دیپلماسی ایرانی/ سیاست ماراتونی بنت، بسیار جالب توجه است. وی با روسای همه سازمان ها، با همه محافلی که امکانش باشد و نیز با شمار زیادی از مقام های پیشین اسرائیل دیدار و گفت وگو می کند. او می خواهد بدون پیشداوری، همه دیدگاه ها را بشنود.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

در این چند هفته، نکته ای را که نفتالی بنت، نخست وزیر تازه اسرائیل، بارها در جلسات مشورتی خود با سازمان های امنیتی، مقام های دولتی و دیپلمات های کنونی و پیشین اسرائیل عنوان کرده، این است که "من دیدگاه قاطعی درباره مسئله ایران دارم و عمیقا در این موضوع غور کرده ام اما همچنین می خواهم که دیدگاه شما را بشنوم، بویژه اگر با دیدگاه خودم متفاوت باشد." او می گوید که می خواهد همه چیز را بشنود و از مخاطبانش می خواهد که حرفشان را نخورند. وی تاکید دارد که می خواهد اجزاء سیاست کشور در قبال ایران را تجزیه و دوباره ترکیب کند؛ سمینار عمیقی را به راه اندازد که به واکاوی مسئله، فراتر از چارچوب و نگاه موجود بپردازد و یک سیاست منسجم در برابر دولت آمریکا را فرموله کند.

هدف از این سمینار، از نظر وی، آن است که یک سیاست یکپارچه را پیش از دیدارهای تعیین کننده اش در واشنگتن با جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده امریکا و تیم وی، تنظیم کند. به گفته اطرافیان بنت، این دیدارها در ماه اوت انجام خواهد شد چرا که وی می خواهد تا شروع کار ابراهیم رئیسی به عنوان رییس جمهوری تازه ایران، صبر کند. بنت بر این باور است که وقتی رئیسی بر سر کار آید، برای اسرائیل بسیار آسانتر می شود که نگرانی های رنج آور خود درباره توافق هسته ای ایران را به آمریکایی ها منتقل کند.

سیاست ماراتونی بنت، بسیار جالب توجه است. وی با روسای همه سازمان ها، با همه محافلی که امکانش باشد و نیز با شمار زیادی از مقام های پیشین اسرائیل دیدار و گفت وگو می کند. او می خواهد بدون پیشداوری، همه دیدگاه ها را بشنود.

بنت، شخصا دیدگاهی تند و تهاجمی در قبال ایران دارد. وی پیش از این گفته بود که باید به تلافی هر ضربه ای که توسط نیابتی های ایران همچون حزب الله به اسرائیل وارد می شود، آشکارا و مستقیم به اهداف ایران حمله کرد. اگر با توجه به سخنان گذشته اش داوری کنیم، بنت عضوی از "گروه هفت نفره" یا همان مجمع غیررسمی وزارتی اسرائیل است که به بنیامین نتانیاهو مشورت می داد. وی بی گمان طرفدار یک حمله نظامی علیه زیرساخت های هسته ای ایران بود. 

با این حال، همان طور که یک کلیشه اسرائیلی می گوید، زاویه نگاه از پنجره دفتر نخست وزیر، با دیگر زاویه ها تفاوت می کند. تقریبا همه نخست وزیران اسرائیل، هنگامی که بر صندلی داغی نشستند که باید برای اداره یکی از پیچیده ترین و خطرناک ترین کشورهای جهان تصمیم بگیرد، مواضع قبلی شان را دگرش دادند.

اسحاق رابین، یک ژنرال پیشین ارتش، قرارداد اسلو را در سال 1993 با دشمن سرسخت خود یعنی سازمان آزادیبخش فلسطین به امضا رساند. در سال 1979، مناخم بگین، یک تندرو ایدئولوژیک، نخستین پیمان صلح اسرائیل با یک کشور عربی را به امضا رساند و همه شبه جزیره سینا را که اسرائیل در سال 1967 اشغال کرده بود، به مصر بازگرداند. آریل شارون، وزیر دفاع تندرو و طرفدار گسترش شهرک ها، در سال 2005، ساخت شهرک های یهودی نشین در غزه را ملغی کرد و این منطقه را – که بازهم در جنگ 1967 به اشغال اسرائیل درآمده بود، به فلسطینی ها داد. بنیامین نتانیاهو هم در سال 2009 که به نخست وزیری رسید، از یک راه حل دو کشوری حمایت کرد و توافقی را امضا کرد که شهر هبرون در کرانه باختری را به فلسطینی ها باز می گرداند. حتی اسحاق شمیر که یک تندروی ایدئولوگ دو آتشه بود، پذیرفت که مچش خوابانده شده و در نشست صلح 1991 سران در مادرید شرکت کند.    

