محمدرضا باهنر گفته است: اگر یک زمانی آقای لاریجانی بیاید و بگوید من کاندیدا و نامزد هستم، می‌تواند جزو افرادی باشد که در شورای وحدت بررسی می‌شود.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

گروه سیاست مثلث‌آنلاین: اخیر محمدرضا باهنر در گفت‌وگویی با سایت «فردا» درباره احتمال حضورعلی لاریجانی گفته است: «شاید شورای وحدت یک مقدار محتاطانه دارد برخورد می‌کند، اما این‌ رویکرد نه لَهِ آقای لاریجانی و نه علیه آقای لاریجانی است... من به جلسات شورای وحدت می‌روم و شرکت می‌کنم. زمان برجام ما در مجلس بودیم و مواضع ما با مواضع آقای لاریجانی تفاوتی نداشت. البته شاید در برخی موضوعات دیگر من با آقای لاریجانی اختلاف نظرهایی هم داشته باشیم. در کل شورای ائتلاف خیلی آبش با آقای لاریجانی در یک جوی نمی‌رود؛ نه، شورای وحدت... شورای وحدت نه صددرصد رد و نه صددرصد تأیید می کند بلکه مثل بقیه به آقای لاریجانی نگاه می‌کند. البته اگر یک زمانی آقای لاریجانی بیاید و بگوید من کاندیدا و نامزد هستم، می‌تواند جزو افرادی باشد که در شورای وحدت بررسی می‌شود».

این سخنان باهنر به نوعی چراغ سبزی از سوی شورای وحدت به علی لاریجانی است؛ فردی که در سال‌های اخیر مورد انتقاد بخش‌هایی از نیروهای اصولگرا که مش جهادی و انقلابی را در پیش دارند، قرار گرفته است. لاریجانی از سال 92 و با روی کار آمدن دولت روحانی خاصه در حوزه سیاست خارجی به شدت حامی دولت بود به نحوی که به گفته بسیاری او در مدت اندکی با فشاری که بر مجلس آورد توانست برجام را با همه نقص‌هایش به تصویب برساند تا عملا به بازوی پارلمانی دولت تحت حمایت اصلاح‌طلبان تبدیل شود. علی لاریجانی از 92 تا کنون رابطه چندان مساعدی هم با بدنه اصولگرایی نداشته است و بیشتر این اصلاح‌طلبان بودند که از او حمایت می‌کردند و او از او به عنوان نیرویی «معتدل» یاد می‌کردند.

در نگاه نخست و با شرایطی که علی لاریجانی دارد به نظر می‌رسد که او برخلاف پایگاه جناحی‌ سابقش اکنون یک نیروی مورد حمایت اصلاح‌طلبان باشد و چنین به ذهن متبادر می‌شود که شاید اصلاح‌طلبان مانند آنچه در سال92 رقم زدند، از یک نیروی نزدیک به خود ولو غیراصلاح‌طلب حمایت کنند؛ این صورت ماجراست اما لاریجانی در میان اصلاح‌طلبان نیز شانس ویژه‌ای برای حضور در انتخابات ندارد زیرا بخش عمده‌ای از اصلاح‌طلبان به دلیل تجربه ناکام حمایت از روحانی تمایل دارند که از نامزدی کاملا اصلاح‌طلب حمایت کنند. آنها معتقدند که تکرار دوباره حمایت از نامزد ائتلافی باعث ریزش بیشتر سرمایه اجتماعی‌شان می‌شود به همین دلیل به جدیت اصرار دارند که فارغ از هر نتجیه‌ای نباید به سمت نیرویی مانند لاریجانی برویم؛ گزاره‌ای که البته مخالفانی هم در جبهه اصلاحات دارد. برای مثال حزب کارگزاران سازندگی برخلاف ادعای ظاهری‌شان در بزنگاه‌های خاص نشان داده است چندان بی‌رغبت به حمایت از لاریجانی نیست.

کار برای علی لاریجانی در جبهه اصولگرایی به شدت سخت‌تر است زیرا نیروهای اصولگرا که بخش عمده‌شان اکنون با عنوان نیروهای انقلاب شناخته می‌شوند، لاریجانی را نیرویی اهل تساهل و تسامح می‌دانند که نمی‌تواند نماینده قابلی برای گفتمان انقلاب اسلامی باشد؛ همین دلیل هم باعث دورشدن بدنه اصولگرایی از او شده است؛ البته گفته می‌شود که نیروهای سنتی اصولگرا خاصه در قم می‌توانند حامیان لاریجانی باشند که البته این فرض هم چندان قابل اعتنا نیست زیرا نیروهای بسیاری در جبهه اصولگرایی هستند که بتوانند به مراتب بیش از فردی مانند لاریجانی مورد نظر اکثریت مطلق اصولگرایان قرار گیرند.

با این حال البته این گزاره را نباید از ذهن دور داشت که اصلاح‌طلبان ممکن است در شرایطی خاص به سمت لاریجانی بروند و چنین تحلیلی وجود دارد که تمام نامزدهای مطرح اصلاح‌طلبان پوششی برای ارائه نامزد نهایی آنهاست که علی لاریجانی باشد. به هر روی باید دید که علی لاریجانی، این سیاستمدار کهنه‌کار چه تصمیمی می‌گیرد و آیا می‌تواند اجماعی نسبی متشکل از اکثریت اصلاح‌طلبان و بخش‌هایی از اصولگرایان بر خود ایجاد کند یا خیر؟