تشدید نظامی گری آمریکا در منطقه به بهانه مقابله با «تهدیدات ایران» و درخواست های مکرر ترامپ از ایران برای تماس و مذاکره با او، دوگانگی آشکاری را در حلقه بسته کاخ سفید به تصویر می کشد؛ دوگانه ای که در یک سوی آن بولتون ایستاده و در سوی دیگر آن ترامپ.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، نظامی گری فزاینده آمریکا به بهانه مقابله با آنچه تحرکات ایران علیه نیروهای آمریکایی خوانده می شود، از یک سو و مطالبه مکرر ترامپ از ایرانی ها برای تماس و مذاکره با او از سوی دیگر، ابعاد متعارضی از سیاست خارجی واشنگتن در برابر تهران را آشکار کرده است؛ ابعادی که هر یک محصول کنشگری طیف متفاوتی از سیاستگذاران و استراتژیست های آمریکایی در کاخ سفید و در حلقه نزدیکان ترامپ هستند.
این روزها در حالی که «جان بولتون» مشاور امنیت ملی آمریکا شمشیر خود را علیه ایران از رو بسته و انواع و اقسام تجهیزات نظامی سنگین را برای تقابل با ایران به منطقه گسیل داشته، ترامپ از رویکرد تعامل گرایانه خود با تهران سخن می گوید.
اگرچه تعداد اندکی از ناظران، سیاست های این روزهای واشنگتن در قبال تهران را در چارچوب یک راهبرد معین و برنامه ریزی شده تحلیل می کنند، اما بسیاری از کارشناسان با اشاره به نشانه هایی مشخص، سیاست خارجی واشنگتن در قبال تهران را دوگانه و متعارض ارزیابی می کنند.

**نظامیگری آمریکا در منطقه و بازی که ممکن است از کنترل خارج شود
ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن که به ادعای «جان بولتون» مشاور امنیت ملی آمریکا برای آمادگی در برابر آنچه نگرانی های آمریکا از تحرکات ایران در قبال نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه و همپیمانان آنان خوانده می شود، در اواخر هفته گذشته از کانال سوئز گذشت و رهسپار خلیج فارس است.
بولتون هدف از اعزام لینکلن را فرستادن این «پیام روشن» به ایران دانست که هر گونه حمله به منافع آمریکا یا متحدان این کشور با نیرویی بی‌امان روبرو خواهد شد.
در حالی که هنوز لینکلن به مقصد نرسیده است، آمریکا به بهانه هایی مشابه آنچه ذکر شد، دومین ناوگان جنگی خود را به سوی خلیج فارس اعزام کرده است. به گفته مقام های آمریکایی چون بولتون، تهدیدهای ایران اعزام ناو هواپیمابر «آرلینگتون» به خلیج فارس را جلو انداخته است.
از سوی دیگر «جیم مالوی» فرمانده ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین می گوید که هشدار سازمان های اطلاعاتی مبنی بر وجود تهدیدهایی از سوی ایران مانع اعزام ناو هواپیمابر به تنگه هرمز نخواهد شد.
همچنین «پاتریک شاناهان» وزیر دفاع آمریکا با استقرار تعداد بیشتری از «سامانه‌ موشک‌های پاتریوت» موافقت کرده است.
واشنگتن به لطف حضور سیاستمداران جنگ طلبی چون بولتون و «مایک پمپئو» وزیر خارجه در صدر هیات تصمیم سازان آمریکایی، به بهانه رفع آنچه تهدیدات و رفتارهای نگران کننده تهران خوانده می شود، تشدید نظامی گری را در منطقه خاورمیانه در دستور کار قرار داده است.
این در حالی است که از دید بسیاری از تحلیلگران، اگرچه گزینه برخورد نظامی میان ایران و آمریکا ضعیف و کمرنگ است، ولی تشدید نظامی گری در منطقه، ممکن است به وقوع درگیری هرچند محدود منجر شود؛ مساله ای که می تواند امنیت و ثبات خاورمیانه وگذرگاه استراتژیک هرمز را به خطر بیاندازد و این در راستای منافع آمریکا و خواست شخص ترامپ نیست. با این حال سیاستمدارانی چون بولتون و پمپئو خواست خود را بر ترامپ تحمیل می کنند و همچنان مشغول تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه هستند.

