی چهار سال گذشته از سوی دونالد ترامپ در حمله و فشار به ایران پی گرفته شد در چهار سال پیش رو توسط جو بایدن نیز کماکان در دستور کار ایالات متحده آمریکا قرار گیرد و شاهد تغییر مسیر در فشار آمریکا به ایران پیرامون برخورد با نفوذ منطقه‌ای و توان دفاعی تهران نباشند. به ویژه که این بازیگران به شدت نگران از بازگشت جو بایدن به برجام و تقویت نفوذ و توان ایران هستند. پس تا زمان روی کار آمدن رسمی جو بایدن به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در ۲۰ ژانویه سال ۲۰۲۱/ اول بهمن این اتهام زنی ها و اقداماتی مشابه به آن با شدت و ضعف در دستور کار خواهد بود.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

دیپلماسی ایرانی -  در آستانه اولین سالگرد ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس اقتضائات امنیتی، سیاسی و دیپلماتیک عراق با محوریت تشدید تنش ایران و آمریکا، ذیل تندتر شدن لحن و رفتار برخی از گروه ها و جریان های مسلح عراقی به نقطه حساسی رسیده است. در این بین برخی از کارشناسان و ناظران امر معتقدند که با نزدیک تر شدن به سالگرد ترور، عراق می‌تواند مجددا کانون ناامنی ها باشد. خصوصا بعد از حمله خمپاره ای هفته گذشته به منطقه سبز بغداد و سفارت ایالات متحده آمریکا و در ادامه اتهام زنی به ایران از سوی دونالد ترامپ و سایر مقامات کاخ سفید که تا مرز تهدید هم پیش رفت و در مقابل نیز پاسخ محمد جواد ظریف و سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشور را شکل داد. برخی ذیل همین تنش لفظی دیپلماتیک و نیز تحرکات برخی از نیروهای نظامی آمریکایی و جنگ افزارهای نظامی در منطقه، تنش نظامی تهران – واشنگتن را در زمین عراق محتمل دانستند. دیپلماسی ایرانی برای بررسی تحولات امنیتی عراق با تاکید بر مسئله تنش ایران و ایالات متحده، گفت وگویی را با محمد صالح صدقیان، رئیس مرکز عربی مطالعات ایران و کارشناس مسائل خاورمیانه انجام داده است که در ادامه می خوانید:

با نزدیک شدن به سالگرد ترور سردار سلیمانی و ابو مهدی المهندس، معاون سابق سازمان حشد الشعبی عراق در حمله هوایی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد در ۴ ژانویه ۲۰۲۰/ ۱۳ دی ماه ۹۸ شاهد تندتر شدن لحن و رفتار برخی گروه های مسلح عراقی موسوم به محور مقاومت هستیم که به دامن زدن تنش ایران و ایالات متحده آمریکا در زمین عراق منجر شده است. خصوصا بعد از حمله خمپاره ای هفته گذشته به منطقه سبز بغداد و سفارت ایالات متحده آمریکا و در ادامه اتهام زنی به ایران از سوی دونالد ترامپ و سایر مقامات کاخ سفید که تا مرز تهدید هم پیش رفت و در مقابل نیز پاسخ محمد جواد ظریف و سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشور را موجب شد. برخی ذیل همین تنش لفظی دیپلماتیک و نیز تحرکات برخی از نیروهای نظامی آمریکایی و جنگ افزارهای نظامی در منطقه، تنش نظامی تهران – واشنگتن را در زمین عراق محتمل دانستند. پیرامون شکل گیری این دور از تنش جدید ایران و ایالات متحده در عراق می توان سه سناریو را مطرح کرد؛ اول آنکه تمامی این حملات خمپاره‌ای طی ماه های اخیر از اساس ذیل یک اقدام  برنامه زیری شده از سوی واشنگتن، ریاض، تل آویو و دیگر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای به منظور اتهام زنی به تهران و نیروهای همسو با ایران در عراق شکل گرفته است تا از این طریق گسل سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی میان تهران و بغداد حاصل شود و عملا جمهوری اسلامی از سرپل عراق به دیگر کشورهای محور مقاومت دسترسی پیدا نکند؛ دوم آن که برخی از گروه ها و جریان های عراقی که برچسب نیروهای همسو با ایران بر آنها زده شده است از کنترل خارج شده اند و بر اساس منافع فردی و گروهی عمل می کنند تا جایی که شاهد تهدید علنی علیه مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق بودیم که به واکنش شدید اللحن ارتش عراق هم منجر شد و همین امر می تواند منافع ایران را هم تحت الشعاع قرار دهد. کما این که حضور برخی از مقامات نظامی کشور طی روزهای اخیر در عراق به منظور کنترل این گروه ها و جریانات ذیل این سناریو معنا پیدا می کند و یا این که در نهایت در آستانه سالگرد ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس احتمال تلاش جدی برای خروج نیروهای آمریکایی در سایه اوج گیری تنش ها در دستور کار باشد. هر چند که به نظر می رسد با محکوم کردن حمله خمپارهای سفارت آمریکا در بغداد از سوی تهران احتمال سناریوی سوم قدری دور از ذهن به نظر می آید مگر آن که این محکومیت با هدف فرار رو به جلو و دور کردن اتهامات مطرح شده باشد. با توجه به مجموع نکات یاد شده ارزیابی شما از وضعیت عراق با محوریت نقش آفرینی این گروه ها و جریان های مسلح عراقی چیست؟ به باور شما کدام یک از این سه سناریو به واقعیت نزدیک تر است؟