بننت لزوما در نظر ندارد که دیدگاه هایش را دگرگون کند اما وی باید آنها را با واقعیت های کنونی سازگار کند و یک فرمول بَرنده یا فرمولی را که کمتر آسیب زا باشد، برگزیند. او گزینه های سختی در پیش دارد. برخی از سازمان های اطلاعاتی اسرائیل بر این باورند که ادامه شرایط کنونی، خطرناکترین گزینه است. با توجه به بن بست جاری در گفت وگوهای آمریکا – ایران و پیشرفت ایران در برنامه هسته ای اش، اسرائیل خود را در نقطه دشواری می بیند. آیا بازگشت به برجام، برای اسرائیل بهتر است یا بدتر؟ یک کشمکش آشکار دیگر با دولت آمریکا بر سر ایران، چه هزینه هایی برای اسرائیل خواهد داشت؟ آیا اسرائیل توان تحمل این هزینه را دارد و تن دادن به ریسک های چنین رویکردی، به دستاوردهایش می ارزد؟

هدف بنت، آن گونه که در این نشست ها توضیح می دهد، این نیست که سیاست اسرائیل در قبال ایران را تغییر دهد بلکه می خواهد رویکرد کنونی را در پرتو تغییراتی که روی زمین صورت گرفته است، مورد بازاندیشی قرار دهد. وی می گوید چیزهای زیادی دگرش یافته است. اطرافیانش در توضیح دیدگاه وی این گونه می گویند: یک دولت تازه در آمریکا بر سر کار آمده، گفت وگوهایش با ایران متوقف شده، ایران برنامه هسته ای اش را سرعت می دهد و اسرائیل هم یک دولت تازه دارد. اسرائیل باید بهترین رویکرد را در چارچوب ایدئولوژی خودش برگزیند اما به شرط اینکه نتایج دلخواه را هم داشته باشد.

در این ارزیابی ها، چندین نکته حساس واکاوی می شود. برای مثال، آیا اسرائیل اساسا توان نفوذ بر سیاست آمریکا در برنامه هسته ای ایران را دارد حتی اگر همه فرصت های عالم را هم در اختیارش گذارند تا دیدگاه ها و اطلاعاتش را در واشنگتن عرضه کند؟

آیا یک گزینه مستقل نظامی اسرائیل برای مقابله با برنامه هسته ای ایران، هنوز هم معقول و شدنی است؟ آیا اگر ایران شروط توافق نوشده هسته ای اش با قدرت های جهان را زیر پا بگذارد، آمریکا و اسرائیل می توانند بر سر یک برنامه اقدام مشترک توافق کنند؟

بنت می خواهد با یک سیاست روشن و منسجم به واشنگتن برود و هیچ چیز را به شانس و اقبال واگذار نکند. وی یک سلسه سناریوها و نیز واکنش های واقع بینانه در قبال هر یک از این سناریوها را به آمریکایی ها پیشنهاد خواهد داد و در آستانه سفرش به واشنگتن هم تلاش می کند بالاترین حمایت ممکن از ناحیه شرکای دولت ائتلافی اش را برای رویکرد تازه اسرائیل بسیج کند.

وی در این زمینه، همکاری نزدیکی با یئیر لاپید، وزیر امور خارجه و بنی گانتز، وزیر دفاع دارد که از دیدگاه مشابهی درباره سیاست اسرائیل در قبال آمریکا برخوردارند و بر این باورند که اسرائیل باید به هر قیمت شده، از اشتباهات زمان نتانیاهو پرهیز کند و بر سر برنامه هسته ای ایران، وارد تنش آشکار با آمریکایی ها نشود. لاپید و گانتز توافق دارند که اسرائیل می تواند انتقاد یا حتی مخالفت محکم خود را با بازگشت به برجام ابراز کند اما یک کارزار جبهه مانند علیه بایدن، خطایی مرگبار است. حتی در صورت تحقق بدترین سناریو یعنی بازگشت آمریکا به همان توافق اولیه برجام، بهتر است که اسرائیل به توافقی جداگانه با دولت آمریکا برسد که جبرانی برای برجام باشد و به جای شاخ به شاخ شدن مستقیم با آمریکا، خط اقدامی را برای آینده مشخص کند.