**با من تماس بگیرید
در سوی دیگر این بازی دوگانه، ترامپ قرار دارد که به انحاء مختلف تمایلش برای گفت و گو و مذاکره با رهبران تهران را هویدا می کند.
ترامپ پنجشنبه گذشته در بحبوحه اعزام بمب افکن های بی 52 به قطر گفته بود: چیزی که من دوست دارم از ایرانی‌ها ببینم این است که با من تماس بگیرند. کاری که آن‌ها باید انجام بدهند این است که با من تماس بگیرند، ما می‌توانیم به توافق برسیم، یک توافق منصفانه. ما نمی‌خواهیم به ایران آسیب بزنیم. من می‌خواهم آن‌ها قوی و بزرگ باشند و یک اقتصاد بزرگ داشته باشند. اما آن‌ها باید تماس بگیرند، و اگر این کار را بکنند ما آماده مذاکره با آن‌ها هستیم.
اگرچه از دید ناظران میل ترامپ برای جلب نظر و مذاکره با ایران را می توان در راستای تلاش او برای کسب دستاوردی دیپلماتیک برای انتخابات 2020 گنجاند، ولی این نشانگر نوعی دوگانگی در سیاست خارجی آمریکا در قبال تهران است.
مسوولان ایرانی بارها به صراحت تاکید کرده اند که مذاکره تحت فشار به معنی شکست مقاومت جمهوری اسلامی و گزینه ای مردود و نپذیرفتنی است. بولتون و پمپئو می دانند که نظامی گری آمریکا در منطقه ایران را به مذاکره با آمریکا سوق نخواهد داد.
اکنون فشار حداکثری به عنوان سیاست آمریکا در قبال تهران از دید رهبران واشنگتن هدف های متفاوتی را پیگیری می کند. در حالی که ترامپ بارها تاکید کرده که هدف او از «فشار حداکثری» بر ایران، تغییر رفتار رهبران تهران است، افرادی چون بولتون، گزینه نظامی را ترجیح می دهند.

**دوگانگی در حلقه بسته و گزینش شده ترامپ
برخی تحلیلگران سیاست های اخیر چند هفته گذشته واشنگتن در قابل ایران را در چارچوب یک بسته واحد و برنامه ریزی شده تحلیل و ارزیابی می کنند. بر اساس این رویکرد، مطالبه تماس ایران از سوی ترامپ، با نظامیگری های بولتون در خلیج فارس، دو روی یک سکه اند که هدف واحدی را پیگیری می کنند. به عبارتی بولتون و ترامپ در یک استراتژی واحد، نقش «پلیس بد-پلیس خوب» یا سیاست «چماق و هویج» را در قبال ایران بازی می کنند تا به هدف مشخصی دست یابند.
این در حالی است که اظهارات اخیر ترامپ در خصوص بولتون این گزاره را تایید نمی کند. شواهد نشان می دهد خود ترامپ هم از رویکرد جنگ طلبانه بولتون که البته سابقه ای دیرینه دارد احساس خطر می کند. او به تازگی گفته است عملکرد جان بولتون خوب است اما باید کمی او را کنترل کرد و از تندروی او را پرهیز داد.
پیش از این هم ترامپ در خصوص لزوم کنترل انگیزه های جنگ طلبانه بولتون گفته بود: اگر من می‌خواستم به حرف‌های بولتون گوش کنم، باید الان در چند نقطه دنیا می‌جنگیدم.
اگرچه ترامپ پیش از این با غربال کابینه خود و با کنار گذاشتن افرادی چون «رکس تیلرسون» و «جیمز متیس» تلاش کرد موانع بر سر اعمال سیاست های مورد نظر خود در عرصه سیاست خارجی را کنار بگذارد، ولی ظاهرا هنوز از وجود دوگانگی در حلقه بسته نزدیکان خود در کاخ سفید رهایی نیافته است.
این بار اما به نظر می رسد خود ترامپ نماینده طیف معقول تر در کابینه اش باشد و افرادی چون بولتون نماینده طیف تندرو و جنگ طلب.
توییت اخیر «ریچارد نفیو» طراح تحریم‌های ایران در زمان ریاست جمهوری «باراک اوباما» مبنی بر اینکه «اگر همین الان، روحانی با اتاق کنترل کاخ سفید تماس بگیرد تا تماس او را به ترامپ وصل کنند، بولتون خود را از ارتفاع سه طبقه پایین می‌اندازد و از سه در رد می‌شود تا خط تماس را قطع کند» ناظر بر واقعیت دوگانه رویکرد ترامپ-بولتون در ارتباط با ایران است.
این همان مساله ای است که «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه کشورمان چندی پیش در گفت و گو با «فاکس نیوز» رسانه نزدیک به ترامپ بیان کرد و نسبت به کنشگری «تیم ب» به سرکردگی بولتون در سوق دادن ترامپ به سوی برخورد نظامی (با ایران) هشدار داد.این تحلیل اگرچه در ابتدا از سوی برخی کارشناسان رد شد، اما سیاست ورزی واشنگتن در قبال تهران در هفته های اخیر، میزان عمق و صحت این تحلیل را اثبات کرد.