قبل از هر چیز باید به این نکته اشاره داشت که برای اولین بار نیست ما شاهد حمله و تعرض به سفارت آمریکا هستیم؛ حمله ای که شما آن را کانون و محور تحلیل خود در سوال قرار دادید. ما طی یکی دو سال اخیر شاهد تکرار چندین باره حملات خمپاره‌ای و تعرض به منطقه سبز بغداد و سفارت ایالات متحده آمریکا در این شهر هستیم. اما نکته مهم اینجاست که تاکنون هیچ شخصیت، گروه و جریان مقاومت عراقی به طور مشخص و رسمی مسئولیت این حمله خمپاره ای به سفارت آمریکا و منطقه سبز بغداد را بر عهده نگرفته است. پس به نظر می رسد که سناریوی اول شما بیشتر به واقعیت نزدیک باشد. چون هرگونه اتهام‌زنی به سازمان الحشد الشعبی و یا گروه های همسو با این سازمان در عراق به عنوان مسئول این حملات یک برنامه‌ریزی است تا بازیگران پشت این سناریو بتوانند از طریق این اتهام زنی ها در نهایت ایران را مسئول نا امن کردن عراق جلوه دهند. بنابراین قطعاً حمله به سفارت آمریکا در بغداد یک حرکت بسیار مشکوک است و باید با دید بدبینانه و تردید به آن نگاه کرد. چون معلوم نیست چه کسی، چه جریانی، چه گروهی و یا چه کشور یا کشورهایی پشت این حملات قرار دارند.

یعنی شما منکر اثر گذاری سناریو های دوم و سوم ذیل تحرکات برخی گروه ها و جریانات عراقی و یا ایران هستید؟

بله قطعاً چنین است. چون اگر سازمان الحشد الشعبی و یا گروه های وابسته به آن پشت حمله خمپاره ای و تعرض به  به منطقه سبز بغداد و یا سفارت ایالات متحده آمریکا قرار داشتند آن را به صراحت عنوان می‌کردند و مسئولیت آن را به صورت رسمی پذیرفته است. چون تا به اکنون این گروه ها هرگاه اقدام به حمله علیه نیروها و یا پایگاه های آمریکایی در عراق کرده اند، مسئولیت آن را به صراحت پذیرفته اند و نگرانی از این بابت ندارند. پس اتهام مسئولیت حمله هفته گذشته به سفارت آمریکا در بغداد را، نه می‌توان متوجه الحشد الشعبی کرد و نه دیگر گروه‌های مقاومت عراقی. بنابراین دوباره تاکید می‌کنم که این مسئله می‌تواند یک اتفاق برنامه ریزی شده با هدف اتهام زنی به سازمان الحشد الشعبی و یا دیگر گروه‌های مقاومت عراقی و در نهایت جمهوری اسلامی ایران باشد. کما اینکه سال گذشته و در جریان حمله نظامی به پایگاه بلد در شهر بلد (از توابع کرکوک) شاهد اتهام‌زنی به نیروهای حشدالشعبی و دیگر گروه‌های مقاومت عراقی بودیم، اما در نهایت معلوم شد که داعش پشت این حمله به پایگاه نظامی آمریکایی قرار داشته است.

حال از نگاه شما چه بازیگر یا بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای و با چه هدف یا اهدافی پشت برنامه ریزی برای اتهام زنی به سازمان الحشد الشعبی، دیگر گروه‌های عراقی و در نهایت جمهوری اسلامی ایران قرار دارد؟

بی تردید ایالات متحده آمریکا، رژیم صهیونیستی، برخی از کشورهای عربی منطقه احتمالاً منافقین سعی دارند با یک برنامه ریزی دقیق شرایط را در آستانه ورود جو‌بایدن به کاخ سفید به گونه‌ای طراحی کنند که کماکان پرونده ایران با حساسیت و نگرانی از دید رئیس جمهور آتی آمریکا پیگیری شود. به هرحال این بازیگران سعی می کنند تا نقش و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، یمن و دیگر کشورها محور و کانون ناامنی کل منطقه خاورمیانه جلوه دهند تا در سایه آن بتوانند پرونده نفوذ منطقه ای ایران را به عنوان یک پیش شرط در مذاکرات آتی مطرح کنند. به بیان دیگر این بازیگران‌ سعی می‌کنند با این اقدامات و اتهام زنی ها علیه جمهوری اسلامی ایران و گروه های محور مقاومت همان مسیری که طی چهار سال گذشته از سوی دونالد ترامپ در حمله و فشار به ایران پی گرفته شد در چهار سال پیش رو توسط جو بایدن نیز کماکان در دستور کار ایالات متحده آمریکا قرار گیرد و شاهد تغییر مسیر در فشار آمریکا به ایران پیرامون برخورد با نفوذ منطقه‌ای و توان دفاعی تهران نباشند. به ویژه که این بازیگران به شدت نگران از بازگشت جو بایدن به برجام و تقویت نفوذ و توان ایران هستند. پس تا زمان روی کار آمدن رسمی جو بایدن به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در ۲۰ ژانویه سال ۲۰۲۱/ اول بهمن این اتهام زنی ها و اقداماتی مشابه به آن با شدت و ضعف در دستور کار خواهد بود. البته در عین حال من بسیار بعید می دانم که این اتفاقات منتج به تنش نظامی بین ایران و ایالات متحده آمریکا در منطقه شود، مگر آنکه رژیم ‌صهیونیستی بخواهد با فشار جدی به ایالات متحده آمریکا، این کشور را وارد جنگ و یا تنش نظامی با جمهوری اسلامی ایران کند. هرچند که خود اسرائیلی ها به طور مستقل نیز اقداماتی را در سطح منطقه در دستور کار دارند مانند تردد زیردریایی های اسرائیل در کنار آب های خلیج فارس. ولی به هر حال واقعیت غیر قابل انکار این است که جمهوری اسلامی ایران و دیگر گروه های محور مقاومت با دقت تحولات منطقه را رصد می‌کنند و برای هر اقدام و سناریویی پاسخ مطلوب و مورد نظر خود را دارند.

ولی برخلاف این جمله پایانی شما به نظر می رسد برخی از گروه های مسلح عراقی که برچسب هموسویی با الحشد الشعبی و ایران دارند چندان هوشمندانه عمل نمی‌کنند و اتفاقاً تا مرز تهدید رسمی و علنی مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق و برهم صالح، رئیس جمهوری این کشور هم پیش رفته است، عملا منافع ایران را هم تحت الشعاع قرار داده اند چرا که این اقدامات، نه تنها با واکنش آمریکایی ها، بلکه با حمله شدید اللحن ارتش عراق هم مواجه شده است. به هر حال اقدامات این گروه ها و جریانات طی چند روز گذشته، آن هم در آستانه اولین سالگرد ترور سردار سلیمانی و ابو مهدی المهندس سبب شده که مسئله اتهام زنی علیه جمهوری اسلامی ایران به شکل جدی تری پی گرفته شود. تحلیل و ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

اول این که آقای خطیب زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه دوشنبه هفته جاری صراحتا عنوان کرد که تهران هرگونه حمله و تعرض به سفارت هر کشوری در هر نقطه ای، چه در عراق و چه دیگر کشورها را محکوم می کند. پس این سیاست و راهبرد جمهوری اسلامی ایران این نیست که بخواهد با تعرض به اماکن دیپلماتیک دیگر کشورها برنامه خود را پیش ببرد. یعنی اساسا این خط مشی جمهوری اسلامی ایران در منطقه نبوده و نخواهد بود. چرا که تا کنون رفتار جمهوری اسلامی ایران هیچ نشانه ای در این خصوص به ما نمی دهد. دوما در خصوص برخی رفتار و مواضع برخی گروه ها و جریان های مقاومت عراقی با محوریت کتائب حزب الله، عصائب اهل الحق، گردان های ابوالفضل العباس و گردان قاصم الجبارین و تهدید مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق و برهم صالح، رئیس جمهور و دیگر مقامات دولتی در این کشور که به آن اشاره کردید هیچ ربطی به جمهوری اسلامی ایران ندارد، بلکه این مسائل به دلیل اقتضائات سیاسی، امنیتی و اجتماعی خود عراق است. به هرحال اکنون برخی از شخصیت‌ها، گروه ها، جریانات و احزاب عراقی با نخست وزیری مصطفی الکاظمی و عملکرد او در دولت و یا نگاه برهم صالح به شدت مخالفند و به تبعش منتقد و معترض این عملکرد هستند. حتی علاوه بر این گروه ها و سازمان هایی که به آن اشاره کردید، جریان های مهم دیگری مانند ائتلاف فتح هم اکنون زاویه معناداری با دولت مصطفی الکاظمی پیدا کرده است، کما اینکه ائتلاف دولت قانون نیز اکنون هیچ فردی به عنوان در دولت مصطفی الکاظمی ندارد. این اتفاقاتی که در سوال شما مطرح شد بیشتر به دلیل همین اقتضائات سیاسی جریان ها، احزاب و گروه‌های عراقی با دولت مصطفی الکاظمی است و هیچ گونه ارتباطی با جمهوری اسلامی ایران ندارد. البته در این میان حضور نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا در عراق، آن هم بعد از ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس و تصمیم پارلمان عراق برای خارج کردن این نیروها سبب شده است که اکنون این مسئله به عنوان یک مطالبه جدی توسط این گروه‌ها از دولت مصطفی الکاظمی بدل شود.

قبل از تمام این مسائل هم اکنون چالش ها و مشکلات اقتصادی و معیشتی است که به عنوان کانون و محور انتقادات از دولت موقت در عراق عمل می کند. پیرو این نکته اکنون عراقی ها با چالش‌ها و مشکلات عدیده اقتصادی، معیشتی، امنیتی، اجتماعی و حتی بهداشتی به واسطه تداوم شیوع کرونا دست و پنجه نرم می‌کنند و در این بین طبیعی است که گروه ها و جریاناتی هم انتقادات جدی به عملکرد دولت موقت داشته باشند. خصوصا که در بحبوحه این مشکلات دولت مصطفی الکاظمی اقدام به کاهش ارزش دینار عراقی کرد که با واکنش جدی این گروه مواجه شد. خب مشخص است مجموعه این اقدامات موجی می شود که نه تنها این جریانات، بلکه کل عراق از عملکرد دولت مصطفی الکاظمی ناراضی باشند. لذا ارتباط دادن این مسائل به جمهوری اسلامی ایران چندان نزدیک به واقعیت نیست. در این رابطه حتی ایرج مسجدی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در بغداد نیز در جریان سفر یک ماه پیش سردار قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عراق و دیدار با مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق، برهم صالح، رئیس جمهور و محمد الحلبوسی، رئیس پارلمان به صراحت عنوان کرد که جمهوری اسلامی ایران بنایی به دخالت در مسائل عراق ندارد و در خصوص عملکرد این گروه ها و جریاناتی که در سوال فوق به آن اشاره کردید نیز بنای دخالت جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد. البته هرگاه دولت عراق درخواستی برای کمک از جمهوری اسلامی ایران داشته باشد این درخواست با پاسخ مثبت و همراهی تهران مواجه خواهد شد کما این که طی سال‌های گذشته نیز جمهوری اسلامی ایران در برهه های حساس به کمک عراق شتافته است، اما این کمک ها به معنی دخالت مستقیم ایران در امور عراق نیست. نکته مهم دیگر به ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس باز می گردد که در سوال به آن اشاره داشتید. قطعاً با نزدیک شدن به اولین سالگرد این حادثه تلخ که مسئولیت رسمی آن را خود دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا بر عهده گرفت طبیعی است که برخی از گروه‌ها و جریان‌های مقاومت عراقی به دنبال گرفتن انتقام باشند. پس این مسائل ارتباطی به جمهوری اسلامی ایران ندارد، بلکه خود این گروه ها معتقدند که این ترور در خاک عراق اساساً اصل حاکمیت و امنیت این کشور را توسط آمریکایی‌ها زیر سوال برده است. بنابراین تلاش مستقل و جداگانه‌ای برای خارج کردن این نیروها را در دستور کار دارند که گاهی با برخی مواضع و اقدامات تند تا مرز تهدید نخست وزیر عراق هم پیش می رود، اما این مسائل به معنای آن نیست که جمهوری اسلامی ایران پشت این قضایا قرار دارد. افزون بر تمام این نکات باید این واقعیت غیرقابل انکار را هم مد نظر قرار داد که حضور و جولان نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا در عراق قطعاً کانون بسیاری از چالش ها، مشکلات و گرفتاری ها برای عراق خواهد بود و تا زمانی که این نیروها در عراق حضور داشته باشند گرفتاری‌های این کشور با شدت و ضعف وجود خواهد داشت. 

حتی اگر این تحلیل شما را نزدیک به واقعیت بدانیم اما همین گفته های شما به صورت غیرمستقیم و تلویحی اعترافی است بر وجود اختلاف میان گروه ها و جریانات مقاومت عراقی. چرا که از یک سو ما شاهد سخنان و مواضع رسمی و البته متفاوت فالح فیاض، رئیس سازمان الحشد الشعبی پیرامون حمله به دفاتر احزاب اقلیم کردستان در عراق و یا حمله به اماکن دیپلماتیک و منطقه سبز بغداد هستیم که در تضاد با عملکرد و رفتار روزهای گذشته کتائب حزب الله، عصائب اهل الحق، گردان های ابوالفضل العباس و گردان قاصم الجبارین در خصوص تهدید مقامات دولتی و اقداماتی از این دست قرار دارد. با توجه به این نکات شما به وجود اختلافات میان این گروه ها و سازمان حشدالشعبی معترفید؟ 

یقینا نمی‌توان وجود اختلافات را میان این گروه ها به صورت صد در صد منکر شد. به هرحال وجود اختلافات در برخی از مسائل بین این جریانات متعدد و کثیر بسیار طبیعی است. برای مثال اکنون اختلافات جدی میان سپاه بدر با عصائب اهل الحق وجود دارد کما اینکه اختلافات با جریان مثله سرایا السلام وابسته به مقتدی صدر هم وجود دارد. لذا این اختلافات بسیار طبیعی است. اما نگرانی عمده اینجاست که اکنون برخی به نام گروه‌های مقاومت عراقی دست به حمله نظامی و خمپاره‌ای به اماکن دیپلماتیک به خصوص سفارت ایالات متحده آمریکا در بغداد زده اند و این مسئله می‌تواند منافع کل این گروه ها را به طور عمده تحت‌الشعاع قرار دهد. اینجاست که باید قدری با دید شک و تردید به مسئله نگریست. از طرف دیگر این مسئله را هم باید مد نظر قرار داد که اکنون سازمان حشدالشعبی خود به دو جریان عمده تقسیم شده است؛ حشدالشعبی ولایی و دیگری حشد الشعبی عتبات مقدسه که شامل کربلا، کاظمین و سامرا است. این دو دستگی نشان می دهد که اختلافات جدی هم در خود سازمان حشدالشعبی شکل گرفته است. البته این مسائل جزو اقتضائات داخلی و درونی هر سازمان، گروه و جریانی است، کما این که در هر گروه و جریانی می‌توان مشابه این اختلافات را شاهد بود. قطعاً این مسائل بعد از شکست دادن داعش و شکل گیری اقتضائات امنیتی جدید در عراق بسیار طبیعی است.